نوشته ها

استان قزوین

ارسال شده توسط :

وجه تسمیه:

معرب کشوین است. برگرفته از نام کاسپین منسوب به اقوام کهن کاسپی…

مشخصات جغرافیایی:

شهر قزوین تا سال ۱۳۵۷ جزو محدوده سیاسی – اداری استان تهران بود. در این سال از استان تهران جدا شد و همراه با شهرستان تاکستان از استان زنجان جدا شد، به عنوان استان قزوین در تقسیمات کشوری جای گرفت. استان قزوین ۱۳۰۴ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. استان قزوین با توجه به موقعیت جغرافیایی خود، مانند پلی پایتخت کشور را به مناطق شمالی و غربی و کشور های قفقاز و اروپا متصل می کند و به دلیل موقعیت مناسب ضمن توسعه کشاورزی، صنعتی و خدماتی، به یکی از قطب های مهم توسعه کشور تبدیل شده است.

سیمای اقلیمی:

جغرافیای استان قزوین در شمال استان واقع است که دارای زمستان های سرد و پر برف است و تابستان های این نواحی معتدل می باشد. بخش های جلگه ای و دشتی استان قزوین که به دور از ارتفاعات قرار دارند در زمستان ها هوای سرد و در تابستان ها متأثر از هوای گرم و خشک است و به این ترتیب استان قزوین در یک نگاه کلی دارای دو اقلیم کوهستانی و نواحی دشتی می باشد. این استان هم نظیر هر منطقه دیگر تحت تأثیر تعدادی از فاکتور های سازنده اقلیم قرار دارد که بر سیمای استان تأثیر می گذارند.

کو ه ها و ارتفاعات:

منطقه کوهستانی استان قزوین در شمال آن قرار دارد و دهستان های الموت، رودبار و قسمتی از کوهپایه اقبال و پشگلدره را در بر می گیرد.

در همین بخش رشته کوه البرز از بخش شمال غربی و از استان گسلان به طرف جنوب غربی در داخل استان قزوین کشیده شده است. سیالان و الموت دو قله از قله های معروف کوهستانی بخش غربی البرز می باشند.

کوه های طالقان، سیالان، الموت و تخت سلیمان در غرب الموت ( با ارتفاع ۴۴۰۰ متر ) در ساحل چپ سفید رود، با قله دلفج ( با ارتفاع ۲۷۷۰ متر) که از قله های آتشفشانی است، اتصال یافته اند. در جنوب شاهرود کوه های زیاران، سبز پوش، خزران و .. قرار دارند که از زمان های قدیم مسیر های پیاده شمالی – جنوبی قزوین بوده اند و گردنه های معروف سلمبار و الو چشمه را پدید آورده اند. در ناحیه غربی دشت قزوین یک رشته ارتفاعات موازی به نام چرگر قرار دارد که از جانب شمال به جنوب کشیده شده و استان قزوین را از استان زنجان و خمسه جدا می کند. این ارتفاعات در حد فاصل نواحی سلطانیه و تارم قرار دارند. در قسمت جنوب این استان چند رشته از ارتفاعات به موازات هم قرار گرفته اند که به نام رامند معروف هستند.

در بخش های شمالی استان قزوین ارتفاعات مستعدی جهت ورزش های کوهستانی وجود دارد که یکی از معروفترین ان ها قله اوان است و در مجاورت ویژگی های طبیعی آن دریاچه اوان قرار دارد. مجموعه ارتفاعات و دریاچه اوان امکانات تفریحی و ورزشی مناسبی را جهت گردشگران فراهم می سازد.

قله اوان: قله اوان در رأس اصلی ارتفاعات البرز و در بخش شمالی رودبار قرار گرفته و ارتفاع آن ۳۷۵۰ متر است و به خشته چال هم شهرت دارد. یال مرتفع این کوه در جهت شمال غربی – جنوب شرقی گسترش دارد و بخشی از مرز طبیعی شهرستان قزوین و تنکابن ( شهسوار) را تشکیل می دهد. این کوه از جهت جنوب غربی به وسیله گردنه سیالان به قله سیالان مرتبط است و از جهت شمال غربی در دو قسمت شمالی و غربی گسترش یافته است. تیغه شمالی این کوه به وسیله قله بزا کوه به قله سماموس با سمام کوه و یال غربی آن به وسیله گردنه گرم کوه به قله پارچ کوه مرتبط می شود. مناسب ترین راه های صعود به قله اوان از جبهه غربی از مسیر قزوین و معلم کلایه و شمس کلایه بوده و از جبهه شمالی از مسیر تنکابن به شیرود و سپس به دره رود خانه چالک رود و سر چشمه آن است. صعود به این قله از طریق گردنه سیالان و گردنه گرم کوه نیز میسر است.

دریاچه ها و رود خانه ها:

دریاچه اوان: این دریاچه در فاصله ۷۵ کیلومتری شمال شرقی قزوین واقع شده است. آب این دریاچه از چشمه های درون آن تامین می شود. طول و عرض این دریاچه زیبای کوهستانی ۵۰۰ متر است.

رود خانه حاجی عرب: این رود از کوه های مرکزی سرچشمه می گیرد و تا سگز آباد ادامه دارد. در بعضی از سال ها به علت وجود سیلاب ها اب این رود زیاد می شود.

رود خانه شاهرود، این رود خانه از دو شاخه اصلی طالقان رود و الموت رود تشکیل می شود که در شمال غربی روستای شیر کوه به هم می پیوندند. رود خانه شاهرود همواره طغیانی است و این رود تنها رود خانه دامنه جنوبی البرز است که آب ان به دریای خزر می ریزد.

رود خانه الموت: رود خانه الموت از ارتفاعات هفت خانی البرز سرچشمه می گیرد و پس از اتصال به پانزده رود خانه دیگر به نام الموت جریان می یابد که رود خانه ای پر آب است و تعدادی رود های دیگر.

مناطق حفاظت شده:

منطقه ی حفاظت شده ای به مساحت ۲۵۳۴۴ هکتار، دارای یک منطقه ی حفاظت شده است.

منطقه ی حفاظت شده باشگل به مساحت ۲۵۳۴۴ هکتار است که در سال ۱۳۷۵ تأسیس گردید.

منطقه ی شکار ممنوع:

منطقه ای کوهستانی در شرق قزوین که چشم انداز های زیبا دارد. محل زندگی برخی از کوه زیان می باشد و مساحت ان ۱۹۵۰۰۰ هکتار است.

باشگل: این منطقه با مساحت ۲۵۳۴۴ هکتار در سال ۱۳۷۵ حفاظت شده اعلام شد. ناحیه ای است تپه ماهوری و دشتی با چشمه های فراوان در استان قزوین. دامنه ارتفاعی ۱۳۲۰ تا ۲۱۲۰ متر میانگین سالانه دمای کمینه و بیشینه ۵- و ۳۸ درجه سانتی گراد و بارندگی متوسط سالانه و ۳۰۰ میلیمتر، منطقه را دارای اقلیم نیمه خشک معتدل نموده اند. باشگل در ناحیه رویشی ایران – تورانی قرار گرفته و گیاهانی نظیر بادام کوهی، گز، تاغ، گون، نسترن، بومادران، کلاه میرحسن، درمنه، شیرین بیان، گل گندم و اسفناج کوهی در آن می رویند. دشت های منطقه زیستگاه مناسب آهو و تپه ماهور های آن محل زندگی قوچ و میش محسوب می شود. گرگ، روباه معمولی، شغال، گراز، خرگوش، تشی، کبک، بلدرچین، کوکو، تیهو، هد هد، کرکس، دال، جغد، مار آتشی و مار دوسر، از دیگر گونه های جانوری این منطقه به شمار می رود. تپه ماهور های زیبا چشمه های فراوان، آثار تاریخی، نزدیکی به مراکز جمعیتی و راه های دسترسی مناسب جاذب گردشگران است.

گردشگاه های طبیعی:

گردشگاه های طبیعی استان قزوین بیشتر اطراف رود خانه ها و دریاچه اوان، دامنه کوه ها، قله ها و چشمه سار ها که از چشم انداز های بدیع و بی نظیر برخوردارند، جای دارند، مهم ترین گردشگاه های آبی استان عبارتند از:

دریاچه اوان: این دریاچه بسیار زیبا و دیدنی است و اطراف ان را کوه احاطه کرده است که چشم انداز بسیار زیبایی دارد. طول و عرض این دریاچه زیبای کوهستانی ۵۰۰ متر است و در شمال دهکده اوان قرار دارد. همه ساله تعداد زیادی از گردشگران از این دریاچه بازدید می کنند.

دیگر منابع جذب گردشگر استان، چشمه ها و مراکز آب درمانی می باشد. استان قزوین چشمه های آب معدنی و طبیعی متعددی دارد که به طور سنتی مورد استفاده مردم قرار می گیرد. مهم ترین این چشمه ها عبارتند از:

چشمه های آب معدنی آب ترش پرزان، در ۴۵ کیلومتری قزوین

چشمه آب گرم خرقان، در ۹۵ کیلومتری جاده قزوین – رشت

چشمه یله گنبد، در روستای یله گنبد قاقازان در شمال غربی قزوین

چشمه آب گرم جاده تاکستان – آوج

امروزه یکی از منابع مهم جذب گردشگر، استفاده و بهره برداری بهینه آز آب های گرم و معدنی است.

تپه ها:

تپه های باستانی استان قزوین از قدمت چند هزار ساله برخوردار است. مهم ترین این تپه ها عبارتند از:

تپه خندو: در جنوب شرقی تاکستان، تپه داکان: در جنوب جاده تاکستان، تپه کندر: مربوط به دوران پیش از تاریخ تا دوره اسلامی، تپه الوند: در جنوب شرقی قریه الوند.

دیدنی ها:

برج سنگی با کتیبه کوفی، روستای قدیمی هرزویل، قلعه تاریخی الموت، دُرفک بزرگ ترین دهانه ی آتشفشانی خاموش در ایران، پهن دژ، معبد منقوش زاغه، غار یخی، مسجد جمعه یا جامع، مسجد جامع کبیر، مسجد و مدرسه سردار، مدرسه حیدریه، مسجد النبی، آرامگاه حمد الله مستوفی، کاخ چهل ستون – موزه قزوین، مسجد سنجیده، مسجد و مدرسه صالحیه، پیغمبریه – چهار انبیاء، عالی قاپو، مجموعه بازار، بازار قیصریه، حسینیه امینی ها، دروازه های قزوین، دروازه ی قدیم تهران، دروازه ی درب کوشک، گرمابه حاج محمد رحیم، میمون قلعه، امامزاده حسین (ع)، امام زاده اسماعیل (ع)، برج های دوگانه خرقان..

مردم شناسی:

نژاد مردم شهر قزوین از نژاد آریایی اصیل هستند. آن ها قرن های متمادی است که در این ناحیه سکونت گزیده و شهر نشینی را آغاز کرده اند. برخی از ساکنین نواحی استان به جز افرادی که در قسمت الموت و کوهپایه زندگی می کنند گروه های قومی دیگری هستند که به لحاظ سیاسی و موقعیت خاص جغرافیایی این منطقه و استفاده از امکانات آن ..

در زمان مختلف از نواحی دیگر به این سرزمین آمده و در آن استقرار یافته اند. گروه های قومی ساکن در منطقه عبارتند از:

کرد ها و لر ها: این گروه به احتمال زیاد در دوران شاه عباس صفوی به این منطقه کوچ کرده اند. برخی دیگر معتقدند که آن ها در زمان آقا محمد خان قاجار به این سرزمین آمده و مهاجرت آن ها تا سال ۱۳۱۰ هجری شمسی ادامه داشته است.

شاهسون ها: به اعتقاد هانری فیلد مؤلف کتاب مردم شناسی ایران قبایل شاهسون از نژاد ترک – در اواخر قرن هجدهم میلادی به این ناحیه کوچ کرده اند.

تات ها: این نژاد که تحقیقات جامعی بر روی ان ها صورت نگرفته است ظاهراً جزء اولین گروه های مهاجر آریایی در این منطقه هستند.

مراغی ها: در چند روستای بخش رودبار الموت و رودبار شهرستان مردمانی با زبان و اعتقادات خاص زندگی می کنند. آن ها مهاجرانی هستند که از منطقه ی مراغه به این مکان کوچ کرده اند.

آداب و رسوم:

دشت قزوین به لحاظ آب و هوا و موقعیت خاص جغرافیایی به عنوان یک شاه راه ارتباطی بین مناطق مختلف کشور – از گذشته های بسیار دور همواره مورد توجه اقوام و طوایف مختلف بوده است. تا جائی که بر اساس نتایج حاصل از کاوش های علمی در پایگاه های تاریخی دشت قزوین، قدمت سکونت و یک جا نشینی در این منطقه به بیش از هفت هزار سال می رسد. این پیشینه ی تاریخی کهن و رفت و آمد اقوام مختلف در طول تاریخ باعث ایجاد تنوع فرهنگی بسیار گسترده در این منطقه شده است. این تنوع زمانی زیباتر و گسترده تر می شود که دو منطقه ی الموت و تارم را نیز به آن اضافه کنیم.

عید نوروز:

عید نوروز چون به عنوان روز آغازین سال محسوب می شود جایگاه ویژه ای در باور ها و اعتقادات مردم ایران دارد. مردم استان قزوین مانند دیگر مردم ایران از اوایل اسفند ماه خود را آماده ی برگزاری سال نو می کنند. آن ها همراه خانه تکانی و نظافت، به خانه تکانی دل های خود نیز می پردازند و به میمنت حلول سال نو و نوروز گینه ها و کدورت ها را از دل می زدایند و به دیدار یکدیگر می روند. در هنگام تحویل سال اعمال گذشته خود را مرور کرده و با توجه به ان برای سال آینده ی خود برنامه ریزی می کنند. در روز عید با پیچیدن سفره های سنگین درهای خانه های خود را به روی مهمانان می گشایند. آن ها در سفره های پارچه ای قلمکار و ظروف رنگارنگ بلوری، انواع شیرینی های خانگی، انجیر و آلبالوی خیس شده، نخود و کشمش، نقل و نوعی توت که با خمیر پودر پسته و بادام درست می کنند، می چینند و به مهمانان تخم مرغ رنگ شده( با پوست پیاز) عیدی می دهند. امروزه از روز اول عید, مراسم عید دیدنی با دیدار های خانوادگی آغاز می شوند. کوچک تر ها به دیدار بزرگ تر ها می روند. همه ی دید و بازدید ها باید تا قبل از سیزده بدر انجام گیرد.

در گذشته روز اول عید به کودکان اختصاص داشت. آن ها به تنهایی به دیدار بستگان خود می رفتند. در روزهای بعد این بزرگ تر ها بودند که به دید و بازدید می پرداختند. در گذشته وقتی دوشیزگان به دیدار بزرگی می رفتند با خود گلاب پاچی می بردند و در دست آن ها گلاب می ریختند و آن ها نیز گلاب را به صورت خود می زدند.

چهارشنبه سوری ( کُل چهارشنبه یا کُله چهارشنبه)

هنگامی که مختار ثقفی تصمیم گرفت بر علیه حکومت بنی امیه قیام کند با یاران خود قرار گذاشت در شب آخرین پنج شنبه سال شورش کنند.

چون نقشه ی آن ها لو رفت او تصمیم گرفت تا نقشه ی خود را یک روز جلوتر پیاده کند. از این رو به اطرافیان خود گفت در شب چهارشنبه بر روی پشت بام خود آتش روشن کنند تا همه متوجه قیام شده و قیام کنند. مردم نیز به حمایت از او بر بام منازل خود آتش افروختند. از آن به بعد به پاس بزرگداشت این اقدام، در شب چهار شنبه آخر هر سال ایرانیان در حیاط یا بام منازل خود آتش می افروزند. هرچند این داستان افسانه ای بیش نیست، ولی نشان دهنده ی نماد آتش در میان ایرانیان باستان است.

در قزوین نیز در این شب آتش روشن می کنند. آنان معتقدند کوپه های آتش حتماً باید تاق ( تک) باشد. در این شب هیچ چیز از لوازم منزل را به امانت نمی دادند و اگر هم می دادند چیز دیگری را گرو می گیرند. همچنین مواظبند که در این شب چیزی شکسته نشود، چون آن را خوش یمن نمی دانند. در شب چهارشنبه سوری همچنین مراسم قاشق زنی نیز انجام می شود.

سیزده بدر:

در روز سیزده بدر مردم به دامان طبیعت پناه می برند به هنگام ناهار معمولاً چند خانوار یک سفره بزرگ می گسترانند و غذاهایی را که هر یک آورده اند را در آن می چینند. پس از خوردن ناهار به سرگرمی و ناهار می پردازند و نیز رسم بر این است تا هر کس به کنار رود برود و هفت سنگ کوچک را به نیت رفع و دفع بلا و بیماری به داخل آب پرتاب کند و دوشیزگان برای گشایش بخت خود سبزی ها را گره بزنند و این شعر را زمزمه کنند:

سیزده بدر، سال دگر،خونه ی شوهر، بچه بغل

در پایان سبزه های خود را به داخل آب می اندازند و به خانه بر می گردند.

جشن انار:

مردم بخش تارم در اواخر شهریور و اوایل مهر ماه در یک روز معین که از پیش تعیین می شود، دسته جمعی به مزارع انار می روند و با نواختن دایره و سرنا و دهل شروع به چیدن انار می کنند. تا قبل از این روز کسی حق ندارد اناری بچیند.

جشن فندق:

فندق یکی از محصولاتی است که هم جنبه ی صنعتی و هم جنبه ی خوراکی دارد. «رودبار شهرستان» از جمله مناطقی است که بیشتر به کشت فندق اختصاص دارد. در بسیاری از روستا های این ناحیه، در اواسط مرداد ماه جشن فندق بر پا می کنند. در این روز اهالی روستا ها مانند جشن انار چینی همه با هم به مزارع می روند. در ابتدا شخصی به خواندن اشعاری بیشتر به صورت بداهه می پردازند و دیگران اشعار او را تکرار می کنند. سپس همه شروع به چیدن فندق می کنند. دوشیزگانی که نامزد شده اند. برای همسران هود از هسته ی فندق گردنبند درست می کنند.

آن ها تا زمانی که هسته هنوز خشک نشده، هسته ها را با سوزن سوراخ کرده و نخ آز آن می گذرانند و در پایان دو سر نخ را به هم گره می زنند. این گردنبند را « گلوانه » می نامند و آن را در فصل زمستان به شوهرانشان هدیه می دهند.

جشن تیرگان ( تیرماه سیزده):

این جشن که همان جشن تیرگان ایران باستان است، در روز سیزدهم تیر ماه برگزار می شود. بدین ترتیب که شخصی که او را خوش قدم می دانند، صبح زود به خانه دعوت می شوند تا با تکه چوبی از درخت « داغ داغان» ( ته دانه ) به کیسه های گندم، آرد و حبوبات …. بزند تا اصطلاحاً به آن ها برکت بدهد. همچنین او با همان چوب به اعضای خانواده هم می زند تا سلامت بمانند. در حین این مراسم کسی نباید صحبت کند، زیرا جریمه می شود. در شب تیر ماه سیزده، مراسم شال اندازی نیز انجام می شود در روز تیر ماه سیزده پا چیدن آب به یکدیگر را خوش یمن می دانند.

ازدواج

خواستگاری: پس از اینکه دختری به خانواده ی داماد معرفی شد، ابتدا مادر داماد و چند نفر از خانم های خانواده ی داماد به دیدن آن دختر می روند. اگر دختر را بپسندند، در جلسه ی بعد داماد را هم با خود می برند. در آن جلسه اگر داماد دختر را پسندید، مادر او هدیه ای را که به آن نشانه می گویند، به خانواده ی دختر می دهد.

شیرینی خوران ( بله بران ): در صورت پسند هر دو طرف، جشنی در خانه ی عروس می گیرند. در آن روز زمان عقد و عروسی، مقدار مهریه و شیر بها ( باشلق ) توسط بزرگتر های دو طرف تعیین می شود.

عقد کنان: در روز عقد کنان، خانواده ی داماد با توجه به تعداد مهمانان شیرینی، میوه و دیگر چیز ها را با خنچه به خانه ی عروس می فرستند. پس از آن خطبه عقد جاری می شود و آن دو به صورت رسمی به همسری یکدیگر در می آیند.

جهاز بران: خانواده ی عروس بعد از آماده کردن جهاز، صورت کاملی از آن را تهیه می کنند و در روز معینی، آن ها را در خنچه ها چیده و به خانه ی داماد می برند.

حنا بندان: مراسم حنا بندان مفصل ترین بخش عروسی به حساب می آید. در این شب ابتدا حنا از طرف خانواده ی داماد به خانه ی عروس و سپس از طرف خانواده ی عروس به خانه ی داماد برده می شود. همه این مراسم همراه با رقص و پایکوبی است.

آستانه بوسان: صبح روزی که در شب آن مراسم عروسی انجام خواهد شد، داماد به همراه دو ساقدوش به خانه ی عروس رفته، در می زند ولی وارد خانه نمی شود. در و مادر عروس گوسفندی را که از پیش آماده کرده اند، جلوی در خانه، در برابر پای داماد خود قربانی می کنند و داماد هم چهار چوب در را می بوسد.

عروس بران: یا شب عروسی با حضور مطرب ها و نوازندگان شور و حال خاصی می گیرد. بعد از ظهر روز جشن عروسی، عده ای از نزدیکان داماد به همراه او برای عروس به خانه ی آن ها می روند. داماد در میان در ساقدوش با دسته گلی به خانه ی عروس وارد می شود.

بعد از پذیرایی مهمانان داماد به اتاق عروس می رود و دسته را به او هدیه می کند. سپس یک پسر بچه نابالغ از سوی خانواده ی داماد به اتاق عروس می رود تا کمر عروس را ببندد. این کار به وسیله ی یک ربان یا روسری انجام می گیرد. او باید سه بار این ربان یا روسری را از کمر عروس بیاندازد و از پشت پا او در بیاورد. پسر بچه در حین انجام دادن این کار می گوید: « هفت تا پسر یکی دختر» و با مشت ضربه ای آرام به پشت عروس می زند. پس از انجام این مراسم از سوی خانواده ی عروس هدیه ای به پسر بچه می دهند. بعد پدر عروس می آید و دست عروس و داماد را در دست یکدیگر می گذارد. سپس همه به همراه عروس به خانه ی داماد می روند. بعد از پذیرایی و شادمانی، میهمانان خانه ی داماد را ترک می کنند.

پا تختی یا سر بندان: صبح روز بعد از جشن عروسی، فامیل داماد برای خوردن صبحانه و دادن رونما به عروس به اتاق عروس می روند. عروس با چای و شیرینی از آن ها پذیرایی می کند و آن ها نیز هر یک به عنوان رو نما مبلغی در بشقاب می گذارند. در این روز جشنی در خانه ی داماد بر پا می شود که فقط خانم ها در آن شرکت دارند. هر یک از شرکت کنندگان هدیه ای برای عروس می آورند.

کوسه گلین ( کو سن گلین): اهریمن خشکسالی همواره یکی از قدیمی ترین دشمنان ایران زمین بوده است. ایرانیان برای مبارزه با این دیو علاوه بر کار های عملی چون حفر قنات و ساخت آب انبار، دست به یک سری مناسک اعتقادی نیز می زدند که مراسم « کوسه گلین » از آن نوع است. این مراسم در منطقه ی قزوین به چند شیوه اجرا می شود یکی از این شیوه های اجرای آن به شرح زیر است:

پیرزنی با پارچه و لباس های کهنه عروسکی درست می کند. او عروسک را به دست گرفته و در کوچه ها و خیابان ها حرکت می کند. بچه ها نیز پشت سر او را همراهی می کنند. ان ها به در هر خانه ای که می رسند صاحب خانه چیزی از وسایل تهیه ی آش مانند نخود، رشته و… به آن ها می دهد. با این مواد آش می پزند و آن ها را بین اهالی محل تقسیم می کنند. آن ها معتقدند که پس از گذشت چندی از این مراسم باران خواهد آمد. این رسم را در سال هایی که خشکسالی بوده برگزار کرده اند.

سوگواری ماه محرم: هر ساله با آغاز ماه محرم، مردم مناطق مختلف استان قزوین نیز مانند سایر هموطنان با شیوه های خاص خود به سوگواری سید شهدا می پردازند.

اعتقاد ها و باورها

قزوینی ها شب خانه را جارو نمی کنند چون معتقدند که برکت خانه می رود.

روز سیزده بدر زنانی که از داشتن اولاد محرومند، با قیچی سبزه ها را می چینند.

مراغی ها: مراغی ها اعم از زن و مرد و بچه، پا برهنه راه رفتن را گناه بزرگی می دانند.

مراغی دختر به غیر از مراغی نمی دهند و نیز غیر از خودی دختر نمی گیرند.

مراغی ها تعداد زوج ها را کفر می نامند و اگر مردی دو زن اختیار کند او را از میان خود طرد می کنند.

ترک ها: به هنگام بارش تگرگ، اگر اولاد اول یک دانه از تگرگ ها را بخورد، بارش آن قطع خواهد شد.

اگر دو نفر در یک محل در یک روز فوت کنند به همراه ان دو نفر یک مرغ نیز دفن می کنند.

خانم ها هنگام باز گشت از مراسم تدفین نباید مستقیم به خانه ی خود بروند. آن ها اول باید به منزل کسی دیگری بروند و پس از چندین ساعت به منزل خود باز گردند.

اگر زنی که بچه دو قلو دارد گلوی کسی را که درد می کند بمالد- به اصطلاح گلوی آن را بردارد- آن شخص بهبود خواهد یافت.

اگر هوا هم آفتابی باشد و هم باران و هم برف ببارد، عروسی گرگ ها است.

ادبیات شفاهی: استان قزوین محل سکونت اقوام مختلف است و هر یک از این اقوام ادبیات شفاهی خاص خود را دارد. تا پیش از گسترش فرهنگ رادیو و تلویزیون، این ادبیات سینه به سینه بین مردم منتقل می شد. در گذشته این ادبیات با زندگی روزمره عجین بود تا جائیکه برای تمام مراحل زندگی اشعاری متناسب با آن زمان و توسط مردم زمزمه می شد. از قبیل انواع لالایی ها، ترانه های شیر دوشی، مشک زنی، ترانه های عروسی و رو حوضی، ترانه های بازی و انواع سوگواره ها.

بخشی از ادبیات این منطقه با احساسات و اعتقادات آن ها عجین گشته است. مانند انواع مراثی که در ایام سوگواری پیشوایان دینی و همچنین انواع مجالس تعزیه خوانی که به مناسبت های مختلف توسط خود مردم اجرا می شد. امروزه بسیاری از مردم مناطق مختلف این سرزمین به ویژه ساکنین بخش کوهپایه و خود شهر قزوین، از ان لحاظ غنی بوده و بسیاری از سالخوردگان این خطه مجالس را در سینه های خود حفظ نموده اند.

داستان « عزیز و نگار » داستان بسیار دلکش و عاشقانه ای است که به صورت نثر و نظم توسط نقالان منطقه ی کوهستانی قزوین برای سرگرمی مردم در روزهای سرد زمستانی روایت می شود و همچنین افسانه « نبرد حنیفه» برادر حضرت علی (ع) با دیو سفید را می توان از مهم ترین داستان های شفاهی منطقه ی قزوین به حساب آورد.

موسیقی:

موسیقی رایج در شهر قزوین تفاوت چندان با موسیقی دستگاهی ایران ندارد. در گذشته این آوازها و دستگاه ها در مکتب های متفاوت از جمله « مکتب خراسان» «مکتب تهران» و… اجرا می شد. در آن زمان مکتب دیگری تحت عنوان «مکتب قزوین» وجود داشت که امروزه فراموش شده است. این مکتب تا اواخر دوره قاجاریه رایج بود. در آن زمان اقبال سلطان ملقب به « اقبال سلطان ملقب به « اقبال آذر» که از اساتید مسلم آواز ایران به حساب می آید. از قزوین به شهر تبریز مهاجرت کرد و در آنجا بل تلفیق این شیوه آوازی و موسیقی آذری ، «مکتب تبریز» را پایه گذاری کرد.

در مناطق دیگر استان قزوین، موسیقی « مقامی » رایج است، بیشترین کاربرد مورد استفاده عبارتند از؛ سرنا، دهل، دایره و گاهی نی.

مقاماتی که در هنگام عروسی نواخته می شوند عبارتند از:

قاسم آبادی، برای رقص قاسم آبادی نواخته می شود.

هوبل بانو، برای نوعی رقص دسته جمعی نواخته می شود.

شیرین لیلی، آهنگی است برای نوعی رقص به همین نام.

هینَبا، برای نوعی رقص دسته جمعی است.

ساز غم: هنگام بردن عروس از منزل پدرش نواخته می شود و سوزناک است.

رایی، نوعی آهنگ که هنگام چوب بازی نواخته می شود.

سوزه سوز، برای نوعی رقص جمعی با همنی نام نواخته می شود.

شتر بر خیزان، نوازندگان موسیقی محلی منطقه پس از آن که مدت زیادی از زمان نواختن یک قطعه می گذرد، با نواختن قطعه ی شتر برخیزان مجدداً به مقام اول بازگشته، آن را دوباره تکرار می کنند و با مقام دیگری را آغاز می کنند. در مناطق مختلف این استان، تعزیه خوانی نیز رواج دارد و در آن بیشتر گوشه های موسیقی دستگاهی اجرا می شود. تعزیه خوان ها بدون آن که اطلاعی از نام دستگاه ها و گوشه ها داشته باشند، شیوه های خواندن را سینه به سینه از پدران خود آموخته اند.

بازی ها:

چوب جنگ، در بیشتر روستا های استان قزوین، یکی از سرگرمی های جوانان در روز عروسی« چوب جنگ» است. جوانان چوب به دست می رقصند و به طور نمایشی به مبارزه با یکدیگر می پردازند.

کشتی پهلو به پهلو، این نوع کشتی که از قدیمی ترین انواع کشتی است، در مراسم عروسی انجام می شود، دو نفر پهلوی هم به پشت می خوابند و پاهای خود را ( دو پای مخالفی را که کنار یکدیگر است) گره زده و شروع به زور آزمایی می کنند. شخصی که قوی تر است، پای رقیب خود را زود تر از زمین بلند کرده و حریف خود را از جا حرکت می دهد. متأسفانه این مدل کشتی امروزه به فراموشی سپرده شده است.

مهم ترین رود، رود تار است که از کوه جاورچال روان گشته و پس از گذشتن از شمال و شرق آبیک به سوی سه زمین جنوب و شرق آبیک روان می شود.

رود آوج که از کوه های آق داغ، قاباخ تپه و هرائین سرچشمه می گیرد و از شهر آوج مرکز بخش آوج می گذرد و آنگاه به خر رود و سرانجام به دریاچه ی قم می پیوندد.

رود اروان چای که از کوه های خرمان سرچشمه می گیرد در محلی به نام پل اروان به رود آوج می پیوندد.

کوه ها:

چون شهرستان آبیک منطقه ای دشتی و کوهستانی است، کوه هایی چند آن را در بر گرفته است.

سعمر پیغمبر کوه، زرین کوه، کوه حوضک که در ۲ تا ۵/۴ کیلومتری شهر آبیک قرار دارند.

قاراقان، کوه آران، ناوه داغ در شمال، کوه امام زاده، کارخانه در شمال خاوری، آق داغ در خاور و جنوب خاوری، سلطان بلاغ، قراول خانه، گور قلعه، قره گونی، تندر لی در جنوب و جنوب باختر، اوزون بلاغ، قارآغاجی، میل، انبار چای در باختر و شمال باختری.

آثار ثبت شده:

مسجد جامع – سلجوقی – صفویه

مسجد شاه سابق- صفویه – قاجاریه

مدرسه حیدریه – سلجوقی – مغول – قزوین

مقبره حمدالله مستوفی – مغول – قزوین

امامزاده اباذر – قرن ۷ ه ق – قزوین

بقعه مربوط به پیر – سلجوقی – کاخ چهل ستون

مسجد نبی قزوین – مسجد شاه – دروازه کوشک – دروازه تهران

مجموعه بناهای سردار – قاجاریه – قزوین

مجموعه بازار قزوین – صفویه تا معاصر – قزوین

سنجیده مسجد – قرن ۷ ه ق – قزوین

حمام حاجی محمد رحیم – قزوین

کاروانسرای حجیب – صفویه – بوئین زهرا

بنای موزه یاد بود سوم اسفند – سلجوقی – صفویه – قزوین

مجموعه صالحیه – قاجاریه – قزوین

مجموعه شیخ الاسلام – قاجاریه

آب انبار حکیم – قرن ۱۳ ه ق – قزوین

تپه قلعه گبری – قرن ۶ و ۷ ه ق – قزوین

برج شرقی خرقان – سلجوقی – بوئین زهرا

برج غربی – سلجوقی – بوئین زهرا

کاروانسرای محمد آباد – صفویه – قزوین

مجموعه ملاوردیخان – صفویه – قاجاریه – قزوین

برج و باروی شهر قزوین – ساسانی – اسلامی

تپه شماره یک زیاران – پیش از تاریخ – ساسانی – آبیک

تپه شماره ۲ زیاران – هزاره ۵ ق م – آبیک

پیغمبریه – صفویه – قزوین

میمون قلعه – آل بویه – قزوین

امامزاده امینه خاتون – تیموری – قزوین

آرامگاه شیخ محمد غزالی – صفویه – قاجاریه – قزوین

آرامگاه شیخ احمد غزالی – صفویه – قاجاریه – قزوین

بقعه امامزاده علی بن جعفر – صفویه – قزوین

مدرسه التفاتیه – صفویه – قزوین

امامزاده اسماعیل – قاجاریه – قزوین

امامزاده علی – ایلخانی – قزوین

میل پاراچین – قرن ۴ و ۵ ه ق – قزوین

حمام میرزا کریم – قاجاریه – قزوین

خانه محصص – قاجاریه – قزوین

میل خرم آباد – تاکستان

مسجد محمدیه – قاجاریه – قزوین

تپه زاغه – هزاره ۶ ق م – بوئین زهرا

تپه قبرستان – هزاره ۵ ق م – بوئین زهرا

آب انبار مسجد جامع قزوین – صفویه – قزوین

کاروانسرای سعد السلطنه – قاجاریه – قزوین

امامزاده علاءالدین – صفویه – بوئین زهرا

قز قلعه – سلجوقی – تاکستان

بنای بانک ملی تاکستان – اوایل پهلوی – تاکستان

مدرسه امیر کبیر – اواخر قاجار قزوین

ساختمان میراث فرهنگی تاکستان – قزوین

برج ناقوس – اوایل پهلوی – قزوین

کاروانسرای شاه عباسی آوج – صفویه – بوئین زهرا

امامزاده عبدالله –قرن ۶ ه ق – تاکستان

امامزاده کمال – قرن ۹ ه ق – تاکستان

مسجد احمدیه – قاجاریه – قزوین

مقبره شهید ثالث – قاجاریه – قزوین

باغ سپهدار – اوایل پهلوی – قزوین

بنای موسوم به مصلی – قاجاریه – قزوین

مسجد موسی الرضا – قاجاریه – قزوین

پل شاه عباسی محمد آباد – صفویه – بوئین زهرا

تپه خله کوه – اواخر هزاره ۵ ق م – تاکستان

مجموعه سمیران – اسلامی – قزوین

قلعه سمیران – اسلامی – قزوین

امامزاده قاسم – اسلامی – قزوین

آرامگاه کوچک – اسلامی – قزوین

آرامگاه بزرگ – قلعه ساسان – اسلامی – قزوین

تیمچه سرباز – صفویه – قاجاریه

تیمچه سر پوشیده – صفویه – قاجاریه

خانه رئوفی – اواخر قاجار – قزوین

تپه منبره – اسلامی – بوئین زهرا

تپه میلچک – اسلامی – قزوین

آب انبار بازار – مسجد نبی – قاجاریه – قزوین

شهرداری قزوین – قاجاریه – قزوین

مسجد جامع چوبیندر – قاجاریه – تاکستان

امامزاده ولی – صفویه – ضیاء آباد

تپه حسین آباد – تاریخی – تاکستان

تپه امامزاده افضل – قاجاریه – تاکستان

تپه آقچه کند – تاریخی – تاکستان

تپه کاظمیه – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه فارجین – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه ولازجرد – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه قادلی ورازان – تاریخی – اسلامی

تپه اسفرودین – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه حسن آباد دشتابی – پیش از تاریخ تا اسلامی – تاکستان

بقعه امامزاده سید علی – تاریخی – اسلامی – تاکستان

سید علی – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه علنقیه – پیش از تاریخ – تاریخی – تاکستان

تپه داغلان ۲ – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه داغلان ۱ – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه سیمکه کوه – دولتی – تاکستان

تپه قره باغ – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه لوشکان – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه جرندق ۱ – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه ده قبرستان – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه حیدریه – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه جرندق ۲ – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه عید علی – تاریخی – تاکستان

مقبره آخوند ملا – صفویه – تاکستان

تپه عاشق حصار ۱ – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه عاشق حصار ۲ – اسلامی – تاکستان

تپه عاشق حصار ۳ – تاریخی – تاکستان

تپه سیکولان کهنه – اسلامی – تاکستان

تپه آقچه کند ۲ – اسلامی – تاکستان

تپه اک ۱ – اسلامی – تاکستان

تپه اک ۲ – تاریخی – تاکستان

تپه اک ۳ – هزاره ۱ ق م – تاکستان

تپه خرم آباد – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه نویل – تاریخی – اسلامی – تاکستان

تپه قازان داغی – اسلامی – تاکستان

تپه قبرستان گبری – اسلامی – تاکستان

تپه سرچشمه – قزوین

تپه توده بین – تاریخی – اسلامی – قزوین

فهرست آثار تاریخی استان قزوین در نیمه دوم ۱۳۸۷ تعداد ۱۱۹۷ واحد می باشد.

موزه ها:

موزه ی چهلستون قزوین، موضوع: معماری، تاریخی – سازمان میراث فرهنگی کشور – تأسیس ۱۳۳۶، بنا صفویه

موزه ی حیات وحش قزوین، موضوع: تاریخ، طبیعی، سازمان محیط زیست – تأسیس ۱۳۸۰

مسجد جامع عتیق قزوین – موضوع: معماری – سازمان میراث فرهنگی کشور – تأسیس دوره ی سلجوقی

آب انبار سردار قزوین – موضوع: معماری – سازمان میراث فرهنگی کشور – تأسیس بنا قاجاریه

آرامگاه حمدالله مستوفی قزوین – موضوع: معماری – سازمان میراث فرهنگی کشور – تأسیس بنا ایلخانی

حسینیه امینی ها قزوین – موضوع: معماری – سازمان میراث فرهنگی کشور – بنا قاجاریه

موزه ی شهدا قزوین – موضوع: آثار وسایل شهدا – بنیاد شهید انقلاب اسلامی – تأسیس ۱۳۷۷

تقسیمات کشوری:

مراکز این بخش شهر آوج دارای سه دهستان ( ۱- شهید آباد ۲- حصار ولیعصر ۳- فرقان غربی ) است.

صنایع دستی:

قالیبافی – گلیم بافی – منبت کاری – معرق کاری – سفالگری

محصولات:

میوه های دانه دار: سیب، گلابی، به

میوه های هسته دار: آلبالو، گیلاس، تکدانه مشهد، زرد دانشکده، گوجه، آلو، هلو، قیسی، شلیل، آلو قطره طلا

میوه های دانه ریز، انگور( بیدانه کشمشی، یاقوتی، عسگری، شاهرودی

، توت درختی)

میوه های خشک: پسته( اوحدی، احمد آقایی، اکبری، کله قوچی) بادام، گردو، فندق، سنجد

میوه های سرد سیری: زالزالک، زغال اخته

میوه های نیمه گرمسیری: انجیر، انار، خرمالو، زیتون، زعفران، گلستان، غیر مثمر

جمعیت:

مرد: ۳۶۱۳۴۷ شهری، ۱۶۹۱۵۸ روستایی

زن: ۳۴۶۴۷۷ شهری، ۱۶۲۶۰۴ روستایی

آب و هوا:

نسبتاً معتدل و نیمه خشک

پوشش گیاهی:

درمنه، گیاه شور، سیچان بلاغی، گز، جارو قزوینی، چمن، خار شتر، گیاه علفی، گون، گل گاو زبان، از جمله روئیدنی های شهرستان آبیک است.

نژاد و زبان:

آریایی نژادند و بیشتر به زبان ترکی سخن می گویند.

رستنی ها:

گیاهان دارویی گل گاو زبان، گل ختمی، کاسنی، خاکشی، بابونه، قدومه، پوشش گیاهی برای دام

فرآورده ها:

لوبیا، گندم، جو، یونجه، سیب، گیلاس، گردو

جانوران:

گرگ، روباه، شغال، خرگوش، باز، شاهین، بالان، طرلان، قرقی، تیهو، عقاب، انواع مرغابی، باقرقره، کبوترچاهی، بلدرچین، درنا، فلامینگو

سوغات:

باقلوا، نان برنجی، سمنو، سنگ پا، پسته، کشمش تاکستان

غذاهای محلی:

قیمه نزار، فسنجان، خورش آلو، خورش کنگر، خورش ریواس، سیاه چشم پلو، کوفته قزوینی، شش انداز، آش دوغ، آش امام، تتماج، آش دندان کشه، مشکوفی

۰


نوشتن یک نظر

Show Buttons
Share On Facebook
Share On Twitter
Share On Google Plus
Share On Linkedin
Share On Youtube
Hide Buttons