نوشته ها

استان سیستان و بلوچستان

ارسال شده توسط :

وجه تسمیه: سیستان بر گرفته از نام سکستان یعنی محل زندگی اقوام سکایی است که در زمان اشکانیان به آن اطلاق شد و بلوچستان یعنی محل زندگی اقوام بلوچ ایرانی ..

سیمای اقلیمی: استان سیستان و بلوچستان بخش وسیعی از جغرافیای کشور را در جنوب شرق ایران در بر گرفته است و در نواحی شمال و شمال غرب خود گرما و خشکی بی ترحم کویر را تجربه می کند و در غرب متأثر از شرایط کوهستانی و ارتفاعات آن نواحی است و در جنوب از پهنه ی وسیع آب های دریای عمان.

گردشگاه های طبیعی: ورزش و گردشگری در سواحل دریای عمان و دریاچه های استان: استان سیستان و بلوچستان با یکی از بزرگترین منابع آبی کشور ( دریای عمان) همجوار است. این همجواری موقعیت ویژه ای را برای بهره برداری جهانگردی و گردشگری و انواع ورزش های آبی از سواحل دریای عمان به ویژه در ایام زمستان فراهم آورده است. در کناره های این دریا به خصوص در قسمت جنوبی شهرستان چابهار، صخره های بزرگی در اثر پیش روی آب دریای عمان و فرسایش سنگ های رسوبی به وجود آمده اند که خلل و فرج ناشی از فرسایش آب در آن ها چشم انداز های بسیار زیبایی را ایجاد کرده است. ساحل هامون جازموریان: هامون جازموریان ما بین کوه های مکران و شاهسوران قرار دارد که از شرق به غرب تقریباً به طول ۳۰۰ کیلومتر و از شمال به جنوب به عرض ۱۰۰ کیلومتر گسترده شده است. رود های هلیل رود و بمپور به این هامون می ریزند. هامون جازموریان بر خلاف هامون های دیگر، آب شیرین دارد و شوری آن بسیار کم است. علت شیرینی این است که آب در آن ساکن نیست و زهکش طبیعی دارد. سیاحت در دریاچه ی هامون: این منطقه ویژه و منحصر به فرد، پناهگاه بسیاری از گونه های نادر و در خطر انقراض حیوانی و گیاهی و حمایت کننده زنجیره های غذائی در پهنه ی دشت کویر است. علاوه بر ارزش اقتصادی ارزش های دیگر آن از دیر باز شناخته شده است و در طول صد ها سال مردم حاشیه نشین تالاب از برکت و نعمات گیاهان، پرندگان و آبزیان از آن بهره مند شده اند. دریاچه هامون یکی از پدیده های جاذب طبیعی و ارزشمند منطقه است که از نظر ملی و بین المللی در خور توجه ویژه است این منطقه ویژه و منحصر به فرد پناهگاه بسیاری از گونه های نادر و در خطر انقراض حیوانی و گیاهی و حمایت کننده زنجیره های غذایی در پهنه دشت کویر است. علاوه بر ارزش اقتصادی ارزش های اکولوژیکی هامون نیز در خور توجه فراوان است. هامون چاه غیبی ( گابی ): این دریاچه در جنوب غربی خاش واقع شده و مرکز تجمع سیلاب های فصلی است و مانند سایر هامون ها در بهار دارای آب و در سایر فصول به شکل مرداب در می آید. هامون ماشکل: دریاچه ی ماشکل در نزدیکی مرز ایران و پاکستان قرار دارد. رود هایی که به آن وارد می شوند عبارتند از: ماشکل یا ماشکید و شاخه های سیمیش و رختک که از دامنه های شرقی کوه های مرزی جاری می شود. این دریاچه واجد ارزش های زیست محیطی است. دریاچه سه دریا: دریاچه ی سه دریا از سه دریاچه کوچک در ارتفاعات کوه تفتان تشکیل شده است که عمق دو دریاچه ی قسمت شمالی کم و اغلب دارای آب گوارا است و دریاچه ی دیگری که نسبتاً بزرگ تری است. آب دائمی و شور دارد. این پدیده از جاذبه های طبیعی ویژه ناحیه ی بلوچستان است. گردشگری در ارتفاعات: مهم ترین ارتفاعات استان سیستان و بلوچستان که دارای جاذبه های ویژه ایرانگردی و جهانگردی به ویژه در زمینه کوهنوردی و سایر ورزش های کوهستانی است. قله ی آتشفشانی تفتان می باشد. کوهستان و قله ی تفتان در جنوب شرقی ایران و در ۵۰ کیلومتری شمال شرقی شهرستان خاش واقع شده است. قله ی تفتان بلند ترین نقطه ی بلوچستان را تشکیل می دهد. تفتان دارای قله های متعدد است و قله ی آتشفشانی آن چهل تن نام دارد. همه ساله تعداد زیادی از گروه های کوهنوردی کشور و شماری از کوهنوردان جهان به قله ی تفتان صعود می کنند. قله ی آتشفشان چهل تن: گازهای هیدروژن سولفوره که از دهانه ی قلهی آتشفشان چهل تن خارج می شود . الیاف و تار های پنبه ای لباس کوهنوردان را از بین می برد و به این سبب ضروری است که کوه نوردان از نشستن در کنار این قله اجتناب کنند و در صورت تمایل برای نزدیک شدن به قله حتماً از لباس های پشمی استفاده نمایند. برای رسیدن به قله ی چهل تن ابتدا باید از زاهدان به خاش و سپس به روستای کوشه مسیر مزرعه جم چین پیموده می شود و از طریق دره ی تنگ گلو مسیر ادامه می یابد. فاصله ی مزرعه ی جم چین تا قله در حدود ۱۱ کیلومتر است و راه آن از نزدیکی دره ی تنگ گلو می گذرد. آب دره ی تنگ گلو گوگردی است و آشامیدنی نیست و کوه نوردان ناچارند از چشمه ای در نزدیکی تنگ گلو آب ذخیره کنند. مسیر روستای کوشه تا قله ی چهل تن در حدود ۱۵ کیلومتری است که با صعود معمولی ۱۰ ساعت زمان لازم دارد. ارتفاعات بزمان: ارتفاع بزمان در بلند ترین نقطه ی آن ۳۴۸۷ متر است و شهر بزمان در مجاورت آن استقرار دارد. بزمان در شمال جازموریان قرار دارد و از طرف غرب به ارتفاعات جبال بارز در استان کرمان متصل می شود. ارتفاعات بزمان چاله لوت را از جازموریان جدا می کند. کوهستان بزمان همه ساله تعدادی از کوهنوردان را به خصوص در فصل های پائیز و زمستان و اوائل بهار به سوی خود جذب می کند. هیرمند: رود بزرگ هیرمند از رود های پر آب شرقی فلات ایران و آسیا به شمار می رود که سالانه میلیارد ها متر مکعب آب در آن جریان می یابد. طول آن حدود ۱۱۰۰ کیلومتر است. از این رو دراز ترین رود واقع بین سند و فرات محسوب می گردد. هرچه این رود خانه از خاستگاهش دورتر می شود بر مقدار آب آن افزوده گردیده و بر هیبت و غریوش اضافه می شود. زیرا قدم به قدم آب تمام کوه ها و دره های واقع در دو جناح مسیرش در آن می ریزد و با سرعت هر چه فزاینده تر و غریونده تر و آبشار گونه به سوی شیب های جنوب غربی کوتل ملا یعقوب پل افغان را که در مسیر کم عرض آن بسته شده است پشت سر می گذارد و پس از طی مسافتی ۱۰۵۰ کیلومتر وارد دریاچه ی هامون می شود.

روستاها و بخش های دیدنی: قلعه ی تاریخی ایران شهر: این قلعه در واقع محل حکمرانی بلوچستان بوده است که در زمان ناصر الدین شاه و به وسیله فیروز میرزا، فرمانروای بلوچستان در سال ۱۲۶۴ هجری قمری از آجر بنا شده است. قلعه ی بمپور: این قلعه واقع در پانصد متری بمپور بر فراز تپه ای در ارتفاع ۴۷۰ متر ساخته شده و از نظر ساخت و نقشه مانند قلعه ی بم است. بنا مربوط به دوره ی قاجاریه است. آثار شهر سوخته: آثار شهر سوخته در فاصله ی ۶۰ کیلومتری جنوب زابل، کنار جاده ی زابل و در فاصله ی ۶ کیلومتری قلعه ی رستم واقع شده و مشتمل بر تپه هایی است که بیش از ۵۰ متر ارتفاع دارند و وسعت آن دو کیلومتر و نیم می باشد. این مکان بی تردید در روزگارانی دور یکی از مهم ترین مراکز شهر نشینی آسیا در عصر مفرغ بوده است. باستان شناسان قدمت این تمدن را به ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد تخمین می زنند. آسیا های بادی: اغلب مورخان و سیاحانی که در طول قرون متمادی به ایران سفر کرده اند مبنای آن را به قبل از فتح ایران به دست مسلمانان ذکر می کنند و حتی پا فراتر نهاده و تکوین آن ها را به هزار و هفتصد سال قبل از میلاد مسیح تخمین می زنند. همچنین اغلب محققان و مورخان در این که سیستان زادگاه آسیای بادی است هم نظرند. قلعه مچی: قلعه ی مچی در ناحیه حوض دار در شصت کیلومتری جنوب غربی شهرستان زایل حد فاصل شهر سوخته و تاسوکی و در سمت راست جاده زابل به زاهدان قرار گرفته است. این قلعه مقر و کاخ فرمانروایی خاندان رئیسی فرمانروایان جنوبی سیستان بوده و از بنا های دو ایوانی تمدن جنوب سیستان می باشد که با خشت و گل ساخته شده است. ارتفاع تیزه قوس ایوان شمالی از زمین ده متر است و دهانه آن ۵/۷ متر پهنا دارد. آتشکده ی کرکوی: این آتشکده در ناحیه کرکوی سیستان ( بخش میانکنگی) واقع شده و بقایایی از آن مشهود است. ویژگی های معماری شکل بنا و کارکرد آن نشانه این است که این آتشکده به دوره ساسانیان تعلق دارد. میل قاسم آباد: این مناره را از آن جهت میل قاسم آباد نام نهاده اند که روستای قاسم آباد نزدیک ترین قریه به این یادگار تاریخی است. تعیین ارتفاع این بنا به دلیل شکسته شدن قسمت فوقانی ممکن نیست. قلعه اشکانی: این قلعه در ۶۸ کیلومتری جنوب زابل و غرب قلعه رستم واقع گردیده و مربوط به دوره اشکانی – ساسانی قبل از تاریخ و شهر سوخته می باشد. این از آثار توامان منطقه است یعنی بر روی یک اثر شهر سوخته در دوره اشکانی یک دژ نظامی ساخته شده است. قلعه کندر: این قلعه در ۷۰ کیلومتری جنوب زابل و مربوط به دوره اشکانی – ساسانی می باشد. این اثر دارای کاربری زیستی و دفاعی بوده و به صورت نعل اسبی ساخته شده و محوطه وسیعی را اشغال نموده است. مدخل ورودی آن نیز توسط یک برج دفاعی نگهداری و حفاظت شده است. شهر زاهدان کهنه: این شهر در ۲۷ کیلومتری شرق زابل، در بخش پشت آب واقع شده است. زاهدان حدود چهار صد و بیست سال قبل از آنکه توسط تیمور خراب شود موجود بوده است. قلعه رستم: این قلعه در ۶۵ کیلومتری جنوب شهر زابل بر سر راه زابل به زاهدان واقع گردیده و مربوط به دوره صفوی – افشاری می باشد. این قلعه از بزرگترین آثار موجود در جنوب سیستان با مساحت ۱۲ هزار متر مربع زیر بنا بوده که دارای کاربری زیستی، دفاعی و سیاسی بوده است. چشمه گلفشان پیر گل: این پدیده در سال ۱۳۸۱ به عنوان اثر طبیعی ملی شناخته شد. این اثر با مساحت ۱۲ هکتار و ارتفاع متوسط ۱۶۰۰ متر از سطح دریا در ۸۰ کیلومتری جنوب غربی شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. دما و بارندگی متوسط سالانه منطقه به ترتیب ۲۰ درجه سانتی گراد و ۱۲۷ میلیمتر است. چشمه گلفشان پیر گل از دهانه های مخروطی شکل تشکیل شده و یک پدیده کمیاب ژئومورفولوژیکی به شمار می آید. روستای قلعه جانی( کوشان قدیم): این روستا از توابع سیب و سوران بوده و در منطقه ای هموار واقع شده است. رود خانه ماشکیل از شمال آبادی می گذرد و آب و هوای آن گرم و خشک است. این روستا از مناطق مهم تولید و بافت حصیر در محدوده شهرستان سراوان است. آتشکده کوه خواجه: یکی از نقاط دیدنی و ارزشمند تاریخی استان، کوه خواجه است که در منطقه سیستان واقع شده است. این کوه به ارتفاع تقریبی ۹۰۰ متر مانند جزیره ای در وسط دریاچه ی هامون قرار گرفته است. بالای این کوه اثار آتشکده و کاخ عظیمی نمایان است که عمارات مختلف آن مشرف بر حیاط وسیعی است.

پارک ها و مناطق حفاظت شده: مساحت کل پارک های سیستان کل استان ۱۰۰۹۶۲۴ هکتار، عرضه های جنگلی جمع ۱۰۰۰۰۰۰ هکتار، پارک های جنگلی طبیعی ۵۰ هکتار، فضا های سبز ۹۳۲۴ هکتار، ذخیره گاه های جنگلی ۸۰۰ هکتار. الف: مناطق حفاظت شده: ۱-منطقه ی حفاظت شده ی هامون ۲-منطقه ی حفاظت شده ی گاندو ب: مناطق حفاظت شده جنگلی: ۱-منطقه ی حفاظت شده ی بیرک ۲-منطقه حفاظت شده ی پوزک ۳-منطقه ی حفاظت شده ی جنگلی شیله ج: مناطق شکار ممنوع: ۱-منطقه ی شکار ممنوع بزمن ۲-منطقه ی شکار ممنوع بلبل آب ( نصرت آباد) ۳-منطقه ی شکار ممنوع سفید آب منطقه ی حفاظت شده ی هامون: منطقه ی حفاظت شده ی هامون در ضلع شمالی دشت سیستان در محدوده ی ۳۱ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۳۱ دقیقه عرض شمالی و ۶۰ درجه و ۳۹ دقیقه تا ۶۱ درجه و ۱۵ دقیقه طول شرقی قرار گرفته است. این منطقه شامل بخشی از تالاب هامون و دشت های همجوار می باشد. مساحت این منطقه ۱۹۴۰۰۰ هکتار می باشد. فلور گیاهی: منطقه ی حفاظت شده هامون از نظر فلور گیاهی جزء فلور ایرانوتورانی محسوب شده و دارای دو نوع رویش گیاهی خشک زی و آب زی می باشد. رویش های خشک زی منطقه عبارتند از: گز، تاغ، پده، بیدکه از گونه های درختچه ای به شمار می روند. پوشش علفی خشک زی شامل خانواده های میخک، علف هفت بند، اسفناجیان، لگومینوز و گرامینه می باشد. رویش های آبزی منطقه شامل، نی، لونی، جگن و اویار سلام می باشد. فون جانوری: در منطقه ی حفاظت شده ی هامون حیواناتی مانند آهو، گراز، گرگ، شغال، روباه، خرگوش، نمس کوچک، گربه ی جنگلی و سمور آبی مشاهده می شوند. از سوی دیگر پراکنش پرندگان در منطقه حائز اهمیت اکولوژیکی می باشد. پرندگان شامل کشیم ها، پلیکان ها، باکلان ها، حواصیل، اکراس ها، فلامینگو، غاز ها، قوها، اردک های روآبچر، اردک های غواص، انواع پرندگان شکاری، درنا ها، هوبره،، چنگر ها، طاووسک ها و سبز قبا می باشند. مهم ترین پرنده ی بومی منطقه دراج است که پرنده ی حمایت شده نیز محسوب می گردد. این منطقه – منطقه ی حفاظت شده ی هامون – در سال ۱۳۴۸ به عنوان منطقه ی حفاظت شده تعیین گردید. تالاب هامون نیز به عنوان هفتمین تالاب بین المللی ثبت شده در کنواسیون رامسر است. متأسفانه در سال های اخیر به دلیل خشکسالی شدید و بی سابقه این پهنه ی عظیم آبی به بیابانی خشک تبدیل شده است. منطقه ی حفاظت شده ی گاندو: این منطقه در ۲۵ درجه و ۴ دقیقه تا ۲۶ درجه و ۱۷ دقیقه ی عرض شمالی و ۶۱ درجه و ۱۲ دقیقه تا ۶۱ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی قرار دارد. مساحت این منطقه ۳۸۳ هزار هکتار است. آن محدوده که بیش تر مسیر رود خانه ی سرباز و باهوکلات و امتداد آن تا دریای عمان می باشد. این منطقه زیستگاه عمده ی تمساح پوزه کوتاه ایرانی است و از سال ۱۳۴۹ جهت حمایت از گونه های خزنده تمساح به عنوان منطقهی حفاظت شده اعلام شده است.

آداب و رسوم: ویژگی های اخلاقی و اجتماعی مردم سیستان: منش ها: سیستانی ها مردمانی سخت کوش، یا ایمان، وطن دوست، مرزدار، رشید و پاک اندیشند. به زندگی ساده و سخت عادت دارند. در مهمان نوازی سر شناس اند. ورود مهمان را به خانه ی خود، مایه ی خیر و برکت دانسته، بر این باورند که روزی میهمان از پیشانی و اقبال خودش است. به بزرگان احترام می گذارند و آن چه از پیوند خانوادگی در طایفه محترم شمرده می شود احترام به پدر و مادر و خویشان است. نویسنده ی تاریخ سیستان برخی از ویژگی های اخلاقی مردم سیستان را چنین بر شمرده است: « عامه ی مردم سیستان علم دوست باید که باشد، و مردان آن، مرد و زنان آن پاکیزه و با جمعیت، چنان که آنان را به دیگر جای اندر پاکیزگی یار نباشد هرچه از آن سگزی/ سیستانی خالص باشد، مگر آن که نه از سیستان باشد.» خوش رفتاری، نیکوکاری، آیین داری، پرهیز گاری، هر کاری خدا پسند است. برو در سیستان ببین که در سراسر سرزمین درستکار تر، با انصاف تر، خوش زبان تر از بازاریان سیستان نیست. تشت طلا بر سر نه و باکی مدار. امر به معروف می کنند و هر کسی را از ناروا باز می دارند و طعنه می زنند، حتی اگر جان در راه حق بدهند باک ندارند. تصور کن در زمان حکم سخت امویان، سجستانی هیچ گاه در روز با زنی بر نمی خوری که از خانه پا برون نهاده باشد. اگر گاهی به دیدار قوم و خویشان خود روند، در شب روند. مردم سیستان پیرو دین اسلام و مذهب شیعه ی جعفری هستند و اقلیتی پیرو مذهب سنی حنفی نیز در آن زندگی می کنند. زبان: زبان سیستانی از نظر زبان شناختی و شناخت ریشه ی بسیاری واژگان و پیشینه برخی اصطلاحات رایج در زبان فارسی از منابع مهم است. سیستانی ها از نژاد خالص ایرانی شمرده می شوند و زبان شان لفظ هایی دارد که یادگار عصر هخامنشیان و اوستا می باشند. زبان های میانه ی ایرانی همانند: پهلوی اشکانی، پارسی میانه یا پهلوی ساسانی، سغدی خوارزمی و ختنی نیز در سیستان رواج داشته است. از بهترین شعر ها به زبانه ی میانه ایرانی که از اواخر دوران ساسانی بر جای مانده و در سده های آغازین هجری قمری در سیستان رواج داشته است، سرود آتشکده ی کرکوی سیستان است. بنا به روایت های دینی کهن این آتشکده در روزگار کیانیان ساخته شده و در محلی استقرار یافت، که معبد گرشاسب، پهلوان ملی ایران بود. آیین های ملّی و مذهبی: چهارشنبه سوری: شب آخرین چهارشنبه ی سال بیرون از خانه، آتش می افروزند و با پریدن از روی آن، بیماری ها و نگرانی های سال را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند. کوزه شکستن، اسفند دود کردن، فال گرفتن و … از باورها و شیوه هایی است که هنوز فراموش نشده است. پنج شنبه ی آخر سال: یکی از آیین های کهن پیش از نوروز، یاد کردن مردگان است، که به گورستان می روند و خوراک، به ویژه روغن جوشی یا چلبک و خرما می برند و به دیگران می دهند. سبزه: مردم سیستان از اوایل اسفند ماه به سبز کردن سبزه در بشقاب ها، کاسه ها و روی کوزه ها می پردازند. به این باور که اگر چشم ناپاک بر سبزه بیافتد سبزه قهر می کند و سبز نمی شود. پوشاک نوروزی: از یک یا دو ماه مانده به نوروز، مردم به خرید پارچه و دوختن پوشاک عید می پردازند. مردم سیستان چنان به پوشاک نو اهمیت می دهند که گویی تا آماده نشوند، نوروز نمی رسد. همه می خواهند که نوروز جامه هاشان نو باشد و سال نو را با دل شاد و رخت نو آغاز کنند. خانه تکانی: از اوایل اسفند ماه زن و مرد به خانه تکانی می پردازند. در روستاها، گاه دیوار اتاق ها و خانه ها را گل می کشند و در شهر ها سفید نموده و یا رنگ آمیزی می نمایند. فرش ها، گلیم ها و پرده ها را می شویند و خانه را گرد گیری و پاکیزه می کنند. خوراک و شیرینی ها: مردم سیستان سه گونه شیرینی و خوراک ویژه ی نوروز دارند که با دقت و ظرافت پخته می شوند. سفره نوروزی: از مهم ترین سنت های نوروزی خوانی است که در سر تا سر ایران، زمین گسترده می شود، که هر یک از چیز های نهاده بر آن نشانه ای از زندگی است و بینشی که انسان ایرانی بر محیط خود دارد. سر شناس ترین خوان نوروزی «سفره ی هفت سین» می باشد که در سیستان معمول است. همه ی افراد خانواده به هنگام سال تحویل، به سر سفره ی نوروزی می نشینند و این خوان مجموعه ای است از آن چه که در زندگی به آن نیاز دارند. اما محدوده ساختن آن به هفت چیزی که نام آن ها با (س) شروع می شود، اصالتی ندارد که حرف (س) نمی تواند اهمیتی بیش تر از دیگر حرف ها داشته باشد و این نام ها در دوران های گوناگون تغییر یافته اند. نوروز: جشن نوروز/ جشن فروردین/ بهار جشن، جشنی است، که از هر روز هر مزد( روز اول) از ماه فروردین شروع می شده و تا مدتی دوام داشته و دارد. این جشن از بزرگ ترین جشن های ملی ایرانیان از جمله مردم سیستان است. برتری این جشن نسبت به جشن های دیگر از آن جهت است که در هنگام جوانی جهان بر پا می شود، یعنی نوید دهنده ی نو شدن زمان و به پایان رسیدن عمر زمستان و به گفته ی ابوریحان بیرونی « پیشانی سال نو» است. در سیستان همه ی مردم به جشن نوروز پای بند و علاقه مند هستند. چند روز به خوشی و سرور می پردازند، پوشاک نو می پوشند، می رقصند و اسپند دود می کنند. هنگامی که لحظه ی تحویل سال فرا رسید دور سفره می نشینند و همین که سال تحویل شد به هم تبریک می گویند و یکدیگر را می بوسند و دعای خیر می خوانند. سیزده بدر: سیزده بدر آخرین جشن نوروز است. در این روز مردم سیستان از خانه بیرون می روند و سر به دامان سبزه زار ها، چاه نیمه، باغ ها، کوه خواجه و زیارت گاه ها گذاشته و نحسی سیزده را به صحرا می اندازند و صبحانه و نهار شان را در باغ ها سبزه زار می خورند. مردم در سیزده بدر می زنند و می خوانند. جوانان به تاب بازی و بازی های محلی می پردازند. سبزه های سبز و خرمی را که برای نوروز سبز کرده و بر سر سفره نوروزی نهاده بودند تا پس از غروب سیزده بدر به آب روان می افکنند. مبعث و ولایت – نیمه شعبان – عید فطر – عید قربان – عید غدیر خم ازدواج و طلاق: همسر گزینی و جشن عروسی، همراه با اجرای موسیقی شاد و رقص های زیبای مردان و زنان شمشیر، چوب و…. از جاذبه های مهم فرهنگی به شمار می آید. مردان سیستانی نسبت به زندگی و همسر و فرزندان خود علاقه ی زیادی دارند آنان طلاق را زشت دانسته و به ندرت همسران خویش را رها می کنند. نقش زن: زن در جوامع شهری و روستایی و عشایری سیستان، از شأن و مقام ویژه ای برخوردار است. بانوی سیستانی خود مردِ دوم خانه به شمار می رود. بانوان سیستانی هم دوش و هم گام با مردان و گاه حتی نقش فعال تری را در روند زندگی مادی و معنوی به عهده دارند. آنان علاوه بر اداره ی زندگی زناشویی و انجام وظایف مادری و همسر داری و اداره ی امور داخلی خانه در تمامی مراحل کشت، برداشت و دامداری با همسران خود همراه و هم پایند. با نوی سیستانی در ساعت های فراغت نیز از پای ننشسته و به بافتن فرش گلیم، خورجین، سیاه چادر، گل دوزی، خامه دوزی و سوزن دوزی می پردازند. شجاعت زنان در کنار کد بانو گری و لیاقت آنان و پاکدامنی و تقوا و وفاداری همه از ویژگی های شایسته ی بانوان سیستانی به شمار می روند. پوشاک: پوشاک سنتی سیستانی ها یاد آور پوشاک باستانی ایرانیان پیش از اسلام است. این گونه پوشاک به پیروی از روش و تأثیر سرزمین های هم جوار پوشاکی است که در سراسر خاور کشور کاربرد دارد. پوشاک مرد وزن سیستانی نشانگر ذوق هنر و فرهنگ اوست. تنوع رنگ در پوشاک به ویژه پوشاک بانوان، بیش از همه توجه مردم دیگر نقاط را در هنگام ورود به سیستان جذب می کند. موسیقی و رقص: سیستان از نظر فرهنگ، آثار باستانی و گذشته تاریخی، جایگاهی والا دارد و از لحاظ توانگری فرهنگ عامه نیز با ارزش و شایسته ی گفتگو و بررسی است. ترانه های عامیانه ی سیستانی بخش مهمی از این گنجینه ی فرهنگی را شامل می شود و همانند آیینه ای پاک نمایانگر زندگی مادی و معنوی مردم این سامان است. اجرای این ترانه ها یا دو بیتی ها یا سیتک ها با ساز های محلی، شور و شادی و سرور می آفرینند. به هر حال موسیقی در سیستان جزو جدایی ناپذیر زندگی مردم آن ار تولد تا مرگ، از اندوه تا شادی است. سیتانی ها با ابزار موسیقی خود به آسانی می توانند آهنگ های اصیل ایرانی را بنوازند. ترانه های سیستانی بیش تر در جشن ها، به ویژه عروسی، ختنه سوری، عید فطر، عید مبعث، نیمه شعبان، نوروز خوانده می شود. ابزار موسیقی سیستانیان دهل، سرنا، قیچک، سما، دف، دایره … است. در سیستان رقص های گوناگونی، ماند رقص شمشیر، چوب، چایی و… وجود دارد. این رقص ها پر جنب و جوش و شادی بخش است. دست افشانی و پایکوبی دسته جمعی مردان و زنان بسیار زیبا و نشاط انگیز و دیدنی است. بیجاری یعنی کمک و همراهی مادی با جوانی است که می خواهد ازدواج کند و زندگی و خانواده ای تشکیل دهد. بزرگان طایفه ها به منظور همراهی با جوانان این شیوه ی بسیار خوب را رواج داده اند. مبلغ بیجاری بستگی به توان مالی و همت فرد داشته و کسی از پرداخت آن معاف نمی باشد. همیاری و کمک رسانی دسته جمعی همراه با ایثار، محبت، برادری و دور از مسایل مادی در امور مربوط به کشاورزی، دامداری، هنر های دستی، ساخت مسکن، لایروبی نهر ها و غیره در بین مردم سیستان وجود دارد. اخلاق و عادت ها: مردم سیستان مهربان، جوانمرد، صدیق، راستگو، شجاع، ساده دل و پاک اندیشند. به زندگی ساده و بی آلایش و سخت عادت دارند. در مهمان نوازی معروف اند و ورود مهمان را به خانه خود مایه خیر و برکت می دانند و بر این باورند که روزی میهمان از پیشانی و اقبال خودش است. رعایت احترام و حفظ اعتبار افراد سالخورده را می کنند و آنچه از روابط خانوادگی در طایفه محترم شمرده می شود با احترام به پدر و مادر و دیگران است. زن از حرمت و قداست بالایی برخوردار بوده و گاهی چادر زن از در گیری های خونین منطقه ای جلوگیری می نمود. هر کسی به زیر چادر زن پناه می گرفت مصون بود. قزوینی مولف آثار البلاد و اخبار البلاد به نقل از محمد ابن ذهبی می گوید( خوش رفتاری، نیکوکاری، آیین داری، پرهیز گاری، هر کاری خدا پسند است برو در سیستان ببین که در سراسر سرزمین به چنین نیکو مردانی دست نیابی، در سراسر سرزمین درست کارتر، با انصاف تر، خوش زبان تر از بازاریان سجستان نیست. تشت طلا بر سر نه بر باکی مدار. امر به معروف می کنند و هر کسی را از ناروا باز می دارند و طعنه می زنند، حتی اگر جان در راه حق بدهند باک ندارند. همه عید ها مورد توجه مردم سیستان است. عید های قربان، فطر و غدیر خم برگزار می شود. عید نوروز و سیزده را نیز جشن می گیرند. همه ی مردم لباس نو می پوشند و به دیدار یکدیگر می روند، برای بزرگداشت نوروز به کوه خواجه می روند و جشن میگیرند و شادی می کنند. مراسم زناشویی از مرحله خواستگاری تا زفاف نیز زیبایی خاص خود را دارد، که هیجان انگیز ترین و جذاب ترین مرحله آن مراسم عروسی است. مراسم عروسی با نواختن دهل و ساز و رقص و پایکوبی آغاز می گردد و به کلیه ی دعوت شدگان ناهار داده می شود. معمولاً دعوت شدگان هر روستا گروهی می آیند، هنگام نزدیک شدن به محل عروسی، نوازندگان با نواختن ساز و دهل به استقبال آنان می روند. در این موقع ریش سفید آنان مبلغی به عنوان شاد باش به نوازندگان می دهد. سپس ضمن رقص و شادی دست جمعی به منزل داماد وارد می شوند. تا زمانی که مدعوین غیر خانوادگی حضور دارند رقص و دایره وار اجرا می شود که شعاع آن به نسبت شرکت کنندگان در رقص تنظیم می گردد. آداب و سنن و مشارکت های عمومی: سیستانیان هنوز به بسیاری از آداب و سنن پسندیده گذشتگان خویش پای بندند و بدان ها عمل می کنند این سنن، گاهی مثل سحر خوانی ریشه در اعتقادات دینی داشته و گاهی مثل ریشه در وحدت و همت جمعی در رفع معضلات طبیعی دارد. مراسم حشر: مردم روستایی سیستان از قرن ها پیش برای ساختن بند ها و لایروبی رود خانه ها و نهر های بزرگ ۲ ماه از سال را به این کار می پرداختند که به گویش محلی آن را اشر یا حشر می گویند. حشر تبلور عینی تمایلات درونی کشاورزان در حل معضلات و مشکلات طبیعی است این حرکت جمعی که هنوز هم در منطقه وجود دارد، بسیار دیدنی جذاب و در خور ستایش است. به عنوان فاکتور هایی مهم جهت معرفی چهره واقعی سیستان و جذب جهانگرد مطرح گردد. از طرف دیگر، دهل و ساز و رقص با لباس های محلی چهل تیکه تریزه، خاصه رقص شمشیر و چوب بازی با هارمونی و هماهنگی که در حرکت و فرم به نمایش می گذارد، بسیار دیدنی و جذاب و برای هر تازه واردی بسیار ماندگار است. زناشوئی: با اینکه مراسم زناشویی در کلیه نقاط بلوچستان یکسان است ولی در جزییات آن تفاوت هایی بین مردم زاهدان، ایرانشهر، چاه بهار و نقاط دیگر این سرزمین وجود دارد. جوانان بلوچ معمولاً بین ۱۵ تا ۱۸ سالگی ازدواج می کنند. بیشتر ازدواج ها بدون توافق پسر و دختر با هم و بدون تصمیم قبلی آنان صورت می گیرد. الف) خواستگاری: خواستگاری در بلوچستان بدین ترتیب است که سر پرست پسر جهت خواستگاری به منزل پدر دختر رفته و پس از ساعتی نشستن و چای نوشیدن و قلیان کشیدن سر صحبت را باز کرده و موضوع را با دختر خود در میان می گذارد که البته این مذاکره به معنای دادن حق انتخاب به دختر نیست، بلکه فقط به او اطلاع می دهد و تصمیم نهایی پس از مشورت اعضاء خانواده ی دختر اتخاذ می گردد. ب) مهریه و نقدینه: چنانچه کار به توافق انجامد، دو خانواده برای تعیین مهریه و غیره وارد مذاکره می شوند. مبلغ پولی که به عنوان نقدینه و مهریه تعیین می شود، در میان طوایف و قبایل مختلف بلوچ متفاوت است. خانواده پسر بابت مهریه باید مبلغی حدود هزار تا دو هزار تومان به صورت نقد بپردازد و معادل همین مقدار نیز متعهد شود. علاوه بر آن باید تعهد نماید که حدود ۳۰ تا ۴۰ اشرفی به عروس بدهد که نصف آن خریداری میشود و نصف دیگر همراه با مهریه به صورتهای دیگر نیز تعیین شود مثلاً در مهر نامه قید می گردد که مرد باید هنگام طلاق چهل مثقال طلا یا پنجاه بوته ی نخل یا پنجاه من گندم یا زمین به زن تحویل دهد. در شمال بلوچستان به مهرینه و نقدینه شیر بها یا لب و در ایرانشهر به آن وش داد می گویند. ج) شیرینی خوران: علاوه بر موارد بالا سرپرست دو خانواده باید بر سر لباس و سایر لوازم عروسی نیز توافق نمایند. از این رو مجلسی ترتیب می دهند که در آن با شیر، چای، خرما و حلوای بلوچی از مدعوین پذیرایی می شود و آن را سانگ « شیرینی خوران » می گویند. در این مراسم لباس ها و وسایل مربوط به عروس را به خانواده او تحویل می دهند و پس از آن دختر نامزد پسر محسوب می شود. یکی از پسندیده ترین سنت های مردم بلوچ موضوع بجار = تعاون است. در واقع بجار کمک و همراهی مادی با جوانی است که می خواهد ازدواج کند و خانواده ای تشکیل دهد. بجار شامل حال ثروتمند و فقیر هر دو می شود. بزرگان و دانشمندان بلوچ به منظور دستگیری و همراهی با جوانان فقیر و بی بضاعت این رسم مفید را عمومیت داده اند تا جوان از بضاعت کم خود خجل نگردد. مبلغ بجار بستگی به میزان دارایی و همت هر فرد داشته و هیچ کس از پرداخت آن معاف نمی باشد. د) دوران نامزدی: دوران نامزدی را به گویش بلوچی « دره دشتاری » و « وسار» و وجشتار می گویند. انجام این دوران معمولاً دو یا سه سال طول می کشد. در این مدت پنجاه درصد از احتیاجات دختر از قبیل لباس، کفش و غیره را باید خانواده ی پسر تامین نمایند. از آنجا که بیشتر مردان استطاعت پرداخت هزینه عروسی را ندارند، لذا برای تهیه این وجوه به شیخ نشین های خلیج فارس یا نقاط دیگر می روند و پس از اندوختن پول کافی با تحفه و سوغات به موطن خود باز گشته و کم کم تدارک عروسی را می بینند. در دوران نامزدی اگر داماد برای کار به جای دیگر نرود، ایام عید فطر و قربان پدر عروس او را به صرف ناهار به خانه خود دعوت می کند. داماد نیز در پایان میهمانی و در هنگام مراجعت به نسبت وضع مالی خود مبلغی به عنوان عیدی به خانواده عروس پیش کش می کند. حنابندان: مراسم حنابندانی را به گویش بلوچی شمالی « نی بندان » می گویند. مراسم اصلی عروسی معمولاً در سه شب انجام می گیرد. شب اول و دوم به ترتیب « راستکی» و « دوزکی» نامیده می شود. در این دو شب عروس و داماد را در دو محل جداگانه به نام ( جل ) نگاهداری می کنند. این مراسم اکنون نیز معمول بوده و ممکن است تا یک هفته هم طول بکشد. و در بین بلوچان به جل معمول است. در این مراسم نخست پدر پسر سوغاتی را که داماد برای عروس و نزدیکان او آورده است به منزل پدر دختر می برد، پس از آن مواد مورد احتیاج مانند برنج، حبوبات، چند بز یا یک رأس گاو یا شتر، روغن، شکر، آرد، چای و غیره را جهت طبخ غذا آماده می کنند. پارچه عروسی آورده شده توسط داماد را در لنگی بسته و بوسیله یکی از زنان خانواده روی سر داماد می نهاد و با آهنگ ساز و دهل به سمت خانه عروس آواز خوانده و شادی می کنند. در سراوان نیز چنین آوازهایی وجود دارد، اما امروزه در شهر ها منسوخ شده است. خانواده عروس همه این زنان را به صرف شیر و چای و سپس به ناهار خیاط آورده و لباس عروس را می دوزند. پس از آماده شدن لباس عروس، در گوشه ای اتاقی با پرده سفید اتاقکی که به منزله حجله است به وجود می آورند و عروس را پس از شستشو و غسل دادن در آن قرار می دهند. عروس به مدت سه روز در این اتاقک می ماند. وی در این مدت فقط در هنگام شب و آن هم دور از چشم دیگران می تواند از ان جا خارج شود و فقط بستگان او حق دارند نزد او بروند. روز سوم دعوت شدگان به خانه پدر عروس می آیند و در آخر شب تختی در وسط مجلس قرار می دهند و روی آن را با تشک شمالی و بزم به گویش جنوبی، لحاف و بالش پوشانده و سپس داماد را روی آن می خوابانند و به دست و پای او حنا می بندند. در این هنگام داماد باید کاردی را که به گویش محلی آنرا « کارچ» می گویند به کمر خود به بندد. مردانی که در این مراسم حضور دارند مبلغی پول در ظرفی که جلوی داماد قرار دارد می ریزند. زنی که مسئول حنا بستن به دست و پای داماد است پول ها را بر می دارد. پس از اتمام مراسم حنا بستن، دست و پای عروس را نیز حنا می گذارند، در جلوی عروس هم ظرفی قرار می دهند که زنان در آن پول بریزند. زنی نیز که مسئول حنا بستن به دست و پای عروس می باشد و او را « مشاطه » می نامند پول ها را بر می دارد. فردای ان شب در حدود ساعت ۹ صبح مدعوین را به صبحانه دعوت می نمایند. پس از صرف غذا هر کس به اندازه قدرت مالی خود مبلغی شاباش می دهد و از پدر دختر و پسر اجازه مرخصی گرفته و به خانه خود مراجعت می کند و فقط بستگان عروس و داماد می مانند. مراسم عروسی: استحمام داماد در حدود ساعت ۱۱ تا ۱۲ ظهر انجام می شود، زنان عروس را آماده می کنند. در این هنگام شتری را با پتو های نو و رو تختی های الوان مخمل آراسته و داماد را بر آن می نشانند و پسر بچه کوچکی را بدین نیت و امید که اولین فرزند داماد پسر باشد در جلو او قرار می دهند. روی داماد و پسر بچه کوچکی را بدین نیت و امید که اولین فرزند داماد پسر باشد در جلو او قرار می دهند. روی داماد و پسر بچه پارچه طوری انداخته و یک نفر مهار شتر را می گیرد. دهل زنها می نوازند، کودکان نیز الاغ های خود را آراسته و مسابقه الاغ سواری می دهند. با چنین مراسمی داماد را به نقطه ای که آب باشد می برند. لباس های کهنه داماد را از تنش خارج نموده و پس از شستشو و غسل دادن لباس نو به تن او می پوشانند. سپس شالی به گردن داماد انداخته و پس از شستشو و غسل دادن لباس نو به تن او می پوشانند. سپس شالی به گردن داماد انداخته و پس از اصلاح سر و صورتش، او را سوار بر شتر با نواختن ساز و دهل به خانه ی عروس می برند. هنگامی که داماد و همراهان او به خانه عروس نزدیک شدند جمعی از زنان منسوب عروس به استقبال وی می آیند. یکی از بانوان حامل تشتی است که در آن یک جلد کلام الله مجید، لیوانی شربت، سرمه دان، مسواک چوبی و یک آیینه قرار دارد. داماد قرآن را می بوسد، گویش بلوچی جنوبی « سرآپی برین » گفته می شود. مراسم عقد: پس از اتمام مراسم فوق، مولوی را حاضر کرده و در حضور پدر و مادر و خود داماد و همچنین پدر یا عموی دختر از جانب عروس، عقد آنان بسته می شود. عقد به گویش بلوچی « نی کح » گفته می شود. مراسم زفاف: پس از تشریفات عقد، داماد را نزد عروس می برند. به محض اینکه داماد جلوی حجله عروس رسید نوکر عروس جلوی داماد را می گیرد و از او هدیه می خواهد و تا زمانی که داماد او را راضی نکرده حق ورود به داخل حجله را ندارد. پس از نوکر کنیز عروس جلوی داماد را می گیرد و هدیه خود را که به گویش بلوچی کت بندی نامیده می شود، دریافت می کند. سپس داماد نزد عروس رفته و در کنار او می نشیند. در این هنگام روی سر عروس و داماد سکه می ریزند و سر آنان را به هم می زنند تا همسر شوند. از آن پسر عروس و داماد را تنها گذارده و همه از اتاق خارج می شوند و مدت سه روز را عروس و داماد در حجله می گذرانند. بر خلاف نقاط دیگر که عروس را به خانه داماد می برند. پس از گذشت حدود یک ماه عروس و داماد به خانه داماد آمده و زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. در میان بلوچان چادر نشین رسم است که وقتی مردی زنی را نامزد می کند می گوید: داماد شده ام، « زاماس بوتن » و هنگامی که نامزدش را به عقد خود در آورد میگوید: نکاح کرده ام، « نی کح اُن کرت » و زمانی که همسرش را به خانه می برد می گوید: عروس شده ام، « گس ان کرت ». نقش زن در جامعه بلوچان: زنان بلوچ بیشتر به کار های خانه و نگاهداری و تربیت کودکان می پردازند. علاوه بر این وظابف، احشام را نیز می دوشند و از شیر آنها ماست، کره و غیره تهیه می نمایند و معمولاً در مواقع فراغت از کار های خانه نیز به بافتن قالیچه بلوچی یا پلاس ( سیاه چادر ) مشغول می گردند. زن بلوچ مورد احترام مرد بلوچ است و اطاعت از شوهر را وظیفه حتمی خود می داند و مرد بلوچ هم تمام وظایفی را که اسلام نسبت به زن برایش معین نموده است انجام می دهد. مراسم ختنه سوران: عشایر بلوچ، ختنه کردن را سنت کردن یا سور کرتن می گویند. هنگامی که پسر به ۵ تا ۶ سالگی برسد، بزرگ خانواده با دعوت کردن نزدیکان و همسایگان مراسم ختنه سوری را بر پا می دارد. در این مراسم مدت چند شب ساز و دهل نواخته می شود و شادی می کنند. در شب آخر همه اهالی به شام دعوت می شوند. پس از صرف شام تختی در وسط مجلس می گذارند و پسری را که باید ختنه شود روی ان می گذارند سپس یکی از زنان به دست و پای او حنا بسته و زنان نیز در ظرفی که جلو پسر قرار دارد پول می ریزند، این پول ها را همان زنی که به دست و پای پسر حنا بسته بر می دارد. فردای آن شب همه به ناهار دعوت می شوند. پس از صرف ناهار شتر را آذین می بندند و پسر را بر روی ان می نشاند و بر سر او قند و یا آب نبات می پاشند و در این حال او را به جایی که آب باشند حرکت می دهند و نوازندگان شروع به نواختن می نمایند. هنگامی که به آب رسیدند بچه را لخت نموده بدن او را می شویند و پس از پوشاندن لباس وی دوباره او را سوار شتر کرده و به خانه بر می گردانند. در این هنگام بچه را داخل پشه بند قرار می دهند. هنگامی که ختنه گر می خواهد پسر را ختنه کند، زنان به شدت پشه بند را تکان داده و « کر » می زنند و نوازندگان نیز می نوازند تا مجموع این سر و صدا ها بچه را سرگرم کند و ختنه گر او را ختنه کند. در مدتی که زخم التیام یابد به جای شلوار، لنگی به کمر بچه می بندند.. نام گذاری فرزندان: خانواده های بلوچ، معمولاً نوزاد خود را به اسم دختر مادر و در صورت پسر بودن به نام پدر خویش نام گذاری می کنند. انتخاب نام روز های هفته برای اسم پسران معمول است و بیشتر آنان شنبه، دوشنبه، چهارشنبه و جمعه نام دارند. برخی خانواده ها، اسم درختان را نیز بر روی نوزادان پسر می گذارند همانند کنار، درخت سدر و کهور. اسم دختران اغلب از دو پاره تشکیل می شود مانند: صد گنج، زر گنج، نور گنج، مه گنج، در خاتون، تور خاتون، مهر خاتون، ملک خاتون، ماه بی بی، شاه بی بی ، در بی بی، خیر بی بی، بی بی ناز، و غیره .. نام خانوادگی بلوچ ها غالباً مرکب و بیشتر مختوم به زایی یازهی به معنی زاده است همانند: بار کزایی، سر گلزایی، ملا زایی، شکر زهی، صالح زهی،.. مراسم عزاداری: عزاداری یا پرسان بلوچ ها هنگامی است که کسی از آنان فوت شود، در این موقع مردان منسوب به متوفی، عمامه سیاه به سر می بندند و زنان نیز با اینکه بیشتر اوقات لباس سیاه بر تن دارند، سعی می کنند که حتما ملبس به لباس سیاه گردند. مراسم تغسیل و تدفین نیز همانند سایر نقاط ایران است. اما چون در اغلب نقاط غسالخانه ندارند برای انجام غسل زمین را قدری گود کرده و مقداری علوفه در آن پهن نموده و جسد متوفی را روی علوفه ها می گذارند و سپس اعمال غسل را به جای می آورند. در هنگام کفن کردن نوار جدا شده از کفن را دور کمر و بدن میت پیچیده و پس از اقرار دادن جسد در قبر، آن را باز و پس از پر کردن قبر از خاک آن را در درازای قبر قرار می دهند. در این موقع مقداری خرما میان حاضران تقسیم می شود. از آن پس همه به خانه متوفی باز گشته و پس از نوشیدن چای و کشیدن قلیان متفرق می شوند. معمولاً بستگان متوفی افرادی را که در مراسم تدفین حضور داشته اند به ناهار دعوت می کنند. نزدیک ترین فرد به متوفی سه روز در خانه می ماند زیرا مردم برای تسلای خاطر او به دیدنش می روند. در این هنگام مدعوین به صاحب عزا می گویند : « خدا تره دلداری دنت » روز سوم به عمل خیر طبخ و توزیع غذا پرداخته و در روز چهارم اهالی را دعوت می کنند. پس از صرف ناهار همگان برای آمرزش روح مرده فاتحه می خوانند. پس از گذشت یک سال از تاریخ فوت باز اهالی را به ناهار دعوت کرده و پس از آن فاتحه می خوانند. سپس هر کس به خانه خود می رود. بدین ترتیب آخرین احترام نیز نسبت به متوفی به عمل می آید. در بلوچستان از سنگ قبر خبری نیست، فقط بالای سر و پایین پای متوفی دو قطعه سنگ به صورت عمودی در خاک فرو می کنند که در ناحیه چانف و سایر نقاط مکران ان را شک می نامند. اگر این سنگ را عمود بر امتداد قبر قرار دهند مرده زن و چنان چه جهت سنگ به موازات قبر باشد مرده مرد است.

محصولات: میوه های دانه دار: سیب، گلابی، میوه های هسته دار: گیلاس، گوجه، آلو، هلو، زردآلو و قیسی. میوه های دانه ریز: انگور، توت درختی، میوه های خشک: پسته، بادام، گردو، میوه های نیمه گرمسیری: موز، انبه، پاپیا، کنار، چیکو، تمبر هندی، گیاهان دارویی: زیره سبز، حنا، وسمه، توت نوغان، خرما، انجیر، پرتقال، نارنگی، لیمو ترش، لیمو شیرین، گریپ فروت، نارنج، انار، زیتون، میوه های گرمسیری: نارگیل.

صنایع دستی و جاذبه های توریستی: سوزن دوزی بلوچ، قالی بافی، سفال سازی، گلیم بافی، سکه دوزی، آیینه دوزی، چشمه دوزی، خامه دوزی، چادر شب بافی، نمد مالی، حصیر بافی، خراطی، تذهیب، خوشنویسی، معرق، نگار گری، مکرومه بافی، ملیله دوزی، خورجین بافی، پشتی بافی، تنور سازی، تو تَن، چلیک بافی، پرده بافی، پالان، کلاه دوره ای، چی گو ورَخت، صنعت فلز گری.

آثار ثبت شده: کوه خواجه، کوه رستم – اشکانی – ساسانی – زابل خرابه های پایتخت قدیم سیستان – ساسانی – اسلامی – زابل خرابه های معبد ۱ کرکو – ساسانی – زابل میل قاسم آباد – قرن ۶ ه ق – زابل شهر و قلعه بی بی دوست – اشکانی – ساسانی – زابل زاهدان کهنه – تیموری – زابل قلعه تیمور – تیموری – زابل تپه شهرستان – اشکانی – ساسانی – زابل کوه خواجه – اشکانی – ساسانی – زابل قلعه سار – سام – اشکانی – ساسانی – زابل شهر سوخته – پیش از تاریخ – زابل تپه های اطراف شهر سوخته – پیش از تاریخ – زابل تپه های مابین تاسوکی و طالب خان – ساسانی – زابل تپه روباهک – هزاره ۲ ق م – سراوان تپه کلاتک – هزاره ۱ تا قرون اولیه اسلامی – سراوان قبرستان گشت – اواخر اشکانی – ساسانی – سراوان تپه کلاتک بخشان – هزاره ۱ تا اسلامی – سراوان تپه میل مارو – هزاره ۲ تا قرون اولیه اسلامی – سراوان تپه کله برزاد – هزاره ۲ تا اسلامی – سراوان تپه پیر کهورث – هزاره ۲ تا قرون اولیه اسلامی – سراوان تپه پیر کهورد – هزاره ۲ تا قرون اولیه اسلامی – سراوان قلعه تیس – صفویه – چابهار تپه دمبیگان – اسلامی – قصر قند تپه سیاهبون – هزاره ۲ ق م – قصر قند جادختران – اسلامی – نیک شهر قلعه بمپور – ساسانی – اسلامی – جالق امامزاده سید غلام رسول – تیموری – چابهار قلعه سب – قاجاریه – سراوان محله قدیمی ایرانشهر – قاجاریه – ایرانشهر بازار سرپوش – معاصر – زاهدان ساختمان دادگستری – معاصر – زاهدان مسجد جامع سراوان – قاجاریه – سراوان مناره مسجد جامع خاش – قاجاریه – خاش گنجینه زابل – کنسولگری سابق – قاجاریه – زابل ساختمان قدیم گمرک – اواخر قاجار – میر جاوه ساختمان قدیمی پست – قاجاریه – زاهدان ساختمان قدیمی بهداری سراوان – پهلوی – سراوان قلعه مچی – صفویه – زابل ساختمان پست زاهدان – اوایل پهلوی – زاهدان خانه زعیم – پهلوی – زاهدان ساختمان اداری پست – اواخر قاجار – میر جاوه ساختمان باشگاه ورزشی خیامیان – قاجاریه – زاهدان درمانگاه خدمات اجتماعی ایرانشهر – قاجاریه – زاهدان ساختمان قدیمی شهر بانی میر جاوه – پهلوی اول – میر جاوه باغ خالصه بمپور – قاجاریه – پهلوی – بمپور مسجد فیض الرحمان – اواخر قاجار – اوایل پهلوی – زاهدان مقابر واقع در سورو – سلجوقی – سراوان مقابر واقع در شیشه ریز – سلجوقی – زاهدان دبستان طالقانی – پهلوی اول – زاهدان منزل شمسی – پهلوی اول – زاهدان قلعه حیدر آباد – اواخر قاجار – خاش قبرستان هفتاد ملا – اسلامی – زاهدان مجموعه قلعه های روم و رامرد – اسلامی – زابل معماری صخره ای تمین ۲ – اسلامی – زاهدان منزل حیدریان – معاصر – زاهدان ساختمان کانون کار آموزان – پهلوی دوم – زاهدان پاسگاه بین راهی انگلیسی ها – پهلوی – زاهدان تلگرافخانه حرمک – پهلوی اول زاهدان تپه مهرگان – تاریخی – سراوان تپه سیاه دک – اواخر هزاره ۳ ق م – سراوان تپه کهنوک – هزاره ۳ ق م – سراوان تپه کلپورگان – هزاره ۲ و ۳ ق م – سراوان تپه کلاتک – تاریخی – سراوان محوطه تنکان – پیش از تاریخ – تاریخی – سراوان محوطه سنگی یا احمد آباد – پیش از تاریخ – سراوان حسینیه آل رسول – قاجاریه – چابهار تپه مرتضی علی – قرن ۹ و ۱۰ ه ق – خاش زیارتگاه مرتضی علی – تیموریان – صفویه – خاش دبستان دو شهید – پهلوی اول – بمپور خانه مرحوم خدابنده – اواخر قاجار – بمپور تپه کوشک – پیش از تاریخ – نیک شهر بقایای روستای چاه دیوان – معاصر – زاهدان قلعه دامن – قاجاریه – ایرانشهر تپه شاه مردان – قرن ۱۱ و۱۲ ه ق – سراوان موزه زنده سفال کلپورگان – معاصر – سراوان قلعه کسو جمپ – قرون اولیه اسلامی – چابهار قلعه پیروز گت – قرون اولیه اسلامی – چابهار محوطه دمب کوه – اشکانی – چابهار محوطه کوتیج – اشکانی – نیک شهر محوطه زبرینگ – پیش از تاریخ تا اسلامی – نیک شهر قلعه تپه زنگیان – اشکانی – نیک شهر قلعه تپه بی بی دوست – تاریخی – اسلامی – زابل مجموعه تپه های بلوچ خان – تاریخی – اسلامی – زابل مجموعه تپه های آبیل – قرن ۴ تا ۹ ه ق – زابل تپه های کله منار – ۱ و ۲ – پیش از تاریخ – تاریخی – زابل مجموعه تپه های برج افغان – قرن ۶ و ۷ هق – زابل محوطه قاسم آباد بی بی دوست – قرن ۶ و ۷ ه ق – زابل تپه کندرک ۱ – قرون اولیه اسلامی – زابل تپه قبرستان شیخ صابر – قرون اولیه اسلامی – زابل تپه کندرگ ۲ – قرون اولیه اسلامی – زابل محوطه آسیاب بادی رنده – قرون میانه اسلامی – زابل تپه قبرستان مارگان – قرون میانه اسلامی – زابل محوطه زیارت شیر سرخ – قرون اولیه اسلامی – زابل مجموعه تپه های تخت عدالتشاه – قرون میانه اسلامی – زابل تپه قبرستان شیخ علی – تاریخی – اسلامی – زابل تپه یوسف سلام – تاریخی – زابل تپه کلاتک تنهک – قرن ۵ تا ۷ ه ق – ایرانشهر قبرستان اسپیدژ – پیش از تاریخ – ایرانشهر قلعه اسپیدژ – قرون اولیه اسلامی – ایرانشهر تپه کلاتک میرزا خان – تاریخی – ایرانشهر مجموعه تپه های ژاله ای – قرن ۷ تا ۸ ه ق – زابل مجموعه تپه های زیارت شاه اسماعیل – قرن ۷ و ۸ ه ق – زابل قلعه تپه لادیز – ساسانی – اوایل اسلامی- زاهدان تپه محمد ریش – قرن ۸ ه ق – زابل تپه زیارت تخت شاه – قرون میانه اسلامی – زابل تپه دوکان دک چراغان – قرن ۵ تا ۷ ه ق – سرباز محوطه برج میر گل – قرون میانه اسلامی – زابل قلعه سه کوهه – قاجاریه – زابل ساختمان ارگ سردار ناروئی – اواخر قاجار – اوایل پهلوی – زابل محوطه گراکی کوه – اشکانی – چابهار محوطه بن داوود – قرن ۴ تا ۸ ه ق – زاهدان فهرست آثار تاریخی استان سیستان در نیمه دوم ۱۳۸۷ تعداد ۹۳۰ واحد می باشد.

جمعیت: مرد: ۵۲۰۲۵۱ شهری، ۵۰۵۸۳۷ روستائی زن: ۴۹۱۰۴۷ شهری، ۵۰۴۸۶۶ روستائی

پوشش گیاهی: درختان کنار، کهور و گز، گیاهان کلپوره، درمنه، بومادران، پوشش گیاهی مرتعی

جانوران: گرگ، روباه، شغال، خرگوش

فرآورده ها: گندم، جو، ذرت، خرما، مرکبات، سیب، انار، انگور و تره بار

آب و هوا: گرم و نسبتاً خشک، حد اکثر درجه حرارت در تابستان به ۵۱ درجه و زمستان به صفر می رسد.

نژاد و زبان: آریایی نژادند و به زبان فارسی و بلوچی سخن می گویند.

رستنی ها: درختان کهور، گز و کنار، گیاهان دارویی، مثل درمنه، کلپوره، بومادران، و پوشش گیاهی برای چرای دام به مقدار اندک در فصول سرد.

تقسیمات کشوری: مرکز این شهرستان شهر ایرانشهر دارای چهار بخش ۱- مرکزی، دارای ۳ دهستان ( ۱- حومه ۲- ابتر ۳- دامن ) ۲- بزمان ۳- بمپور ۴- دلگان است.

سوغات: مرکبات، انار، انبه، موز، خربزه درختی، انواع خرما، ماهی..

غذاهای محلی: تنوری، کشک زابلی، اوجیزک، انواع خوراک ماهی، راب، بت، اشکنه گشنیز، تباهیگ، بز قرمه، آبگوشت، آبگوشت ماهی، کله جوش، ماهی نمک سود، پته..

۱


گفتگو

  1. سمانه سیستانی  دوشنبه, ۰۱ تیر ۱۳۹۴

    سپاس، سپاس، سپاس
    خیلی کامل بود وخواندنی ،….

    (پاسخ)

نوشتن یک نظر

Show Buttons
Hide Buttons