نوشته ها

استان چهار محال و بختیاری

ارسال شده توسط :

استان چهار محال و بختیاری


وجه تسمیه:

 بخشی از شعبه لر بزرگ ( بختیاری و کهکیلویه و بویر احمد ) متشکل از چهار محال به نام های لار، کیار، منیرج و گندمان، نام بختیاری در تاریخ گزیده حمدالله مستوفی، قرن هشتم هجری قمری آمده است.

سیمای اقلیمی:

استان چهار محال و بختیاری علیرغم وسعت کم، از تنوع اقلیمی چشمگیری برخوردار است و به جز اقلیم های خشک و فرا خشک بسیاری از انواع اقلیم ها در سیستمهای طبقه بندی اقلیمی مختلف در این استان مشاهده می شود. فاکتورهای متعددی بر رژیم اقلیمی استان تأثیر می گذارند که به مهمترین آن ها اشاره می شود.

تقسیمات اقلیمی:

وجود کوهستان های متعدد و مرتفع در استان چهارمحال و بختیاری و پی آمدها و تبعات اقلیمی آنها که به صورت بارش فراوان در اشکال برف و باران و پایین بودن دما و تبخیر نمایان می گردد، موجب گردیده نا این استان یکی از شاخص ترین استانهای کشور از نقطه نظر ذخایر آبی محسوب گردد.

در استان چهار محال و بختیاری اقلیم های نیمه خشک در وضعیت اقلیت قرار دارند و وسعت قابل ملاحظه ای از استان را اقلیم های مدیترانه ای، مرطوب و خیلی مرطوب با طیف دمایی سرد و فرا سرد در بر می گیرد که در حدود ۱۸۰۰ میلی متر است. پدیده برف که در گستره های وسیعی از کشور پدیده ای کمیاب است، در این استان به عنوان ریزشی معمولی است به گونه ای که در بخشهای وسیعی از این استان بیش از ۵۰ درصد بارندگیها به ریزش برف تعلق دارد. شهرکرد که یکی از مرتفع ترین شهرهای کشور است، در سیستم طبقه بندی اقلیمی دو مارتن اصلاح شده دارای اقلیم مدیترانه ای فراسرد، لردگان دارای اقلیم نیمه خشک سرد، اردل و فارسان دارای اقلیم نیمه مرطوب سرد است.

کوهها و ارتفاعات:

این استان در مجموع منطقه ای است کوهستانی با سلسله جبال زاگرس که از شمال غربی به طرف جنوب شرقی امتداد دارد و بلند ترین نقطه استان  در زرد کوه بختیاری به ارتفاع ۴۵۳۶ متر و پست ترین نقطه آن در ناحیه شرقی واقع شده است. ارتفاعات مهم استان عبارتند از : زرد کوه، سبز کوه، بز کوه، کارکنان، منگشت سالداروان جهان بین و کوه رنگ.

این ارتفاعات اغلب پوشیده از برف بوده و جزء کانونهای آبگیر دائمی ایران و سرچشمه رود خانه های دائمی کارون و زاینده رود می باشند. امتداد این ارتفاعات از شمال غرب به جنوب شرق بوده و هر چه از غرب به طرف شرق پیشروی شود از میزان ارتفاعات و تراکم کوهها کاسته شده و به دره های باز و دشتهای نسبتاً وسیع ختم می شود. شرق استان از دشت های محدود نظیر دشت لار، دشت فرادنبه، دشت کیار، دشت خانمیرزا تشکیل شده است. در جنوب غربی و جنوب شرقی استان نیز دشتهای نسبتاً وسیعی نظیر لردگان، فلاورد و گندمان وجود دارد. اکثر چین خوردگیهای این استان مربوط به دوران سوم زمین شناسی است به همین دلیل دارای ارتفاعات بلند و جوان و ممتد و پیوسته است که از طبقات آهکی تشکیل گردیده است. در منطقه چهار محال و بختیاری ۱۶ قله مهم با ارتفاع بیش از ۳۵۰۰ متر وجود دارد.

دریاچه و رود خانه ها:

منابع آبی استان از دو بخش آبهای جاری و آبهای زیر زمینی تشکیل شده است. آبهای جاری استان با توجه به کوهستانی بودن آن و داشتن ارتفاعات برفگیر از رود خانه های پر آب و دائمی تشکیل یافته است، بخصوص زرد کوه به عنوان یک کانون آبگیر دائمی شناخته می شود و سرچشمه دو رود خانه دائمی ایران زاینده رود و کارون است. توجه به ارتفاعات که از شمال غربی به جنوب شرقی است، شبکه آبهای روان منطقه به دو قسمت تقسیم می شود. یکی به سمت حوزه کارون علیا را بوجود می آورد. قسمتی از آبهایی که از ارتفاعات شمال غرب استان سرچشمه گرفته و به سمت شرق جریان می یابند، پس از اتصال به یکدیگر رودخانه زاینده رود را تشکیل می دهند و پس از طی مسیر طولانی در شرق، از منطقه خارج و به باتلاق گاو خونی منتهی می گردند. آبهای حوزه کارون نیز به سوی استان خوزستان جریان می یابند.

تونل کوهرنگ که در جنوب چلگرد حفر گردیده قسمتی از آب کوهرنگ را پس از اتصال به شاخه میان رودان رود دیمه وصل می نماید. بخش اعظم استان چهار محال و بختیاری سر چشمه های کارون محسوب می گردند که از اتصال سه شاخه اصلی و چندین شاخه فرعی تشکیل می شود و از مرکز تا جنوب و مغرب این منطقه را در بر می گیرد. شاخه های اصلی رود کارون عبارتند از : آبهای کوهرنگ و بازفت در غرب و شمال غربی استان، آبهای کیار و ونک شمالشرقی و شرق   رود خانه های مار بره و خرسان در جنوب شرقی و شرق منطقه و آب منج که به کارون می ریزد. آبهای زیر زمینی استان با توجه به وضعیت خاک استان دارای تقسیماتی است که در اشکال مختلف مورد بهره برداری قرار می گیرد. در استان چهار محال بختیاری حدود ۲۰۰ رود خانه بزرگ و کوچک و ۹۵۳ چشمه همراه با شبکه گسترده نهرها و جویبارهای دو رود خانه وسیع پر آب کارون و زاینده رود جریان دارند.

اسامی رود خانه های مهم منطقه عبارتند از :

رود خانه کیار، رود خانه آق بلاغ، آب ونک، رود خانه کره، رود خانه سبز کوه خانمیرزا، رود خانه چله خانه، رود خانه بازفت، رود خانه کارون، آب کوهرنگ، آب کری، آب جونقان، آب جهان بین، آب دره کل، زاینده رود، آب های گرلک، کته، صمصامی، منج و سر آب، دیگر منابع آبی استان تالاب ها، آبشارها و چشمه ها می باشند.

ارتفاعات:

۱- سفید کوه در بازفت

۲- سبز کوه در دهستان گندمان

۳-کوه جهان بین در جنوب شهر کرد

۴- پنجه کوه در شمال شرقی شهر کرد

۵- ارتفاعات پشتکوه و میانکوه در دیناران

۶- سلسله جبال زاگرس از غرب استان به جنوب غربی کشیده و قله ی زرد

گردشگاههای طبیعی:

به اقتضای طبیعت منطقه، فراوانی چشمه ها و تالاب ها، آبشارها و رود خانه های متعدد از جاذبه های با ارزش طبیعی این سرزمین به شمار می آیند و واجد اهمیت گردشگاهی قابل توجهی هستند. شبکه مویرگی چشمه ها و رود های منطقه تمامی وسعت آن را فرا گرفته اند و حاشیه هر رود و چشمه ای جلوه گاه شگفت انگیز و زیبایی است که مانند سینه فیروزه ای در جای جای آن می درخشد. بیش از صد چشمه و بیست رود خانه که فضای هر کدام زیباتر از دیگری است، امکانات قابل توجهی برای بهره برداری سیاحتی فراهم می آورند.

پارک ها و مناطق حفاظت شده:

این استان دارای پارک ملی به مساحت ۴۳۷۲ هکتار، منطقه ای حفاظت شده به مساحت ۱۱۷۳۲۵، جمعاً به مساحت ۱۲۱۶۹۷ هکتار از مناطق چهارگانه ی یک پارک ملی، یک اثر طبیعی، سه منطقه ی حفاظت شده، در مجموع پنج – پارک ملی تنگ صیاد به مساحت ۲۲۸۹۶ هکتار، – اثر طبیعی لاله ی واژگون به مساحت ۳۸۰ هکتار که در سال ۱۳۵۷ تأسیس شد. – سبز کوه به مساحت ۵۴۲۹۸ هکتار است که در ۱۳۶۹ تأسیس گردید. – هلن به مساحت ۴۰۱۳۱ هکتار است که در سال ۱۳۷۸ ایجاد گشت. در این استان ۳۰۷۰۰۰ هکتار جنگل و ۱۰۹۳۰۰۰ هکتار مرتع وجود دارد.

منطقه ی شکار ممنوع، شیدا : این منطقه با سیمای فیزیوگرافیک متنوع خود شرایط مساعدی برای حفظ و احیاء گونه های کوهزی نظیر بز و پازن و قوچ و میش دارد. وسعت آن ۱۰۸۰۰۰ هکتار و در شمال و شمال غربی شهر کرد قرار دارد.

آداب و رسوم:

مراسم عروسی در ایل بختیاری

«عروسی» نیز همچون سایر پدیده های اجتماعی در ایل بختیاری از ویژگی هائی برخوردار است. زیرا دلایل ازدواج و کیفیت و چگونگی آن با جوامع شهری و گاهی حتی روستائی متفاوت می باشد. همکاری صمیمانه زن از لحظه ی ازدواج تا دم مرگ با همسر خود در امور مختلف زندگی و به ویژه نقش زن در تولید و کارکرد اقتصادی خانواده و هم چنین ایجاد پیوند های مستحکم فامیلی و در نتیجه ایجاد تعادل در روابط سیاسی – اجتماعی، گزینش وی را به گونه ای ویژه می گرداند. بنابراین انتخاب همسر و شوهر تقریباً با نظر اطرافیان صورت می گیرد. ( البته باید توجه داشت که استثنائاتی تیز در این ارتباط به وجود آمده) و بندرت خواست طرفین – البته طی یک فرایندی خاص – عامل برخی از ازدواج ها می گردد، لازم به یاد آوری است که ماجرای « ناف برون» نیز مؤید این نکته است که سرنوشت برخی از زن و شوهرها حتی قبل از تولد آنان توسط والدین شان تعیین می شود. صرف نظر از بعضی موارد نادر و استثنائی، عروسی در ایل بختیاری مسیری زیبا و دیدنی را طی می کند.

طرح موضوع :

پس از اظهار تمایل پسر برای ازدواج و یا متقاعد کردن وی توسط اطرافیان بزرگ ترها پا در میانی کرده و تا آخرین مرحله نظارت بر چگونگی و اجرای مراسم را از نظر دور نمی دارند. در اولین اقدام از طرف خانواده ی پسر اقدامات احتیاطی صورت می گیرد و از زن سالمند و مورد اطمینانی به نام « که خدا دزه می خواهند که نزد خانواده ی دختر رفته و با مادر دختر به طور محرمانه موضوع را در میان گذارد. در این موقع مادر نیز با شوخی و به شیوه های خاص از دختر نظر خواهی کرده تا درباره ی ازدواجش از حداقل رضایت او اطمینان حاصل نماید و در صورت مساعد بودن نظر دختر، مادر نیز ارزیابی های دیگر را انجام داده و موضوع را با پدر دختر در میان می گذارد. پدر موضوع را با پدر دختر در میان می گذارد. پدر دختر نیز به نوبه ی خود زمینه های سیاسی، اجتماعی و مادی این وصلت را سنجیده و به همسر خود نتیجه را اعلام می کند. مجموعه ی این حوادث در رفت و آمدهای مکرر « که خدا دزه » اتفاق می افتد.

سرانجام در آخرین بار« که خدا دزه » به طور علنی به خانه ی پدر عروس آینده رفته و می گوید که خانواده ی داماد و تنی چند از بزرگان و بستگان وی می خواهند به مهمانی شما بیایند. موافقت خانواده ی دختر نوعی موافقت اصولی با انجام این وصلت تلقی می شود هر چند که خطر برهم خوردن ازدواج تا لحظات آخر و به دلایل گوناگون بر جای خود باقیست.

خواستگاری :

 در مراسم مهمانی پدر داماد و داماد و برادران و عموها و دایی ها و سایر بستگان نزدیک او می بایست حضور داشته باشند. حضور پدر داماد ضروری است و وجود داماد نیز به منظور ارزیابی های پدر و مادر و احتمالاً خود عروس لازم است. پس از صرف غذا مسن ترین عضو خانواده ی داماد که بیشتر مورد احترام است لب به سخن می گشاید و با مقدمه ای غرض از مراسم مهمانی را مجدداً یاد آور شده و یا واژه های سنجیده و مناسبی خطاب به پدر عروس و اگر پدر نداشته باشد، برادر بزرگ او پیرامون خلق و خوی و شایستگی های داماد و خانواده ی او توضیحاتی داده و سپس می گوید آیا او را به غلامی یا نوکری قبول می کنید؟  در صورت موافقت از طرف خانواده ی عروس گفته می شود که : اختیار دارین ! نور چشم است ! برادر است ! خودتان صاحب اختیارید ! و مجلس اظهار شاد مانی می کند و با شیرینی و چای از مجلس پذیرائی می شود و همه سعی می کنند که جریانات و حوادث خنده دار و شیرین بیان کنند که جریانات و حوادث خنده دار و شیرین بیان کنند تا سایرین را بخندانند ! بعضی ها نیز خود را به داماد می رسانند و زیر گوش وی شوخی هایی را طرح می کنند و از این لحظه داماد را « شادوا » صدا می زنند. در همین اثناء زنان که در اتاق و چادر مجاور هستند از جریانات با خبر می شوند و آن ها نیز با کل زدن اظهار شادمانی می کنند و از این لحظه عروس را « بی عروس » یعنی « بی بی عروس » صدا می زنند.

گاهی در مراسم مهمانی پس از شنیدن جواب مثبت، موضوع « کاغذ گردون » مطرح می شود. شیر بها و مهریه را مشخص می کنند و گاهی نیز فقط بر روی کاغذ چنین آورده می شود که، در حضور مهمانان با عروسی دختر و پسر موافقت شده است و حضار امضاء می کنند و بقیه ی مراسم به جلسات بعد موکول می شود. در صورتی که در همین جلسه « چند و چون » قضیه بخواهند روشن شود، مسئله خودی بودن و غریبه بودن ( برون طایفه ای یا درون طایفه ای بودن ) و مسائلی نظیر این ها در نظر گرفته می شود و پس از حل این قضایا چگونگی اجرای مراسم مورد نظر خواهد بود. پس از این مرحله داماد بر اساس یک سنت قدیمی ماجرا را به اطلاع فامیل و بستگان خود می رساند و آن ها نیز به فراخور حال خود پول، گوسفند، هیزم، قند، چای، روغن و به وی هدیه می دهند تا داماد با آن وسایل بساط عروسی را پهن نماید. این مراسم را « اوزی گشتن دوا » می گویند.

مراسم عروسی کنون :

 یک روز قبل از دعوت مدعوین، خانواده ی داماد وسائل مورد نیاز جشن عروسی از هیزم گرفته تا گوسفند و غیره را تهیه کرده و به خانه ی عروس می برند. این وسائل را مجموعاً « بار و با روزی » می نامند. هنگام بردن این وسایل سروده های شاد محلی خوانده و مرتب ( کل و گاله ) می زنند. به دنبال فراهم شدن مقدمات برگزاری مراسم، نوبت به خبر کردن « توشمال » جهت آگاهی برای شروع مراسم می نوازد، زن و مرد، دختر و پسر، دسته دسته سر می رسند و دایره وار گرد هم جمع می شوند و شروع به رقص های محلی با نت های متفاوت می نمایند.

زنان و دختران لباس ها و زیور آلات و عطرهایشان را که مدت ها در چمدان ها به انتظار چنین روزی نگهداری کرده بودند، به تن کرده و وارد مراسم می شوند. لباس های صورتی ، سبز، آبی و قرمز و دستمال ها و « می نا » های رنگارنگ و شلوارها و دامن های چین دار، دایره ی شادی را بسیار زیبا تر می کنند. مردان نیز شال و قبا کرده و شلوارهای دبیت و کلاه های سیاه نوکه آن را کج گذاشته و اصطلاحاً به آن درجه ی ۸۰ می گویند و چوقا و شال سفید و پا پیچ و گیوه ی ملکی مجهز و آماده ، خندان و شاداب دستمال به دست وارد حلقه ی رقص می شوند.

رقص ها :

رقص ها به طور کلی بر دو نوعند :

۱- دستمال بازی ۲- ترکه بازی یا چوب بازی، دستمال بازی نیز خود شامل عروس بازی، سرباز بازی ( نظام بازی )، مجسمه و … می شود.

شرح یک رقص :

یکی از انواع رقص ها « چوب بازی » است که مخصوص مردان است و همان طور که قبلاً ذکر شد جوانان آماده از هر سو گرد آمده تا با یکدیگر مبارزه کنند و در مراسمی شاد شرکت نمایند. رقص خشن ، پر اضطراب و در عین حال برای بازیگران و حتی تماشاچیان سرشار از نشاط و شادابی و هیجان است. در حالی که علاقمندان و منتظران نوبت شرکت در بازی دایره وار ایستاده اند. دو نفر بازیگر که غالباً افرادی ماهر می باشند، برای گرم کردن مجلس وارد گود می شوند. یک نفر مهاجم و نفر دیگر مدافع. مهاجم چوبی را که از درخت انار یا بید یا توت یا غیره است و ممکن است از شب قبل برای جلوگیری از شکسته شدن در آب خیسانده شود، بدست دارد و مدافع چوبی محکم و بلند را که به آن « درک » گفته می شود بدست می گیرد و اجازه ی استفاده از دست دیگرش را نیز برای مهار کردن حمله حریف دارد.

مانور آغاز می شود و دو حریف که جز شرکت در یک مراسم شاد و رقص هدفی دیگر ندارند، به جان یکدیگر می افتند و سعی می کنند از کوچک ترین فرصتی برای ضربه زدن به پای یکدیگر استفاده نمایند. در مقررات بازی اجازه داده نمی شود که از زانو به بالا ضربه وارد شود و بازیگر ماهر قصدش ضربه زدن به قوزک پای حریف است که در آن صورت است که خون فوران خواهد زد ! و تماشا چیان به وجد آمده و غرور بازیگر ارضاء می شود. به هر حال ممکن است حمله چند بار تکرار شود ولی ضربه تا وقت مناسب وارد نشود و با فریاد های و هوی و نگاه کردن در چشمهان یکدیگر و تکان دادن دست دیگر به جای دستی که آماده ی ضربه زدن است، برای اغفال حریف برای این که چوب و درک را که باید در دفاع از خود استفاده کند به کنار زده و وی بتواند ضربه چوب ها عوض می شود. کسی که ترکه را در دست داشت آن را به حریف داده و درک را از وی می گیرد.

اگر ضربه حریف را مهار کرده باشد، چوب را در دست می چرخاند و کلاه خود را جابجا کرده و تلاش زیادی در تخریب روحیه ی حریف یا حریف بعدی به کار می برد و همان عملیاتی را که قبلاً شرح دادیم دوباره تکرار می گردد ولی تکلیف درک معلوم نیست. اگر حریف ضربه ی سختی خورده باشد، چه برای نجات وی از مهلکه و چه گاهی جهت انتقام جوئی بازیگر ماهر دیگری درک را بر می دارد و دیگر اجازه ی ادامه ی بازی را به بازیگر ضربه خورده نمی دهد تا وی محترمانه از بازی بیرون رفته و به ترمیم خود بپردازد. گاهی برای برداشتن درک درگیری و کشمکش و جدالی برپا می شود. به هر حال این رقص خشن ممکن است ساعت ها ادامه یابد.

سایر ماجراها :

مراسم تو شمال بستگی به وضعیت اقتصادی خانواده ی داماد دارد و از دو ساعت برای طبقات فرو دست تا هفت شبانه روز برای متمولان متفاوت است. ضمناً در طول مراسم گاهی عروس خانم را نیز اطرافیان جهت دیدن مراسم همراهی می نمایند و نیز « شادوا » اغلب توسط بستگانش به رقص و به ویژه ترکه بازی دعوت می شود. معمولاً در ایل بختیاری به خاطر جلوگیری از خرج های مکرر عروسی را یه آش یه کاسه می کنند و عقد و عروسی را یکجا انجام می دهند. به همین مناسبت در صورتی که عاقدی جهت عقد وجود داشته باشد، به مراسم آمده و صیغه ی عقد را می خواند و پس از آن عروس را به خانه ی داماد می برند گاهی عروس و داماد و بستگان آنها قبل از فرا رسیدن روز آخر مراسم خود به شهر می روند و عقد می نمایند و مجدداً به ایل باز می گردند ، ولی اغلب عاقد را به عروسی دعوت کرده و او را پس از اجرای مراسم به خانه اش باز می گردانند.

به هر حال روز بردن عروس روز اوج مراسم است . پس از صرف غذا و انجام رقص و آواز، داماد باید اجازه ی بردن عروس را که غرق در لباس های محلی با رنگ های شاد است از ولی او اخذ نماید و به همین دلیل مناسبت می بایست با صدای بلند طوری که سایرین بشنوند به ولی او بگوید : اجازه می فرمائید تا عروس را حرکت دهیم ؟ و پس از اخذ مجوز یکی از بستگان عروس نیز کمر او را با پارچه ای که در آن نبات و یا قند گذاشته می شود می بندد تا شاد کام گردد. و سپس داماد افسار اسبی زیبا و آذین شده را گرفته و قلاب می گیرد تا عروس سوار بر اسب شود و سپس او را به دور اجاق پدر عروس گردانده و پسری خردسال را بر پشت و یا بغل او می گذارند تا در زایمان اول پسری بزاید . مادر و سایر بستگان عروس در میان کل زدن ها و سر و صداهای اطرافیان اغلب اشک می ریزند. سپس داماد عروس را سوار بر اسب کرده و در میان هلهله و پایکوبی به سمت خانه ی خود روانه می شود و در بین راه در مکانی مناسب مسابقه ی اسب دوانی شروع می شود. با رسیدن عروس به محل زندگی داماد ، همراهان با هم دم می گیرند که هی : برد میس ، هی برد میس ، دست دوما سپردیمس  … یعنی هی ! عروس را بردیم، هی عروس را بردیم، او را دست داماد سپردیم.

و پس از پیاده شدن از اسب گوسفندی را کشته و عروس روی خون آن پا گذاشته وارد خانه می شود و یک انگشت از خون گوسفند را بر پیشانی عروس و داماد می مالند تا از چشم زخم در امان باشند. همراهان دائم صلوات می فرستند و شادی می کنند و اسپند دود می دهند و همچنان آب و آینه بر در می گذارند تا عروس در آن پا گذاشته و به چادر و یا خانه ی داماد وارد شود. پس از استقرار عروس اطرافیان هر کدام به فراخور حالشان مبلغی پول را جهت رو گشونی به عروس می دهند که تقریباً همان کادوئی است که در شهر به عروس و داماد داده می شود و عروس نیز به نوبه ی خود به اطرافیان دستمال و جوراب و لچک برای آن ها می فرستند سپس اطرافیان از داماد و بستگان او خداحافظی کرده و تبریک و شاد باش گویان به خانه های خود باز می گردند. ولی بستگان نزدیک هم چنان باقی می مانند تا از گوشت گوسفند ذبح شده نیز نصیبی ببرند. مراسم شب زفاف در بین بختیاری ها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

پس از سه روز خانواده ی دختر، عروس و داماد را دعوت می کنند که به آن پانگونی یا پاگشونی گفته می شود. یعنی پای عروس و داماد را به خانه ی خود باز می کنند و هدیه ای را نیز برای عروس خریداری و به او می دهند. و پس از آن سایر بستگان عروس نیز او را به خانه ی خود دعوت می نمایند و مراسم عروسی به پایان رسیده و زندگی مشترک دختر و پسر ی جوان و ایلیاتی رو به آرامش می گذارد. هر چند که حوادث عروسی از قبیل کم بودن غذا، نرسیدن غذا ، کم توجهی های احتمالی ، دعوت ننمودن و یا فراموش کردن برخی از افراد جهت شرکت در مراسم و سایر مسائل تا سال ها تحت عنوان گله منه دوام می یابند و موجبات گلایه را همواه فراهم می سازند.

جمعیت مرد و زن روستائی و شهری:

مرد : ۲۰۲۲۰۹ شهری ، ۱۸۵۴۱۰ روستائی

زن : ۱۹۹۸۴۱ شهری ، ۱۸۴۱۲۸ روستائی

تقسیمات کشوری:

مرکز این شهرستان شهر بروجن ، دارای ۳ بخش (۱- مرکزی ، دارای یک دهستان به نام حومه ، ۲-  گندمان، ۳- بلداجی )

آثار ثبت شده:

تپه اسکندری و تپه های اطراف – پیش از تاریخ

تپه شهر کهنه – پیش از تاریخ – شهر کرد

تپه قلعه کهنه – پیش از تاریخ اسلامی – شهر کرد

مسجد اتابکان – اتابکان – شهر کرد

مسجد جامع فرخ شهر – اواخر صفویه – شهر کرد

خانه اسعد بختیاری – پهلوی اول – شهر کرد

مسجد خان – قاجاریه – شهر کرد

قلعه جونقان – اواخر قرن ۱۳ ه ق – جونقان

قلعه دزدک – قاجاریه – شهرکرد

پل زمانخان – قاجاریه – صفویه – شهرکرد

خانه آزاده – قاجاریه- شهرکرد

مسجد جامع چالشتر – قاجاریه – شهرکرد

قلعه سورک – اواخر قاجار – شهرکرد

مسجد جامع محب علی بیگ – افشاریه – کیان

قلعه چالشتر – قاجاریه – شهرکرد

حمام پرهیزگار- قاجاریه – شهرکرد

سقاخانه حضرت ابوالفضل – قلجاریه – شهرکرد

کتیبه های مشروطیت پیرغار – قاجاریه – فارسان

اطاق آیینه شهرکرد – قاجاریه – شهرکرد

عصارخانه حاج حسین صالحی – معاصر – فرخشهر

قلعه یوسف خان امیر مجاهد – قاجاریه – شهرکرد

کاروانسرای الله آباد ساغند – صفویه

بنای طاق سنگی خان اوی – جونقان – ایلخانی – فارسان

امامزادگان حلیمه و حکیمه خاتون – قاجاریه – شهرکرد

آسیاب آبی پل زمانخان – قاجاریه – سامان

حمامین درب امامزاده – قاجاریه شهرکرد

قلعه چالشتر – شهرکرد

محوطه دشت آباد لردگان – ایلخانی – تیموریان – لردگان

برد گواری دزداران ۱ – تاریخی – کوهرنگ

برد گواری دزداران ۲ – تاریخی – کوهرنگ

برد گواری دزداران ۳ – تاریخی – فارسان

برد گواری دزداران ۷ – تاریخی – کوهرنگ

برد گواری دزداران ۸ تا ۱۱ – تاریخی – کوهرنگ

برد گواری دزداران ۱۲ و ۱۳ – تاریخی – فارسان

برد گواری دزداران ۱۴ و ۱۵ – تاریخی – کوهرنگ

برد گواری امیر آباد ۱ و ۲ – تاریخی – فارسان

برد گواری کوفی ۱ – تاریخی – فارسان

برد گواری کوفی ۲ – تاریخی – فارسان

برد گواری بهمن آباد ۱ تا ۵ تاریخی – فارسان

برد گواری آلیکوره ۱ و ۲ – تاریخی – اردل

برد گواری آلیکوره ۳ – تاریخی –  اردل

بردگوری کاج ۱ – تاریخی – اردل

بردگوری کاج ۲ – تاریخی – اردل

بردگوری کاج ۳ – تاریخی – اردل

بردگوری کاج ۴ – تاریخی – اردل

بردگوری سر پیر ۱ تا ۵ – تاریخی – اردل

بردگوری سر پیر ۶ – تاریخی – اردل

بردگوری دشتک – تاریخی – اردل

بردگوری زر میتان – تاریخی – اردل

بردگوری چهراز – تاریخی – اردل

بردگوری بهشت آباد – تاریخی – اردل

پل خراجی – قاجاریه – شهرکرد

برج و باروی قلعه چالشتر – قاجاریه – شهرکرد

حمام مکتب خانه بروجن – قاجاریه – بروجن

مسجد جامع نقنه – تیموریان –  بروجن

پل تاریخی مصلی – قاجاریه – بروجن

برج و باروی قلعه چالشتر – اسلامی – روستای طرق رود

مسجد حاج شیخ علی – قاجاریه – بروجن

مجموعه خان حفیظی – اواخر قاجار – بروجن

گورستان ارامنه گشنیز جان – قاجاریه –  شهرکرد

گورستان ارامنه گلو گرد – صفویه – قاجاریه – بروجن

گورستان ارامنه غرب آقبلاغ – اواخر قاجار – بروجن

گورستان ارامنه وستگان – صفویه – قاجاریه – بروجن

گورستان ارامنه – شمال آقبلاغ – صفویه – قاجاریه – بروجن

گورستان ارامنه بلداجی – قاجاریه – بلداجی

گورستان ارامنه ماموره – ۱۹۸۰ – ۱۸۷۰ م – بروجن

گورستان ارامنه لیواسگان – ۱۸۵۳ – ۱۸۸۳ م بروجن

گورستان ارامنه گوشکی – صفویه – قاجاریه – لردگان

گورستان سینی – صفویه – لردگان

بردگوری چری ۱ – هخامنشی – سلوکی – فارسان

امامزاده سید سعید چلیچه – صفویه – قاجاریه –  فارسان

پل بهشت آباد – صفویه – اردل

امامزاده حلیمه خاتون سر پیر – صفویه – قاجاریه –  اردل

سنگ نبشته پل مروارید – صفویه – اردل

گورستان آبسرده – صفویه – قاجاریه – اردل

بردگوری شلیل علیا ۱ – هزاره ۱ ق م – اردل

بردگوری شلیل علیا ۲ – هخامنشی – سلوکی – اردل

بردگوری تنگ شلیل – هخامنشی – سلوکی – اردل

بردگوری ده کهنه – هخامنشی – سلوکی – اردل

بردگوری سرخون قیصری – هخامنشی – سلوکی – اردل

بردگوری دهنو – هخامنشی – سلوکی – اردل

بردگوری شلیل سفلی – هخامنشی – سلوکی – اردل

امامزاده بابا پیر احمد بن – صفویه – قاجاریه – بن

کتیبه گر نوشته هفشجان – هزاره ۴ ق م – هفشجان

سنگ نبشته رخ – صفویه – فرخ شهر

گورستان گهرو – صفویه – گهرو

گورستان ارامنه شمال قلعه ممکا – قاجاریه – شهرکرد

گورستان هفشجان – صفویه به بعد – هفشجان

گورستان ارامنه حاجی آباد – قاجاریه – شهرکرد

گورستان سرتشنیز – قاجاریه – شهرکرد

گورستان ارامنه سپرک – قاجاریه – شهرکرد

کلیسای ارامنه معموره – قاجاریه – بروجن

تپه پوزه و محوطه مجاور – اسلامی – بروجن

تپه بیژگرد ۱ و محوطه مجاور – اسلامی – بروجن

مجموعه کهنه ارگ – تاریخی – بروجن

تپه محمد مراد – تاریخی – بروجن

تل مزاری و محوطه مجاور – تاریخی – مجاور

تپه علی شاملو – اسلامی – بروجن

تپه محمدی – تاریخی – بروجن

تپه بیژگرد ۲ – پیش از تاریخ – بروجن

گورستان گندمان – صفویه به بعد – گندمان

گورستان مورچگان – صفویه – بروجن

گورستان نقنه – صفویه – افشاریه – قاجاریه – بروجن

گورستان فرادنبه – صفویه به بعد – فرادنبه

گورستان ارامنه کنرک علیا – قاجاریه – بروجن

گورستان کرد شامی – صفویه – بروجن

حمام بلداجی – قاجاریه – بلداجی

بردگوری تنگ قرات ۴ و ۵ – تاریخی – اردل

بردگوری تنگ قراب ۳ – تاریخی – اردل

بردگوری سرمور – تاریخی – اردل

بردگوری های تنگ لشکر – تاریخی – اردل

گورستان لشتر – صفوی تا قاجار – اردل

بردگوری های تنگ قراب ۶ و ۷ – تاریخی – اردل

بردگوری های تنگ قراب ۱ و ۲ – تاریخی – اردل

بردگوری های گردنه سیلا سیلا – تاریخی – اردل

مجموعه بردگوری های لا خشک – تاریخی – اردل

بردگوری لشتر ۱ – تاریخی – اردل

تپه چگا دیناران – هزاره ۱ ق م – اردل

بردگوری های چال گوری ۱ تا ۳ – تاریخی – کوهرنگ

بردگوری سر تنگ مسن ۱ – تاریخی – لردگان

گورستان و امامزاد ه بوگر – صفوی – قاجاریه – لردگان

کاروانسرای قلعه مدرسه – ایلخانی – لردگان

قلعه چهار طاقی منج – ایلخانی – لردگان

حمام اردل – قاجاریه – اردل

قلعه اردل – قاجاریه – اردل

حمام ناغان – قاجاریه – ناغان

تکیه بختیاری ها – قاجاریه – اردل

بازارچه لحاف دوزان – قاجاریه – شهرکرد

پل کنرک – قاجاریه – بروجن

گورستان سناجان – صفویه – بروجن

گورستان سناجان – صفویه – بروجن

مسجد امام خمینی – اواخر قاجار – بلداجی

قنات خانی ماموره – قاجاریه – بروجن

سنگ نبشته تلخه دان – قاجاریه – کوهرنگ

قنات دره برجی – قاجاریه – سورشجان

گورستان خدر آباد – اواخر صفویه – اواخر قاجار – بروجن

بردگوری سرتنگ مسن ۲ – تاریخی – لردگان

گورستان و امامزاده کران – صفویه – فارسان

برد گوری گوذلک – تاریخی – اردل

قنات بالا قلعه ممکا – قاجاریه – شهرکرد

قنات پایین قلعه ممکا – قاجاریه – شهرکرد

حجاری صخره ای گهرو – ساسانی – گهرو

بردگوری تشنوی – تاریخی – کوهرنگ

بردگوی تلخه دان ۱ – تاریخی – کوهرنگ

بردگوی تلخه دان ۴ – ۳ – ۲ – تاریخی – کوهرنگ

گورستان دهنو سفلی – قاجاریه – کوهرنگ

برد گوی ترکی –  تاریخی – کوهرنگ

قلعه هوره – قاجاریه – شهرکرد

فهرست آثار تاریخی استان چهارمحال و بختیاری در نیمه دوم ۱۳۸۷ تعداد ۳۱۱ واحد می باشد.

منطقه حفاظت شده:

هلن : این منطقه با مساحت ۱۴۱۳۱ هکتار در سال ۱۳۷۸ حفاظت شده اعلام شد. منطقه ای است جنگلی کوهستانی با دره های عمیق و پر آب در استان چهار محال و بختیاری . رود خانه کارون مرز شمال و شرق منطقه را تشکیل می دهد. دامنه ارتفاعی ۱۱۰۰ تا ۳۲۰۰ متر – دما و بارندگی متوسط سالانه ۱۵ درجه سانتی گراد و ۵۰۰ میلیمتر ، منطقه را دارای اقلیم نیمه مرطوب و مرطوب معتدل نموده اند. گونه غالب جنگل های هلن، بلوط ایرانی است. از دیگر گونه های مهم منطقه می توان بنه، انجیر وحشی، زبان گنجشک، گردو، بید مشک، بید، گز، سنجد، بادام کوهی، انار، کلخنگ، زالزالک، گون، شن، کلاه میر حسن، برگ بویی و شکر تیغال را نام برد. گونه های جانوری عبارتند از : سنجاب ایرانیف خرس قهوه ای، بز و پازن، شغال، گرگ، تشی، کفتار، پری، شاهرخ، کبک، زاغ نوک زرد، دلیجه، چکاوک ، دم جنبانک خاکستری، عقاب طلایی، سنگ چشم، سبز قبا، حواصیل، حواصیل خاکستری، کبک دری، سس ماهی، ماهی کپور، بزمجه، آگاما و افعی. چشم انداز های بدیع ، جنگل های زیبا، رود خانه های پرآب ، آبشارهای متعدد، چشمه های فراوان و راه های دسترسی مناسب دارد.

صنایع دستی:

نمد مالی، گیوه دوزی، کلاه نمدی، چوقا بافی، گلیم بافی، بافت سیاه چادر، قالیبافی، سوزن دوزی، قفل و ادوات، سفالگری، مرمت و تکمیل فرش، تذهیب، قلمزنی، پشتی محلی، مکرومه بافی، گبه بافی، مجسمه سازی، دوخت سنتی، جاجیم بافی، کارت بافی، منبت، قلمکار

آب و هوا:

در تابستان ها معتدل و در زمستان ها سرد و بیشترین درجه گرما در تابستان ها ۲۴ درجه بالای صفر و کمترین درجه گرما در زمستان ها گاهی به ۲۵ درجه زیر صفر و ریزش باران به طور متوسط سالانه به ۴۳۰ میلی متر می رسد.

نژاد و زبان:

آریایی نژاد و از ایل بختیاری و به زبان فارسی با گویش لری سخن می گویند.

پوشش گیاهی:

گیاهان صنعتی ، گون ، کتیرا ، گز ، انگبین و تره کوهی و پوشش گیاهی برای چرای دام .

رستنی ها:

گیاهان کتیرا ، آنغوزه ، گز انگبین در کوه های این شهرستان می روید.

فرآورده ها:

گندم ، جو ، بنشن ، تره بار ، شبدر ، یونجه ، بادام ، گردو ، گیلاس ، آلبالو ، انگور .

جانوران و پرندگان:

بز کوهی ، قوچ ، میش ، پلنگ ، خرس ، گرگ ، روباه و گراز .

سوغات:

لبنیات ، نبات ، گز بلداچی ، پولکی ..

غذاهای محلی:

کباب بختیاری ، حلیم برنجی ، گوش گندم ، گوش نخود لوبیا ، تاس کباب ..

قله های:

۱- سالدارون حدود ۴۰۰۰ متر ارتفاع ۲- کوه سوخته حدود ۴۰۰۰ متر ارتفاع ۳- شاه شهیدان حدود ۴۰۰۰ تا ۴۱۰۰ و۴۲۲۰ متر ارتفاع ۴- هفت تنان بالای ۴۰۰۰ متر ۵- کلونچی با ارتفاع ۳۹۸۸ متر ۶- بره های دلانک ۷- خشک رود کوه ۸- زرد کوه ۹- نیله رود ۱۰- تخت شاه ۱۱- رزی کوه ۱۲- کلار ۱۳- سرسبز ۱۴- زاغه کوه ۱۵- شاه نشین ۱۶- خاکستری کوه ۱۷- کمیسیان ۱۸- نهر کوه ۱۹- سفیدون ۲۰- رباط کوه ۲۱- بونه ۲۲- شاهان ۲۳- کربور کوه ۲۴- سبز کوه

نقش ارتفاعات:

این استان در مجموع منطقه ای است کوهستانی با سلسله جبال زاگرس که از شمال غربی به طرف جنوب شرقی امتداد دارد و بلند ترین نقطه استان در زرد کوه بختیاری به ارتفاع ۴۵۳۶ متر و پست ترین نقطه آن در ناحیه شرقی استان واقع شده است. از ارتفاعات مهم استان می توان از زرد کوه، سبز کوه، بز کوه، کارکنان، منگشت، سالداران، جهان بین و کوژیک نام برد. این ارتفاعات اغلب پوشیده از برف بوده و جزء کانونهای آبگیر دائمی ایران محسوب می گردند و سرچشمه دو رود خانه بزرگ کارون و زاینده رود می باشند.

توده های هوا:

معمولاً فاکتورهای موثر بر اقلیم یک منطقه به دو دسته عوامل اصلی سازنده و فرعی تقسیم می شوند. عوامل اصلی سازنده اقلیم یک منطقه شامل ارتفاع، عرض جغرافیایی، دوری و نزدیکی به منابع آبها، توده های هوا و سیستم های هواشناسی است و عوامل مشتمل بر تاثیر پوشش گیاهی و مرتعی، فعالیت های کشاورزی، فعالیت های صنعتی و معدنی و برخی دیگر از عوامل موثر بر اقلیم یک منطقه است.

۰


نوشتن یک نظر

Show Buttons
Hide Buttons