نوشته ها

استان خراسان شمالی

ارسال شده توسط :

استان خراسان شمالی

وجه تسمیه:

در فارسی قدیم به معنای خاور زمین و به روایتی به مفهوم محل طلوع خورشید ..

موقعیت استان:

استان خراسان شمالی از شمال به کشور ترکمنستان ، از جنوب و شرق به استان خراسان رضوی ، و از غرب به استان های گلستان و سمنان محدود می شود . خراسان شمالی ۲۸۱۷۹ کیلومتر مربع وسعت دارد که ۷/۱ درصد کل کشور را تشکیل می دهد . استان خراسان شمالی از شش شهرستان بجنورد ، اسفراین ، جاجرم ، شیروان ، فاروج و مانه و سملقان تشکیل شده است .

مردم شناسی:

منشأ کردهای خراسان شمالی:

پیش از وارد شدن به موضوع اصلی لازم است اندکی به منشأ کرد های خراسان شمالی بپردازیم . زیرا فرض ما بر این است که تیپ مسکن کرد های خراسان شمالی ( کرمانج ها ) ریشه در خاستگاه و منشأ جغرافیائی آنان دارد . بنابراین کردها بومی مناطق غربی و شمال غربی ایران می باشند و گروههائی از آن ها در دوران سلسله های صفویه و افشاریه بر حسب ضرورت های سیاسی به شمال خراسان کوچ داده اند .

دیدنی ها و آثار تاریخی:

آیینه خانه مفخم: بنای آئینه خانه ی مفخم در شمال شهر بجنورد واقع شده است . این بنا همزمان با عصر ناصری در داخل باغ بزرگی به نام دلگشا ساخته شد . پلان این بنا مستطیل شکل بوده و در دو طبقه با تزئینات خارجی و داخلی ساخته شد . تزئینات خارجی بنا شامل کاشیکاری با اشکال گل و بوته و نقوش انسانی و حیوانی است . در طبقه ی دوم اتاق آئینه کاری شده ای وجود دارد که نام خود را به کل بنا بخشیده است. امروزه بنای آینه خانه بعنوان موزه ی تاریخی – فرهنگی بجنورد مورد استفاده قرار گرفته است .

شهر بلقیس: کهن دژ بلقیس اسفراین که به شهر بلقیس معروف شده در ۳ کیلومتری جنوب شرقی اسفراین کنونی واقع شده است . وسعت این شهر کهن در حدود ۱۵۰ هکتار و ساخت ارگ ( کهن دژ) حدود ۵ هکتار است . این شهر بر اساس اسلوب معماری ساسانی و شامل سه بخش کهن دژ ربض و شارستان ساخته شده و مهم ترین مصالح به کار رفته در آن خشت و گل است . این مجموعه تاریخی را می توان جزو عظیم ترین میراث های خشتی ایران تلقی کرد که در طول تاریخ همواره بعنوان یکی از شهرهای مهم در حاشیه ی جاده ی ابریشم قرار داشته است.

یخدان کوثر: این اثر معماری در حدود ۴ کیلومتری شمال شرقی بیدخت در مجاورت روستای متروکه کوثر در میان اراضی کشاورزی واقع است. به طور کلی یخدان کوثر از سه بخش دیوار شرقی و غربی جوی مخصوص و محل جمع آوری یخ های ابتیاع شده شکل گرفته است .دیوار این یخدان از خشت و چینه ایجاد شده و در پشت آن نیز جوی قرار داشته است که آب در داخل آن انباشته شده و در شب های سرد زمستان به یخ تبدیل می شد، پس از آن یخ ها که بیشتر به صورت لایه لایه بوده است به چال یا محفظه ی نگهداری یخ منتقل می شد. برای جدا ماندن لایه های یخ از یکدیگر از کیسه های کاه استفاده می شد .

قلعه ی جلال الدین: در فاصله ی ۵ کیلومتری غرب شهرستان حد فاصل جاده ی گرمه به جاجرم، تپه ی نسبتاً مرتفع سنگی است که قلعه ای نظامی موسوم به جلال الدین بر روی آن ساخته شده است. این قلعه با پلانی شش گوش، دارای شش برج مدور در اطراف است که در ورودی آن در ضلع جنوب است و در گذشته عمارتی نیز بالای در ورودی آن مشاهده شده است .

روستای روئین: این روستا در ۲۷ کیلومتری شمال اسفراین واقع شده و آب و هوای معتدل کوهستانی با زمستان های سرد و پر برف و تابستان های معتدل است . آب فراوان باغ های این روستا را پر رونق ساخته به طوری که هیچ فصلی از سال از محصولات باغی بی بهره نبوده است .

روستای توریستی اسپیدان: روستای توریستی اسپیدان در ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی بجنورد واقع شده است . این روستا بافت مسکونی جالب توجهی دارد و خانه ها به صورت پلکانی در دامنه ی کوه ساخته شده اند و از جاذبه های این روستا به آبشار هنرور، آبشار بارگاه، غار خزانه ی هنرور ، مقبره شیخ محمد رضا ربانی معروف به حاج آخوند مؤسس مدرسه ی علمیه ی روستا ، امامزاده محمد بن باقر بن موسی بن جعفر می توان اشاره کرد.

غارهای هنامه: غار های هنامه در روستای هنامه ۱۸ کیلومتری شمال شرقی شهرستان شیروان قرار گرفته است. غار های هنامه قصبه ای بزرگ و تاریخی در دل کوه و از زیر خروارها سنگ و خاک قد برافراشته است . غار از سه طبقه که شامل آخورها در طبقه ی اول ، انبار آذوقه در طبقه ی دوم و طبقه ی سوم محل زندگی و اسکان مردم بوده است. این غارها از اتاق های متعدد و خانه های مسکونی و برج های دیده بانی تشکیل شده است .

روستای خسرویه: روستای خسرویه در دامنه ی رشته کوه های زیبای شاه جهان و در فاصله ی ۲۵ کیلومتری جنوب غربی فاروج در دل دره ای سبز جای گرفته است . خسرویه زاد گاه عالم ربانی آقا نجفی قوچانی است و از بافت سنتی و معماری بسیار غنی برخوردار است . علاوه بر بافت سنتی و مذهبی از جاذبه های طبیعی بسیاری نیز برخوردار می باشد .

بنای اسپاخو: بنای سنگی اسپاخو در ۶۷ کیلومتری شهرستان مانه و سملقان واقع شده است . این بنا چهار گوش مستطیلی شکل است . این بنا چهار گوش مستطیلی شکل است و گنبد از نوع نیمکره ای و به وسیله ی چهار فیلپوش بر فضای مربعی گنبد خانه استوار شده است .

 موسیقی محلی – مقامی:

خراسان از دیر باز مهد فرهنگ و تمدن بوده و موسیقی سنتی آن به نحوی شایسته در گذر زمان جاری و از رشد لازم برخوردار بوده است و همواره مردم این خطه از ایران عزیز با آن ارتباط و خویشاوندی نزدیکی داشته اند . مجسمۀ شش هزار و پانصد سالۀ شخص تنبور نواز کشف شده از خراسان قدیم، گواه بر این حقیقت است که موسیقی در این خطه، پیشینه ای درخشان و فرهنگی دیرینه دارد ( این مجسمه در موزه ی لوور پاریس نگهداری می شود).

با توجه به گستردگی اقوام و قومیت ها ی مختلف در ایران و موقعیت های مختلف اجتماعی – جغرافیایی و شرایط اقلیمی و فرهنگی، موسیقی محلی – مقامی نیز در نواحی مختلف ایران با توجه به ویژگی های خاص آن ناحیه پدید آمده است که آئینه ی تمام نمای آداب و رسوم، فرهنگ و هنر، افسانه ها و اسطوره ها و داستان های آئینی و سنت های آئینی و اعتقادی می باشد. در خراسان نیز  با توجه به گستردگی جغرافیایی منطقه، اقوام مختلفی با فرهنگ های مختلف و در شرایط مختلف اقلیمی و اجتماعی در آن جای دارند که در دو حوضه ی بزرگ موسیقی شمال خراسان و جنوب و شرق خراسان تقسیم می شوند که حوزه ی جنوب، خود می تواند از تقسیمات ریز تری برخوردار باشد .خراسان به واسطه ی وسعت جغرافیایی و وسعت خاک و تنوع و گوناگونی آب و هوا، توانایی و استعداد انواع شیوه های معیشت، از جمله کوچ نشینی را دارا است و از این رو، علاوه بر بومیان منطقه قبایل و طوایف متعددی از جمله ترکمن، ترک، کرد، بلوچ، تات، عرب و … در این زمین اسکان یافته اند .

تنوع نژاد از عرب های حسنی ، سامی ، خزیمه تا هزاره ، بلوچ و نژاد های کرد کرمانج ، ترک ، ترکمن ، مغول در این قسمت از ایران به چشم می خورد ، به همین سبب موسیقی این پهنه ی فرهنگی نیز متنوع است . اغراق نیست اگر ادعا شود که استان خراسان یکی از غنی ترین گنجینه های فرهنگی موسیقی است و بر خلاف بیشتر مناطق ایران، موسیقی آن سبک خاصی دارد ، وحدت سبک ندارد و چنان که ذکر شد، در دو حوضه ی بزرگ شمال خراسان و جنوب و شرق خراسان تقسیم بندی می شود .

شمال خراسان با موقعیت جغرافیایی کوهستانی و چشمه های جوشان و رود خانه ای جاری ، شامل شهر های قوچان ، شیروان ، بجنورد ، چناران ، در گز ، کلات نادری ، اسفراین ، شمال شهرستان نیشابور ، شمال شهرستان سبزوار ، آشخانه و جاجرم و … می باشد . موسیقی جاری در این خطه نیز موسیقی کوهستان است و به واسطه ی شرایط معیشتی کوهستان فریادی تر و پیچیده تر است و در نگاه اول ، قابل شناخت نیست و نیاز به کندو کاو علمی و پژوهشی دارد و از این لحاظ می توان آن را دارای موقعیت منحصر به فردی تلقی نمود . تنوع سازها و اقیانوس بی کران موسیقی آن منطقه با مقام ها و آهنگ های مختلف، شرایطی را به وجود آورده است که پژوهشگران و محققان با نگاهی ویژه به آن می نگرند ، به عنوان مثال آقای دکتر مهاجرانی از قوچان به عنوان پایتخت موسیقی مقامی کشور یاد می کنند . در شمال خراسان اقوام کرد و ترکمن و تات زندگی می کنند که فرهنگ غالب در این خطه، فرهنگ کردی است که همان کرمانجی  می باشد به این دلیل که بیشترین ساکنان منطقه را تشکیل می دهند و قوت های فرهنگی که در آن دیده می شود فرا گیر تر شده است .

صنایع دستی:

پوست و پوستین دوزی ، پارچه ی دستباف ، فیروزه تراشی ، فیروزه کوبی ، قلمکار ، سنگ تراشی ، قلاب دوزی ، پته دوزی ، برک بافی ، سرامیک سازی ، نمد مالی ، چاروق دوزی ، مصنوعات چرمی ، کیف و کفش چرمی ، زیلو بافی ، گلیم بافی ، ملیله دوزی ، یراق دوزی ، منگوله بافی ، جواهر سازی ، سبد بافی ، گیوه دوزی ، قلمزنی روی مس ، کلاه نمدی ، قالیبافی ، نقاشی روی سفال ، مشبک کاری ، جاجیم بافی ، نخ تابی ، قیطان بافی ، سفال و سرامیک ، کارت بافی ، دوخت های سنتی ، گلدوزی ، منبت ، سرمه دوزی ، کاشی هفت رنگ ، مینا کاری ، ابریشم کشی ، تراش روی شیشه ، کاشی معرق ، پا پیه ماشه ، گره چینی ، ادوات موسیقی سنتی ، شبکه دوزی ، پیکر تراشی ، فلز کاری ، ریسندگی ، مصنوعات فلزی ، نقره سازی ، معرق ، تذهیب ..

مناطق حفاظت شده:

خراسان شمالی دارای یک پارک ملی به مساحت ۵۲۸۹۵ هکتار، پناهگاه حیات وحش به مساحت ۸۴۴۳۵ هکتار ، منطقه ی حفاظت شده به مساحت ۹۲۰۹۷ هکتار در جمع ۲۲۹۴۲۷ هکتار ، دارای دو پارک ملی ، یک پناهگاه حیات وحش ، چهار منطقه ی حفاظت شده در مجموع هفت، پناهگاه حیات وحش میاندشت به مساحت ۸۴۴۳۵ هکتار که در ۱۳۵۴ تأسیس شد . منطقهی حفاظت شده سرانی به مساحت ۱۵۸۹۵ هکتار که در سال ۱۳۵۰ تأسیس شد . منطقه ی حفاظت شده  ساریگل به مساحت ۲۱۳۰۹ هکتار که در سال ۱۳۵۲ تأسیس شد . منطقه ی حفاظت شده سالوک به مساحت ۱۱۶۷۷ هکتار است که در سال ۱۳۵۲ تأسیس گشت . بخشی از پارک ملی گلستان که در قلمرو خراسان شمالی استان گلستان و سمنان قرار گرفته است .

چشمه های مهم منطقه:

چشمه سرچشمه ، چشمه نخود زار ۱ ، چشمه نخود زار ۲ ، پیش قلعه ، یان چشمه ، چشمه قاپاق ( چندلی ) چشمه عرب ، چشمه ترنو ۱ ، چشمه ترنو ۲ ، چشمه چهار برج ، چشمه اردغانی ، حسن چاخانی ، چشمه قاش ، چشمه کاظم آقا ، چشمه بازی گربه ، محمد خان بیک ، چشمه توت ، چشمه مراش .

پوشش گیاهی:

از نظر پوشش گیاهی منطقه از تنوع گیاهی بسیار خوبی برخوردار می باشد . گیاه غالب منطقه درمنه می باشد که به صورت درمنه دشتی در قسمت جنوبی و درمنه کوهی در کوهستان های منطقه مشاهده می شود . پس از درمنه در مرتبه بعد غالب دیگر منطقه کلاه میر حسن و گون می باشد که این گونه گیاه عمدتاً در کوهستان های شمالی مشاهده می شوند . در پوشش گیاهی منطقه عوامل گوناگونی از جمله آب و هوا ، خاک ، توپوگرافی زمین و سازند های زمین شناسی تأثیر زیادی دارند . به عنوان مثال کوهستان های پر شیب منطقه به دلیل عدم وجود خاک مناسب از پوشش گیاهی کمتر و دره های منطقه به دلیل وجود خاکهای آبرفتی مناسب از پوشش گیاهی انبوه برخوردار می باشد . در منطقه سالوک جنگل به معنای واقعی وجود ندارد . در عین حال در برخی از دره های منطقه از جمله دره توی ، زاری ف دره جوزی ، دره چهار برج ، جنگل های پراکنده مشاهده می شود . در این جنگل درخت غالب درخت ارس می باشد که در گذشته های دور به صورت جنگل های انبوه در منطقه وجود داشته است . پس از ارس ، زالزالک ، زرشک و نسترن وحشی جزو درختچه های جنگلی منطقه محسوب می شوند . مطالعه آثار به جا ی مانده در منطقه حاکی از این است که در ابتدا منطقه دارای جنگل های انبوه از نوع ارس بوده است . با تخریب جنگل های ارس ، درختان زالزالک جایگزین آن شد . با تخریب زالزالکهای درختچه های نسترن وحشی و زرشک با تخریب بوته های زرشک و نسترن وحشی ، گون و کلاه میر حسن و با تخریب گون و کلاه میر حسن درمنه جایگزین آنها شده است . علت اصلی تخریب جنگلهای منطقه در گذشته الگوی ساختمان سازی در روستاهای اطراف منطقه ، مصارف سوخت و چرای دام بوده است .

وضعیت جانوری منطقه:

منطقه حفاظت شده ایران از نظر زندگی جانوری می باشد . شرایط توپو گرافی دشتی – کوهستانی منطقه باعث شده است که این منطقه یکی از متنوع ترین زیستگاه های وحشی ایران به حساب آید .

قسمت شمالی آن کوهستانی و مأمن حیوانات گوناگون کوه زی و قسمت جنوب آن نیز مناسب زیست حیوانات نواحی دشت زی می باشد . جانوران منطقه متنوع و بیش از صد گونه جانوری در منطقه سالوک مشاهده شده است . از نظر تعداد انواع شاخص حیواناتی نظیر قوچ و میش نسبتاً زیاد ، کل و بز و پلنگ ، گربه وحشی و کفتار تعدادشان کمتر می باشد و حیواناتی نظیر گربه پالاس و سمور از گونه های کمیاب منطقه با توجه به شرایط آب و هوایی ، منابع آب و خاک ، پوشش گیاهی و شرایط زمین شناسی و توپو گرافی در منطقه پراکنده شده اند . منطقه امن به دلایل امنیتی از جمعیت بیشتری برخوردار می باشد . هرچه از منطقه امن دور شویم تعداد جانوران منطقه کمتر می شوند. پس از منطقه امن جانوران منطقه بیشتر در دره های پر آب دیده می شوند . صخره های پر شیب شمال غربی منطقه مکان امنی را جهت حیواناتی نظیر کل ، بز ، پلنگ ، گربه وحشی به دلیل صعب العبور بودن فراهم نموده است . قوچ و میش های منطقه اکثراً در ارتفاعات شمالی منطقه دیده می شوند . گراز های وحشی در کوهستان های شمالی از ریشه بوته ها و درختچه ها ی منطقه استفاده می نمایند و این گراز ها محل ثابتی نداشته و گاهی تا مسافت های طولانی محل زندگی خود را تغییر می دهند . گرگ ، شغال ، روباه از حیواناتی می باشند که در تمامی منطقه مشاهده می شوند . در حالی که کفتار ها فقط در تپه ماهور های جنوبی منطقه دیده می شوند.

آداب و رسوم و مردم شناسی:

چهارشنبه سوری: در شب چهارشنبه آخر سال مجالس سور و سرور بر پا می کنند و در هر نقطه ای مراسم گوناگونی بر پا می کنند از جمله : آتش بر می افروزند . این آتش را ظاهراً در روزگار انی بس قدیم بر پشت بام ها و بلندی ها بر افروختند تا خبر از یک قیام ملی دهند و همگان را دعوت به قیام نمایند اما اکنون در حیاط خانه ها بوته آتش می زنند و از روی آن می پرند خراسانی ها در این شب هر چه کوزه کهنه دارند می شکنند و به جای آن کوزه نو می خرند و نیز در صورت داشتن امکانات مالی چهار رنگ پلو ( رشته پلو ، عدس پلو ، زرشک پلو ، ماش پلو ) می پزند و مقداری از آن را برای نزدیکان می فرستند. در مراسم چهارشنبه سوری ، زنان مراسم خاصی دارند که بیشتر مربوط به بخت گشائی و گرفتن حاجت و رفع درد و بلاست . اگر خانواده ای بیمار داشته باشد زنی چادر به سر در خانه ها می رود و با ملاقه ای که در دست دارد چهار مرتبه به در می کوبد . صاحبخانه مقداری خوراک داخل ملاقه می ریزد .

نوروز: از چند هفته به نوروز مانده جنبش فراوانی میان مردم پدید می آید ، همه به فکر تهیه لباس نو، خانه تکانی ، سفید کردن ظروف مسی ، تمیز کردن در و پنجره و اثاثه خانه می افتند . گندم یا عدس یا اسفرزه ، ترتیزک و خاکه شی می رویانند تا شب عید خانه به سبزه آراسته باشد ، حاجی فیروز ( جیگی جیگی نه نه خانم ) در کوچه و بازار به راه می افتد … یکی دو روز به عید مانده سمنو می پزند و روز قبل از تحویل سال به حمام می روند و پای خود را حنا می بندند . وقتی لحظه تحویل نزدیک شد عده ای به مسجد می روند تا دعا بخوانند و از برکت آن دعا در تمام مدت سال از خطرات مصون و غرق در نعمت گردند گروهی نیز در خانه می مانند زیرا عقیده دارند نباید درین لحظه از خانه به دور بود.

چند لحظه قبل از تحویل سال اندکی آرد خمیر می کنند و در گوشه ای می گذارند تا ور آید بعد سماور را آتش می کنند و سفره هفت سین را می چینند و لباس های نو می پوشند . اسفند و مشک و عنبر می سوزانند در هر اتاق چراغ یا شمعی روشن می کنند آنگاه سفره ی سفیدی در وسط آن می گذارند تا در موقع تحویل تخم مرغ روی آیینه بچرخد یک ظرف عسل در گوشه سفره و یک عدد نان سنگک نیز در گوشه دیگر می گذارند . سینی هفت سین را هم در وسط سفره در جای مناسبی می گذارند ( سمنو، سکه ، سرکه ، سیر سنجد ، سماق ، سیب ) و سبزه ای که رویانیده اند در کنار آنها می گذارند یک کاسه پر آب هم در گوشه ای قرار می دهند و روی آب چند ساقه سبزه و یک عدد نارنج می اندازند مقداری آجیل و شیرینی هم در دو بشقاب می ریزند و با یک پیاله ماست و یک بشقاب سبزی پلو ماهی در کنار سفره می گذارند ، بعد در همه اتاق ها و دهان خیک ماست و سر کیسه ای نخود ، لوبیا ، عدس ، ماش و برنج را باز می گذارند و منتظر می نشینند تا سال تحویل شود . عده ای چند لحظه قبل از تحویل سال قدری « آب جوجه خروس » یا شیر می نوشند ظهر یا شب آخر سال سبزی پلو با ماهی و کوکو و مرغ تهیه می کنند و مقداری از آنها را برای سال نو نگاه می دارند و در موقع تحویل در سر سفره هفت سین می گذارند . یک کوزه نو هم می خرند و پر از آب می کنند یک نارنج هم در دهانه آن می گذارند و تا سال نو نشود از آب کوزه استفاده نمی کنند . وقتی لحظه تحویل فرا رسید اعضاء خانواده دور سفره می نشینند و هر یک ، یک سکه یا چند دانه برنج … در مشت می گیرند یا کلۀ جوجه خروس در جیب می گذارند … همین که سال تحویل شد به هم مبارک باد می گویند و یکدیگر را می بوسند و عده ای هم دعا می خوانند.

شب اول سال نو رشته پلو می خورند ، روز اول سال هم آش رشته می پزند . اگر شنبه به نوروز بیفتد آن سال را مبارک تر می دانند و بیشتر شادی می کنند . در خانواده های خراسانی خصوصاً در روستا ها رسم است که دو سه روز قبل از تحویل سال مقدار زیادی نان می پزند زیرا معتقدند که در موقع تحویل باید صندوقخانه هر خانه ای پر نان باشد. در طول مدت دو روز اول سال به دیدن یکدیگر می روند و روز اول سال را بزرگ خانواده یا بزرگ محل در خانه می نشیند تا همه به دیدنش بروند و نوروز را به او تبریک بگویند. در خراسان در ایام نوروز از مهمانان با شیرینی های محلی عالی پذیرایی می شود روز سیزدهم فروردین در نظر مردم نحس است و عموماً به صحرا می روند و ناهار را در صحرا صرف می کنند و آنچه آجیل و شیرینی مانده در آن روز می خورند . در پاره ای از نقاط خراسان روزهای شنبه و چهارشنبه اول سال نیز از خانه خارج می شوند و به خارج شهر می روند از جمله در بیرجند مردم این سه روز از شهر خارج شده به محلی می روند معروف به کشمان که در آن گندم ، جو ، یونجه و شبدر کاشته شده است. بیرجندی ها عقیده دارند که در این سه روز باید از دروازه جنوبی شهر به کشمان رفت و در صحرا پای خود را به سبزه زد و سپس از دروازه شرقی شهر به خانه بازگشت . دختران دم بخت برای گشودن بخت خود و پیدا کردن شوهر رو به قبله می نشینند و سبزه گره می زنند … زنان عقیم یا بی فرزند لب آب می نشینند و کلوخ در آب می اندازند و دعا می کنند.

خواستگاری: مادر داماد و چند تن از زنان نسبتاً مسن ( مثل خاله ، عمه ، خواهر داماد ) به عنوان مهمانی یا بهانه کرایه کردن اتاق و یافتن خانه خالی به خانه عروس می روند مادر که از طرز رفتار آنها حدس می زند دختر را صدا می زند تا برای مهمان ها چای بیاورد، چون دختر از مهمانان پذیرایی کرد زنان به سر گردن دختر دستی می کشند و ماشاءالله ماشاءالله می گویند گونه ها و لبان را می بوسند … آنگاه سؤالاتی از کمالات دختر می کنند چون دختر را پسندیدند می گویند « آماده ایم ببینیم پسر ما را به غلامی قبول می کنید یا نه ؟ »

پس از موافقت هر دو خانواده شبی را معین کرده قرار می گذارند که مرد های خانواده ی داماد برای بله برون به خانه ی دختر بروند و درباره ی اثاث سر عقد و مهریه و شیر بها مذاکره می کنند آنگاه مقدمات مجلس عقد را فراهم می نمایند و در فاصله این مدت خانواده عروس در خارج تحقیقاتی درباره داماد می نمایند و دختر را نیز پنهانی به محل کار داماد می برند تا پسر را ببیند و در شب بله برون موافقت خود را با این ازدواج اعلام می دارند . در این شب خانواده داماد حلقه ای برای عروس می آورند که به آن کلیکی ( انگشت ) می گویند . در روستاها یک جفت کفش به عنوان نشونی نیز به اندازه ی پای عروس تهیه می کنند و کفش و کلیکی را با مقداری نقل و نبات و قند و چای و حنا ( گاهی یک دست لباس ) در سینی مخصوصی می گذارند و چند سکه نقره هم در سینی می اندازند و به خانه دختر می برند و درباره میزان باشلق و مهریه و لوازمی که داماد باید بخرد مذاکره می نمایند و چون موافقت حاصل شد زنان دایره می زنند و هولوشو ، شولولو می گویند . سپس روزی را معین می کنند که داماد با عروس و چند تن از خانواده داماد با عروس و چند تن از خانواده ی عروس و داماد به بازار بروند و آیینه و شمعدان و انگشتری و سایر لوازم را بخرند . در پایان مجلس برای خوشبختی و شاد کامی طرفین مقداری قند و نبات می شکنند، نصفش را به خانواده عروس می دهند و نصف دیگرش را به خانه ی داماد می برند و آن گاه روز و ساعت عقد را معین و لوازم سر عقد را با طبق یا خوانچه به خانه عروس می فرستد . لوازمی که فرستاده می شود : یک عدد آیینه و یک جفت شمعدان یا لاله یک انگشتری ، لباس سر عقد ،  یک جفت کفش برای عروس ، دو جفت کفش برای خواهر و مادر عروس و چند خوانچه شیرینی در روستا ها چند کله قند ، چند بسته چای و بیست قالب صابون و سه کیسه حنا و یک کیسه رنگ و چهار متر چلوار سفید نیز می فرستند. خانواده عروس نیز یک قواره فاستونی برای داماد و یک قواره برای پدر داماد و یک قواره برای پدر داماد و یک قواره پیراهن و یک جفت جوراب و یک روسری یا چارقد برای مادر داماد در خوانچه به خانه ی داماد می فرستند .

مجلس عقد: چند دقیقه پیش از خواندن صیغه عقد ، در اطاقی که زیر خالی نباشد طشت مسین بزرگی وارونه روی زمین می گذارند و ده تا ۱۲ تخم مرغ زیر طشت می گذارند. بعد عروس را رو به قبله روی طشت می نشانند و سفره سفیدی در جلوی او پهن می کنند و یک آیینه در وسط ، دو شمعدان با دو چراغ یا دو لاله در طرفین آینه ، دو عدد تخم مرغ ، سینی عاطل باطل ، یک بشقاب سبزی و پنیر یک پیاله عسل ، یک قرآن ، یک نان سنگک که روی آن مبارک باشد با خشخاش یا سیاه دانه نوشته شده ، یک پیاله سیماب ، یک کاسه پر آب که برگ سبزی بر سطح آن شناور است ، یک بشقاب نقل ، یک بشقاب گردو و یک بشقاب صابون می چینند ….

چند لحظه قبل از خواندن صیغه عقد شمع ها را روشن می کنند و عاقد صیغه را در اطاق مجاور به وکالت از زوجین می خواند در اثنا ی  خواندن صیغه، دو زن سفید بخت پیش می آیند یکی از آنها پارچه ای بالای سر عروس نگاه می دارد و دیگری دو تکه قند در مشت گرفته بالای پارچه به هم می سایند و مرتباً می گویند یا عزیز خدا عزیزش کن !… در همان حین زن دیگری سوزنی که نخ هفت رنگ دارد مرتباً در پارچه فرو می برد و بیرون می آورد و می گوید بستم ، بستم به حق سلیمان نبی … بستم زبان داماد و قوم و خویش داماد را و در حین صیغه عقد باید تمام دکمه ها ی لباس عروس و داماد باز باشد و اگر دکمه بسته باشد بختش بسته می شود ….

پس از اتمام خطبه صیغه عقد و بله گفتن عروس همه کف می زنند و شادی می کنند و اسفند دود می کنند و بخور و کندر می سوزانند سپس داماد را به اطاق عروس می برند و در کنار او می نشانند و با قندی که روی سر عروس و داماد می دهند آنگاه مادر داماد کلیکی به انگشت عروس می کند و صورت عروس را می بوسد و زنان دایره می زنند نقل بر سر عروس می پاشند و هولولو شولولو می گویند عروس و داماد به دهان یکدیگر عسل می گذارند و داماد پای راست عروس و عروس پای راست داماد را در آفتابه لگن می شوید …» داماد پس از صرف شام در خانه عروس به خانه اش باز می گردد و هر چند وقت یکبار داماد به خانه عروس می رود و در عید های بزرگ خوانچه شیرینی و اشیاء دیگر به خانه عروس می فرستد . در شب چله به جای شیرینی لا اقل هفت رنگ میوه همراه با پارچه زینت آلات به خانه عروس می فرستد. پس از اینکه جهاز دختر آماده گردید منتظر می مانند تا داماد خبر بدهد « که ما می خواهیم عروس را ببریم » و ساعت و روز عروسی را ( که معمولاً شب جمعه و شب شنبه را انتخاب نمی کنند ) معین می نمایند . پس از انجام پاره ای تشریفات همزمان با حمام رفتن عروس چند تن از خویشان داماد به حمام می روند و با شادی حنابندان و غیره انجام می گیرد و دهلی ها آهنگهای محلی می نوازند . یک روز قبل از مراسم عروسی چند نفر از طرف داماد می آیند تا جهاز عروس که در طبق ها و غیره جای داده اند به طبق کش ها با صلوات می برند . در خانه داماد جشن مفصلی برای مراسم عروسی بر پاست و در طول آن نوازندگان و خوانند گان مشغول به خواندن و نواختن هستند در روستاها از خوانندگان و نوازندگان محلی یعنی دهلی ها و عاشق ها استفاده می کنند . در خانواده های خیلی مذهبی در شب عروسی بجای ساز و آواز و دهل و سرنا اشعاری می خوانند . عروس را با اتومبیلی که قبلاً آراسته شده به خانه داماد می برند که داماد همراه مادر و خواهرانش با اتو مبیل عروس پیشاپیش دیگران حرکت می کنند . در روستاها داماد و چند نفر پهلوان و سر شناس ده با اسب به خانه عروس می روند و در راه رقص و آواز و انواع بازی و نمایش پهلوانی ، اسب تازی ، تیر اندازی همراه با دهلی ها برقرار است . پیر مردی از ریش سفیدان ده یا نزدیکان داماد قباله عروس را که در بقچه یا دستمال ابریشمی پیچیده اند روی دست گرفته پیشاپیش داماد حرکت می کند چون به خانه داماد رسیدند آن را به پدر عروس می دهند ، همین که این کاروان شاد به خانه عروس نزدیک شد با شتاب لباس عروس را می پوشانند و او را آماده رفتن به خانه داماد می سازند ( همراه با خواندن تصنیف های زیبایی است ) دختر پس از گرفتن تعلیمات لازم در حالی که دو ینگه او را همراهی می کنند از اطاق بیرون می آید و حاضران همراهان داماد با صدای موسیقی و آواز مبارک باد شادی می کنند و داماد نیز با ساقدوش ها و اقوام خود به طرف عروس می رود و چون مقابل عروس رسید دستش را می گیرد و به سوی اتومبیلی می برد و با قافله شادی به سوی خانه داماد حرکت می کند . در طی راه زنی آینه سر عقد را مقابل صورت عروس نگاه می دارد . چند قدم مانده به خانه داماد همه پیاده می شوند و گوسفندی می کشند و عروس از آنجا که رد شد در درگاه خانه کاسه آبی گذاشته اند که عروس از آنجا که رد شد در درگاه خانه کاسه آبی گذاشته اند که عروس باید آن را در قدم اول واژگون کند از قدم دوم به بعد هفت سینی بزرگ وارونه زیر پایش می گذارند و در وسط هر سینی یک گردو یا بادام است عروس باید از روی سینی ها بگذرد و در هر قدم یک گردو یا بادام بشکند … وقتی عروس وارد خانه شوهر شد در نخستین قدم سعی می کند که پا روی پای داماد بگذارد تا در زندگی همیشه بر شوهرش مسلط باشد و چون عروس را وارد حجله کردند مادر عروس چند آیت الکرسی و چند قل هو الله می خواند به سر و روی عروس می دمد و آنگاه پسر بچه ای زیبا به بغل عروس می دهند در آن وقت داماد در هلهله حاضران عروس را در آغوش گرفته سه دور دورِ حجله می چرخاند و آنگاه روی رختخواب می گذارد مرد دیگری از محارم که در اتاق حاضر است داماد را بغل کرده سه دور دورِ حجله می چرخاند و بعد کنار عروس می نشاند در این موقع پدر داماد روی عروس را بر می دارد و دست دختر را به دست پسرش می دهد بعد یک اشرفی یا ۵ مناتی یا یک تکه جواهر به عنوان رو نمائی یا پا اندازی به عروس می دهد …

« بچه را سه یا هفت روز پس از تولد ختنه می کنند در این صورت مجلس ختنه سوران ساده برگزار می شود اما اگر ختنه از روز هفتم بگذرد بچه را در ۵ سالگی ختنه می کنند و در این صورت مجلس ختنه سوران را مفصل و با شکوه تمام برگزار می نمایند . روزی را برای مراسم ختنه معین ، از عده ای از دوستان و خویشان دعوت و یک مطرب را به حمام دعوت می کنند در سریینه حمام اسفند دود می کنند و کندر و بخور می سوزانند .کودک را پس از استحمام لباس نو می پوشانند و با هلهله شادی به خانه می برند . در خانه رختخواب سرخ رنگ تمیز آماده کردن طفل را روی آن می خوابانند و در طول عمل ختنه چند نفر نوازنده نغمه های دلپذیر محلی اجرا می کنند . طفل ختنه شده را مدت سه تا هفت روز در رختخواب نگه می دارند و در روز پانزدهم باز اقوام و آشنایان را دعوت و مجلس جشن و سرور بر پا می کنند و طفل را با خود به حمام می برند و در حمام نیز ساز و دهل می نوازند یا دایره و دنبک می زنند و اشعاری می خوانند و اسفند دود می کنند . گاه در یک خانه چند طفل را با هم ختنه می کنند البته نباید اطفال زوج باشند اگر دو فرزند یک پدر را در یک روز ختنه کنند بلافاصله یک خروس را می کشند .

 مرگ و عزا : چون یکی از افراد خانواده در بستر نزع افتاد ، کسانش احساس نزدیکی مرگ وی را می کنند ، بیمار را به پشت می خوابانند و پاهایش را رو به قبله دراز می کنند و قدری آب تربت در دهانش می ریزند و شهادتین به زبانش می دهند و دعای عدلیه و حدیث کسا به گوشش می خوانند همین که مرد دست هایش را می کشند و به پهلوهایش می چسبانند آن وقت یک نفر غریبه می آید دو شصت پای او را با نخ می بندد و پلکه ها و دهان او را می بندد و با یک پارچه سفیدی دور کمرش می پیچند و مبلغی پول در لباس مرده می گذارند تا غسالخانه بردارد و مرده را تمیز بشوید . اگر کسی شب مرد خشتی را بالای سر او می گذارند و شمعی یا چراغی روشن کرده روی خشت قرار می دهند یک کاسه شربت هم در کنار خشت می گذارند . همین که چشمهای مرده را بستند و پارچه از زیر چانه اش رد کردند و با نخ دو شصت او را گره زدند مؤذنی بالای بام می رود و صلات می کشد و اقوام به گریه مشغول هستند تا عده ای تابوت می آورند و مرده را در آن می گذارند و قطیفه ای روی مرده می کشند . سپس یک طاقه شال ترمه روی تابوت می اندازند اگر مرده مرد باشد شال اگر زن چارقد سر او را دور تابوت می پیچند و تابوت را به دوش گرفته صلوات و لا الله الا الله گویان به حیاط خانه می روند و از دست راست به چپ سه بار دور حیاط می چرخانند آنگاه کسان مرده پیشا پیش تابوت و بقیه به دنبال آن می روند اگر مرده پیر باشد مقداری خرما و اگر جوان باشد قدری نقل در ظرفی می ریزند و با یک بشقاب حلوا همراه تابوت می برند . پس از غسل مرده او را در کفن می پیچند اگر مرد باشد یک عمامه و اگر زن یک چارقد و یک سینه بند و یک چانه بند نیز دارند . در مشهد از راه صحن نو مرده را به حرم برده سه بار دور ضریح می گردانند . در گورستان تابوت مرده را چند متر دور از محل قبر می گذارند و نماز میت می خوانند بعد مرده را در قبر گذاشته و عقاید حقه را به مرده تلقین می کنند و بعد لحد را با خشت می پوشانند و قبر را با خاک پر می کنند آنگاه حاضران در کنار قبر فاتحه می خوانند و بعد از صرف چای و قهوه سر کار خود می روند .

مجلس ترحیم : در همان روز یا روز بعد در خانه مرده یا مسجد برگزار می شود که در وسط اتاق شال تره می اندازند و روی آن در یک طرف سی پاره قرآن و در طرف دیگر قاووت و خرما می گذارند در وسط سفره هم یک قاب و قدح منقش چینی و در دو دست قاب و قدح دو عدد گلدان بزرگ چینی و دو گلاب پاش می گذارند .  در مجلس ختم یک نفر قاری قرآن می خواند و کسان و آشنایان به مسجد می آیند و فاتحه می خوانند و در پایان واعظی به منبر می رود و درباره ی بی وفایی دنیا … و احوال میت و صفات عالیه او سخنانی می گوید و طلب بخشش از خدا برای مرده می کند روضه امام حسین می خواند و از منبر پایین می آید و بعد از سلام مردم پراکنده می شوند

شب شام غریبان : اولین شبی را که خانه از وجود مرده خالی شده در محلی که مرده بستری بوده یک عدد خشت خام می گذارند و بعد وسط خشت را سوراخ می کنند و شمعی در سوراخ خشت قرار می دهند آنگاه شمع را روشن می کنند و یک مشت برگه زرد آلو و چند حبه قند نیز در اطراف شمع روی خشت می ریزند و شمع را می گذارند تا آخر بسوزد . روز سوم باز مراسم روضه خوانی برگزار می کنند ( به همان ترتیب مجلس ختم ) صاحب عزا جلوی درب ورودی قرار می گیرد . دوستان و آشنایان می آیند و فاتحه می خوانند و به صاحب عزا تسلیت می گویند و در پایان واعظی به منبر می رود و بعد از سخن از بی وفائی دنیا روضه امام حسین (ع) را می خواند و آنگاه یا الله می گوید مجلس پایان می یابد . در مجلس زنانه یک نفر حدیث می گوید و روضه می خواند. بر روی سنگ قبر تاریخ فوت و … نوشته می شود . روز هفتم ، چهلم و سال مرده باید بر سر خاکش بروند و خرما و قاووت روی قبر گذارند و قرآن بخوانند و برایش طلب آمرزش کنند . اگر مرده فقط یک فرزند داشته باشد به عوض روز هفتم ، ششم به سر خاک مرده می روند ، اما اگر بیش از یک فرزند داشته باشد هم روز هفتم و هم روز چهلم و هم سال او را یک روز جلوتر می گیرند .

آثار ثبت شده:

تپه خلق آباد – هزاره ۱ ق م – قوچان

گلور تپه – قرون متاخر اسلامی – فاروج

تپه چکی – هزاره ۱ ق م – فتروج

تپه طویل – تپه اکبر آباد – هزاره ۱ ق م – فاروج

دوین تپه – هزاره ۱ ق م – شیروان

تپه گبر خانه – اشکانی – ساسانی – شیروان

تپه برزل آباد – هزاره ۱ ق م – شیروان

کول تپه – پیش از تاریخ – فاروج

گلور تپه – دو تپه – هزاره ۱ ق م – فاروج

تپه ارگ شیروان – هزاره ۵ و ۴ ق م – فاروج

امامزاده حمزه رضا – غزنوی – ایلخانی – شیروان

تپه زیارت – سه تپه – اسلامی – شیروان

تپه بلبل – سه تپه – اواخر هزاره ۲ ق م – بجنورد

تپه معصوم زاده – قبل و بعد از اسلام – بجنورد

تپه صندل آباد – قبل از اسلام تا قرن ۳ ه ق – بجنورد

تاتار تپه پایین – هزاره ۲ و۱ ق م – بجنورد

تاتار تپه بالا – هزاره ۲ و۱ ق م – بجنورد

غلامرضا تپه – اسلامی – بجنورد

زمان بیک تپه – اسلامی – بجنورد

قلعه تپه –  اسلامی – بجنورد

سریوان تپه – هزاره ۲ و۱ ق م – بجنورد

تپه گلور – اواخر هزاره ۲ ق م – بجنورد

تپه شباندر – هزاره ۲ و ۱ ق م – مانه

تپه شاه آباد – هزاره ۱ ق م – مانه

تپه بیار – هزاره ۱ ق م – مانه

ریبا تپه – روباه تپه – اشکانی – مانه

تپه قره مصلی – اشکانی – بجنورد

تپه لاخی – اشکانی – مانه

تپه امامزاده دلاور – اسلامی – مانه

بیماستان مفخم – قاجاریه – بجنورد

آئینه خانه مفخم – قاجاریه – بجنورد

بنای باغ مزار – قرن ۷ ه ق – گرمه

آق تپه – هزاره ۱ ق م – مانه

تپه خان – ۱ ق م – مانه

تپه اسفیدان – هزاره ۱ ق م – اشکانی – اسلامی – مانه

تپه منبع آب – پیش از تاریخ تا اسلام – مانه

تپه غلامعلی – هزاره ۱ ق م – مانه

غریب تپه – پیش از اسلام – اسلامی

تپه خزینه – هزاره ۱ – اسلامی – بجنورد

تپه های منجق لی – هزاره ۱ ق م – ایلخانی – بجنورد

تپه شماره یک آغر بلاغ – تاریخی – اسلامی – مانه

ایشک تپه – پیش از تاریخ – اسلامی – بجنورد

تپه پهلو آسیاب – هزاره ۱ و۲ ق م – مانه

تپه گلور – اشکانی – ساسانی – مانه

پِس تپه – هزاره ۱ ق م – بجنورد

قلعه جلال الدین – اسلامی – گرمه

امامزاده عسگری – تیموری – صفویه – گیغان

معبد اسپاخو – صفویه – صدر اسلام – گلستان

مسجد جامع جاجرم – قرن ۴ ه ق – جاجرم

تپه ارگ پایین – اسلامی – بجنورد

تپه ارگ کوچک – اسلامی – بجنورد

تپه منصور باغی – پیش از تاریخ – بجنورد

تپه قره قانلو – قرن ۷ ه ق – مانه

تپه شهر آوا – هزاره ۳ و ۴ ق م – مانه

تپه سر خرمن – پیش از تاریخ تا اسلامی – مانه

تپه رباط عشق – پیش از تاریخ اسلامی – گرمه

تپه خشتلی – اسلامی – مانه

تپه داشلی علوم – پیش از تاریخ بجنورد

تپه کهنه قلعه شهر آباد – هزاره ۱ اسلامی – مانه و سملقان

تپه بچه دره سفلی – هزاره ۱ اسلامی – بجنورد

تپه ارگ بزرگ – اسلامی – بجنورد

تپه قلعه جاجرم – صدر اسلام – ایلخانی – جاجرم

تپه ولی – اشکانی – ساسانی – مانه و سلمقان

رباط قلی – تیموری – صفوی – گرمه و جاجرم

تپه قلعه کهنه کند – اشکانی – ساسانی – بجنورد

بقعه شیخ محمد رشید الدین بیدوازی – تیموری – اسفراین

شهر تاریخی اسفراین – صدر اسلام تا صفویه – اسفراین

رباط قره بیل – تیموری – صفویه – گرمه و جاجرم

بنای بش قارداش – قاجاریه – بجنورد

مقبره چهار طاقی – تیموری – شیروان

مجموعه تاریخی علی آباد – قاجاریه – بجنورد

بقعه شاهزاده حمزه بن موسی – صفویه – اسفراین

بقعه امامزاده محمد رضا لنگر – قاجاریه – بجنورد

قلعه کهنه اردئین – سلجوقی تا صفوی – اسفراین

آرامگاه شیخ احمد ذاکر گورپانی – سلجوقیان – اسفراین

امامزاده محمد باقر اسفیدان – صفویه – قاجاریه – بجنورد

آرامگاه بابا حسین و بی بی – تیموری – فاروج

آرامگاه شاهزاده عبدالرحمن خرق – صفویه – فاروج

آرامگاه امامزاده کبیر کوران – اوائل صفویه – اسفراین

تپه عمارت – امارت – تاریخی – اسلامی – اسفراین

آرامگاه شاهزاده محمد – صفویه – اسفراین

محوطه گیر حصار ایرج و فریمان – اسلامی – اسفراین

تپه چهل دختر ۱ – هزاره ۳ تا ۱ ق م – اسفراین

حمام روستای پیر شهید – قاجاریه – شیروان

تپه استقلال هزاره ۲ و ۱ ق م – شیروان

مقبره شهدای بجنورد – پهلوی – بجنورد

تپه یانی قلعه – پیش از تاریخ تا اسلامی – شیروان

قلعه تیموری – تیموری – شیروان

حسینیه جاجرمی – اواخر قاجاریه – بجنورد

مقبره بابا قدرت – صفوی – اسفراین

رباط عشق – تیموری – صفوی – گرمه و جاجرم

بناهای سنگی روستای زرد – ساسانی – مانه و سملقان

قلعه علی آباد – اسلامی – فاروج

فهرست آثار تاریخی استان خراسان شمالی در نیمه دوم ۱۳۸۷ تعداد ۳۵۴ واحد می باشد . سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

موزه:

موزه ی بجنورد – موضوع : مردم شناسی – سازمان میراث فرهنگی کشور – تأسیس ۱۳۷۹ ، قاجاریه

نمایشگاه دائمی محیط زیست بجنورد – موضوع : علمی ، نمونه ی انواع جانوران – سازمان محیط زیست – تأسیس ۱۳۷۹

تقسیمات کشوری:

مرکز این شهرستان شهر اسفراین دارای دو بخش ۱- بخش مرکزی ۲- بام بخش صفی آباد و ۷ دهستان ۱- آذری ۲- دامنکوه ۳- زرق آباد ۴- روئین ۵- میلانو ۶ – بام ۷ – صفی آباد است .

رود ها:

چند رود فصلی با آب شور و تلخ از بلندی های شهرستان اسفراین سرچشمه گرفته و پس از پیوستن به هم به نام قره سو به کال شور می پیوندد .

آب و هوا:

به طور کلی معتدل مایل به سرد و خشک کوهستانی است . به طور کلی قسمت های شمالی منطقه اسفراین دارای آب و هوای معتدل ولی در قسمت های جنوبی و جنوب غربی به واسطه نزدیکی به کویر تابستان ها گرم و خشک و زمستان ها سرد است . حد اکثر مطلق درجه حرارت ۴۶ درجه سانتی گراد و در تابستان ها و حد اقل ۵/۱۶ درجه زیر صفر در زمستان ها بنا بر این تفاوت میان حد اکثر و حداقل مطلق به ۵/۶۲ درجه سانتی گراد می رسد . در سال ۸۷ روز یخبندان است .

سوغات:

شکر پنیر ، لبنیات ، آجیل فاروج ، گردو ، عسل ..

غذاهای محلی:

آش زرک ، آش بلکه ، نان فتیر و قتلمه ،اماج کماج ، فتیر مسکه ، کله جوش ..

نژاد و زبان:

آریایی نژادند و به زبان فارسی با گویش محلی سخن میگویند.

رستنی ها:

درختان گز و تاغ – گیاهان دارویی و صنعتی: کاکوتی، گل گاوزبان، گل ختمی، آویشن، بومادران و گون کتیرا _ پوشش گیاهی برای چرای دام.

جانوران و پرندگان:

آهو، روباه، شغال، گرگ، گراز، کبک، تیهو و سینه سیاه

فراوردها:

گندم، جو، پنبه، تره بار، بنشن، تنباکو، آلو، گیلاس، آلبالو، انگور و سیب _ قالی و قالیچه.

۰


نوشتن یک نظر

Show Buttons
Hide Buttons