نوشته ها

داریوش امپراتور پارس فصل سوم (قسمت اول)

ارسال شده توسط :

داریوش امپراتور پارس فصل سوم (قسمت اول)

((زندگی نامه داریوش امپراتور پارس))

((ماسه های لیبی دردهانه های دانوب))

درسال 513 حاکمیت پارس، درغرب، شهرهای یونانی آسیای صغیر، شهرهای پادشاهی قبرس و فلسطین، مصروسیرنائیک رادربرمی گرفت، حکومت پارس به لطف اتحاد با دیکتاتورهای شهرهای یونانی میلت، اِفِس و…. که قدرت خود را مدیون پادشاه کبیربودند، براین مناطق تسلط داشت. پارسیان با پادشاهان فنیقی نیزهم پیمان بودند. آنها همچنین به ناوگان دریایی بسیارقدرتمندی مجهزبودند که درمنطقه مدیترانه نظیرنداشت. با این حال درغرب بسیاری ازمناطق فقط اسماً زیرپرچم امپراطوری پارس قرارداشتند. قدرت مرکزی همچنان به دنبال قوی ترکردن حاکمیت خود وحتی گسترش اوبود. ازسال 519 سپاهیان وناوگان اتانس جزیرۀ سامُس را تصرف کرده بودند. این جزیره ازنظربازرگانی ازجایگاه خاصی برخورداربود. دسترسی به جزایردریای اژه، یکی ازمحورهای اصلی سیاست پارس دردهه های پیش روبود. محوردیگری نیزوجود داشت وآن این بود که هدف، فقط درتصرف جزایروکناره های اژه خلاصه نمی شد. زیرا چشمان داریوش به آن سوی دریای اژه (اروپا) بود.

((نخستین مرحله درحرکت به سوی غرب قدرت رادرمرکزخطروتهدید مستقرکردند، یعنی درسیرنائیک))

سیرنائیک (شمال آفریقا، لیبی امروزی) که مردمان لیبی تباردرآن سکونت داشتند، مستعمرۀ یونان به حساب می آمد. یونانیها دربسیاری ازشهرهای ساحلی آن همچون سیرِن (پایتخت سیرنائیک) بارکه، اُسپرید و…. مستقربودند. درسال 525 مردم لیبی وسیرن، به طورداوطلبانه، تسلیم کمبوجیه شدند. آنها هدایایی را به اوتقدیم کردند اما کمی وناچیزی این هدایا، کمبوجیه، فاتح مصررابه خشم درآورد. طبق دستور اوسیرنائیک ازتوابع استان مصر شد. درسال 513 آریاند، استاندارمصرازهرج ومرج های داخلی درسیرنائیک سود جسته وحمله به آنجا را آغازکرد. پارسها یک سپاه زمینی ویک ناوگان دریایی به بارکه فرستادند وآن جا را به تصرف خوددرآوردند. تعداد بسیاری ازیونانیهای ساکن بارکه نزد داریوش فرستاده شدندو داریوش آنهاراروانه باختر(باختریش) کرد. ساکنین بارکه متعهد شدند که «خراجی شایسته به پادشاه کبیربپردازند». اماقبیله های لیبیایی، هنوزباارتش پارس درسرراه  بازگشت مقابله می کردند و پارسها هرگزنتوانستند بخوبی براین منطقه مسلط شوند. هرودت می گوید: «اکثر مردم آنجا، تا امروزدرقید داریوش که پادشاه پارس وماد است نیستند». داریوش گاهی سواربراسب گاهی سواربرارابه اش به این سو وآن سومی رود. یونانیها می گویند پارسها ازشترهایی که درسپاه خود داشتند، فقط برای حمل ونقل خوراک وباروبنه استفاده می کردند. تصویری بریکی ازلوحهای گنجینۀ پارسه پلیس نقش بسته که درتصویرشناسی پارس کمیاب است. پارسها با اینکه تواناترین ناوگان مدیترانه رادراختیاراشتند هرگز تصویری ازآن منتشرنمی کردند. این همان تصویری است که برروی سکه های پادشاه سیدون نقش بسته است. پارسها درسواحل آسیای صغیردرقبرس ودرفنیقیه زرادخانه هایی احداث کرده بودند که می توانستند درآنجا برای هرلشکرکشی، بین سیصد تاچهارصد ناوگان جنگی وکشتیهای نفربربسازند. پاروزنان این کشتیها، ازمردمان کشورهای تحت سلطه انتخاب می شدند، اما فرماندۀ کشتی همیشه پارس بود. هیچ لشکرکشی بدون همکاری دوجانبۀ ناوگان دریایی وارتش زمینی که به موازات هم پیش می رفتند به پیروزی نمی رسید. اوباجنگ افزارهایش یعنی کمان وتبرجنگی به میدان نبرد می رود اوغلاف تیروکمان خودرا برسرپیاده نظامهای یونانی می باریدند وازپیشروی آنهاجلوگیری می کردند. با اینهمه ازدیدگاه اشرافیان پارس، اسب سواری سرآمد همه نبردها بود.«آنها کلاههای نرمی ازجنس نمد که ما (اروپائیها) به آن تاج پاپ می گوئیم، برسرداشتند: رداهای آستین داری دررنگهای مختلف به تن می کردند وروی آن زره های پولک دارآهنی می پوشیدند که ظاهری شبیه به فلس ماهی داشت». درخاک حاصلخیزسیرنائیک، گیاهی پیازداربه نام سیلفیوم می روئید. ازاین گیاه هم درآشپزی وهم به عنوان غذای حیوانات استفاده می شد. جام آرسِسسیلا که ازنام پادشاهی سیرنی به همین نام گرفته شده، نحوۀ وزن کردن محصولات کشاورزی رانشان می دهد.

((همزمان، داریوش لشکری پرتعداد رامهیا ساخت تابرای فتح سرزمین سیت به اروپابفرستد))

سیت های اروپا ازاقوام وقبیله های متعددی به نام کِریمه درشمال اوکراین ناشی می شدند. آنها هم خانوادۀ سکاهای آسیای مرکزی بودند. داریوش بین سالهای 518-519 به سرزمین سکاها لشکرکشی کرده بود. اواین کاررابرای حمله به آنها، به استاندارکاپادوس مأموریت داد که ازدریای سیاه بگذرد. اواین کارراانجام داد وبا اشراف زادگانی که درمسیربه اسارت گرفته بود، نزد داریوش بازگشت. به موازات آن پادشاه کبیربه ماندروکلِس، یکی ازمعماران جزیرۀ سامس دستورداد پلی برروی رودخانۀ بوسفوربسازد تا سپاهیانش بتوانندازآنجاعبورکنند. ازدیکتاتورهای یونانی نیزخواست که تعداد زیادی ناوبرای حمل ونقل سپاهیان آماده کنند. بدین ترتیب، ناوگان پارس به کرانۀ غربی رود دانوب رسید. ناوهای یونانی درکرانۀ شرقی دانوب لنگرانداختند ومنتظرلشکرپادشاه شدند. آنها وظیفه داشتند سپاهیان پادشاه را ازکرانۀ شرقی منتقل کنند. سیت ها دررویایی با داریوش ازترفند سرزمین سوخته استفاده کردند. شهرراخالی ازسکنه کرده، چاههای آب راپروازجنگیدن اجتناب کردند. وضع پارسهاهنگامی بحرانی ترشد که سران سپاه دشمن نمایندگانی نزد دیکتاتورهای ایونیه فرستادند. آنها به دیکتاتورهافشارآوردند تا سپاه داریوش راکه درآن سوی دانوب محاصره شده بودرهاکنند، داریوش که به حاشیۀ رود نیپررسیده بود، متوجه شد تلاشهایش بی اثراست وبنا به توصیۀ گُبریاس ،دستورعقب نشینی راصادرکرد. سربازان پارس، موفق شدند به کمک ناوهای ایونی ازدانوب بگذرند. دیکتاتورهای یونانی نیزبه توصیۀ هیستیۀ میلتی تصمیم گرفتند به داریوش وفاداربمانند. ماجراازنظرنظامی پایان یافته محسوب شدوسیت های اروپاخارج ازقلمروامپراطوری پارس باقی ماندند. این خلاصۀ وقایع می باشد یا دست کم چیزی است که می توان طبق نوشته های هرودت بازسازی کرد. جزئیات فراوانی درمورداین وقایع برما ناشناخته است و اینکه چراداریوش به آنجا لشکرکشی کرد؟ یااینکه چرامتحمل چنین شکستی شد؟

((هخامنشیان اولین شکست رامتحمل شدند. شکستی که به اندازه ای که یونانیها می گویند دردناک نبود))

اهانتی بالاترازاین نبود که خود داریوش کبیر، فرماندهی سپاه راخود برعهده داشت. اماواقعیت اینست که تعداد سپاهیان اوازصدهاهزارنفری که منابع قدیمی ذکرمی کنند خیلی کمتربود. اگرداریوش کبیر، سرزمین سیت ها را فتح می کرد می توانست به استپی که ازدریای سیاه تا آسیای میانه گسترده شده بود، دست یابد. اما اوبا لشکرکشی به اروپا احتمالاًدرابتدا می خواست سرزمینهای تراکیه که درجنوب رود دانوب واقع بودند را ازآن خود کند با این همه اوبا رسیدن به رودبزرگ دانوب توانست برژت ها که هرودت آنهارا   شجاعترین ودرستکارترازهمۀ تراکی ها می داند، چیره شود. دیگراهالی تراکیه نیز بدون مقاومت تسلیم سپاه داریوش شدند.

((مگابازمأموریتی از داریوش دریافت کرد: سرزمین تراکیه راتصرفکن))

پادشاه کبیر هنگام گذرازدریای اژه وعزیمت به سارد، ارتشی قدرتمند رادراروپا مستقرکرد. اوارتش رابه مگابازکه یک پارسی نجیب زاده بود، سپرد. یکی ازاولین اقدامات مگابازآرام کردن شهرهای یونانی منطقه هِلِسپون بود. مردم این شهرها ازشکست پارسها سود جسته ومی خواستند استقلال خود را بازیابند. پس ازبه تصرف درآوردنِ پِرانت، «مگابازارتش خودرادرسرتاسرتراکیه به حرکت درآورد وتمامی شهرها ومردم آن سامان رافرمانبردار پادشاه کبیرنمود.»

((مگابازبه محض مطیع کردن مردمان قوی منطقۀ پئونیان، به سمت پادشاهی مقدونیه که تاغرب رودخانه آکسیوس(وردار) ادامه داشت، بازگشت))

درسال 510هفت نجیب زادۀ پارسی نزد آمیانتاس پادشاه مقدونیه آمده وازاو« زمین وآب درخواست کردند». به عبارت دیگرآنها ازآمیانتاس خواستند که تسلیم داریوش شود: اوپذیرفت زیرا ازآنجا که پارسها سرزمین تراکیه را اشغال کرده بودند، آمیانتاس چاره ای جزپذیرفتن نداشت. ازطرف دیگراُتانس که بعدازمگاباز، فرماندهی ارتش مستقردراروپارابرعهده گرفته بود، بیزانس وکّلیدون راتصرف کرد. وی سپس به سمت جزیره هاحرکت کرد وجزایرلِمنوس وایمبروس رانیزتصرف نمود. سیت ها که درشمال شرقی امپراطوری پارس می زیستند، به خانوادۀ بزرگ ایرانی زبانها تعلق داشتند. اشیاء بیشماری درمقبره ها یا مخفیگاهها یافت شده که نشان  می دهد بین سیت ها وپارسها تشابه فرهنگی زیادی وجودداشته است. شکل وتزئینات روی این شمشیرطلا که درکِلِمرس واقع درمنطقۀ کِریمه یافت شده به طرزحیرت انگیزی شبیه به شمشیرهای موجود درپارسه پلیس است. «فرستادۀ اهل سیت، برای داریوش به عنوان هدیه یک موش، یک قورباغه، یک پرنده وپنج پیکان آورد. (…) پارسها مشغول گفتگو شدند (…) گُبریاس، یکی از هفت نفری که گئومات مغ راسرنگون کرده بود برخلاف نظرداریوش چنین تفسیری را پیشنهاد کرد: « ای پارسها، اگرپرنده نشوید وبه آسمانها پروازنکنید، یااگرموش نشوید ودرزیرزمین جایی برای خود نیابید، یا اگرقورباغه نشوید وبه برکه ها نپرید، هرگزبه سرزمین خود بازنخواهید گشت وبااین پیکانها ازپای درخواهیدآمد». سرزمین تِراکیه که سرشارازمعادن فلزات بود، احتمالایکی ازاهداف عمدۀ داریوش به شمارمی آمد، پارسهاآنجارافتح کردندوهنراین سرزمین رابه شدت تحت تأثیرخودقراردادند. علاوه برلباس وکمان ارابه نیزیکی ازنشانه های برجستۀ سلطنتی به شمارمی آمد. داریوش کبیربه هرکج که پای می گذاشت باارابۀ خود وارابه های هدیه شده به خدایان مشایعت می شد. به همین ترتیب بود که خشایارارابۀ اهورامزداراباخود به یونان برد اما نتوانست آن رابازگرداند زیرا تِرا کی ها آن را گرفتند. ارابه رانِ پادشاه ازمقام ویژه ای برخورداربود.

((بدین ترتیب استانی جدید دراروپا پدید آمد. دراین زمان امپراطوری به اوج گستردگی خود رسیده بود یعنی ازجزایردریای بالکان تاهندوش))

لشکرکشی های پارسها به اوج خودرسیده بود تراکیه احتمالابه استان اسکودرا تبدیل شده بود آنچه مسلم است، اینست که همۀ تراکی ها کاملا مطیع داریوش نبودند، اما تعداد زیادی ازآنها می بایست خراج می پرداختند وبه خدمت سربازی می رفتند. ازآن به بعد موقعیت وجایگاه پارسها دراروپا ازجمله درایونیه ودردوریسکُس بسیارمستحکم شد. آنها تنگه ها راکاملا زیرنظرداشتند. پارسها کنترل خود را برجزیره های یونانی نزدیک به سواحل آسیای میانه، دوچندان کردند. اما باهمۀ اینها هیچ مدرکی دردست نیست که ثابت کند درآن زمان، داریوش فتح یونان رادرسرمی پروراند.

((درآغازسال 499، آریستاگُرملیتی، برعلیه پارسها قیام کرد. این نخستین شورش ایونیه بود))

داریوش به پاس وفاداری هیستیه، دیکتاتورملیت، درلشکرکشی به سیت ها، منطقه ای درتراکیه به اوواگذارکرد. ولی خیلی زوداورا به شوش بازگرداند والقاب همسفره ومشاور پادشاه را ازاو گرفت، زیرا نگران این بود که اوبرای خود قلمرویی مستقل تشکیل دهد. داریوش، پس ازهیستیه، خواهرزاده اش آریستاگُرراحاکم ملیت کرد. درسال 500 اشراف زادگان جزیرۀ ناکسوس که درپی انقلاب آزادی خواهانۀ مردم ازجزیره رانده شده بودند ازآریستاگُردرخواست کمک کردند. آریستاگُرنیزخود پیش ازآن به آرتافِرنس یکی ازبرادران داریوش که استاندارسارد بود پیشنهاد لشکرکشی به ناکسوس راداده بود. ناکسوس«جزیره ای زیبا، حاصلخیزوهمسایۀ ایونیه بودودارای ثروت فراوان وبردگان بیشماربود.» آریستاگُربه آرتافرنس وعده داد که با این کاربه آسانی می توان قلمروپادشاه کبیرراتا سیکلاد گسترش داد. بدین ترتیب اورابدین کارواداشت. اماخیلی زودبین آریستاگرومگابات که فرمانده لشکروپسرعموی داریوش بود اختلاف افتاد. درآغاز سال 499 آریستاگرتصمیم گرفت به لشکرپارس حمله کند. دراین هرج ومرج ها شهرمیلت وبسیاری ازشهرهای آسیای صغیردوباره به خاک یونان پیوست. دیگرشهرها محتاطانه ترعمل کرده وجزو امپراطوری پارس ماندند. آریستاگرکه دربرتری نظامی پارسها شکی نداشت، برای جلوگیری ازشکست خود سعی کرد شهرهای یونانی اروپاراباهم متحد سازد. که البته دراین کارموفق نشد. پادشاه اسپارت پیشنهاد اورامؤدبانه رد کرد. آتنی ها، اما«بیست ناوجنگی رابرای کمک به ایونی هافرستادند». اریتری هانیزهمین کار را انجام دادند. به نظرمی رسد که شورش برعلیه سلطۀ پارسها، منشأی کاملاً داخلی داشته است. مردم بیش ازپیش برعلیه سلطۀ مستبدانۀ حاکمان به مخالفت برمی خواستند. آریستاگربه عنوان اولین اقدام رژیمهای دیکتاتوری را حذف کرد تا پایه های اجتماعی ومردمی شورش خود را محکم کند. دراطراف سارد استحکامات وباروهای محکمی بود، بنابراین آریستاگرتصمیم گرفت به آنجا ازطریق هوایی حمله کند. یونانیها که خودراازتصرف قلعه ناتوان دیدند قسمتهای پایینی شهرومعابد آن رابه آتش کشیدند. سربازان پارس آنهارادنبال کرده ودرنزدیکی اِفِس شکست دادند. آتنی ها واریتری ها باناوهای خودگریختند ومیلت وپیوستهای آن رارهاکردند.

((با پیوستن قبرس به شورشیها، شورش گسترده ترمی شود))

آریستاگروایونی ها که «عقب نشینی کرده بودند، سواربرناوهایشان ، دست به حملۀ دریایی زدند. درخلال سال 499 ناوگان ایونیه درنزدیکی شمال (بیزانس وهلسپون) وجنوب (سواحل کارته) ازخودمقاومت نشان می داد. دراین زمان سپاهیان پارس، به فرماندهی آرتافرنس وسه داماد داریوش (دوریس، هیمایه واوتانس) مأموریت یافتند شهرهای یونان رایکی یکی بازپس گیرند. این شهرهاهلپسون، پروپونتید وایونیه بودند. پیروزیهای محدود پارسها خیلی زود باقدرت گرفتن جبهۀ دشمن رنگ باخت. همۀ پادشاهان قبرس به استثنای آماتونت وشاهزادگان جزیرۀ کاریه با ایونیه متحد شدند. پیمان شکنی قبرس برای پارسها خیلی گران تمام شد: زیرا این جزیره یکی ازنقاط استراتژیک سلطۀ پارسها برقسمت شرقی دریای اژه بود. درحالیکه دوریس برای هجوم به کاری ها راه افتاده بود، نیروهای دشمن به طوروسیعی درقبرس گردآمده بودند. نیروهای یونانی- قبرسی درنزدیکی سالامین درخشکی مغلوب پارسها شدند. بسیاری ازسربازان وظیفۀ آنها ازاین مبارزۀ تعیین کننده گریخته بودند. درماههای بعد، پارسها دیگرشهرهای جزیرۀ قبرس راکه هنوز مقاومت می کردند تحت تصرف خود درآوردند. درهمان زمان دیگرفرماندهان پارسی، جزایرکاریّه، هلپسون وایونیه را شهربه شهرگرفتند. آریستاگرایونیه راترک کرده وبه تراکیه رفت. درآنجا اودرجریان یک مبارزۀ مبهم ناپدید شد. درهمین زمان هیستیه باموافقت داریوش به میلت بازگشت اماخیلی زود درپی اختلافی که میان دیکتاتورواستاندارسارد پیش آمد، اورا اعدام کردند

۱


گفتگو

  1. اصغرحبیبی  چهارشنبه, ۰۵ شهریور ۱۳۹۳

    سلام ، جا دارد دراین جا ازنویسنده کتاب ونگارنده ی متن تشکرکنم نگارش کتاب بسیارجذاب است وخواننده را به دنبال کردن نوشته ها وادارمی کند، مشتاقانه منتظر ادامه ی فصل ها هستم وازمدیرمسئول سایت نیز کمال تشکررا دارم.

    (پاسخ)

نوشتن یک نظر

Show Buttons
Share On Facebook
Share On Twitter
Share On Google Plus
Share On Linkedin
Share On Youtube
Hide Buttons