نوشته ها

داریوش امپراتور پارس فصل چهارم (قسمت اول)

ارسال شده توسط :

داریوش امپراتور پارس فصل چهارم (قسمت اول)

((زندگی نامه داریوش امپراتورپارس))

((میراث داریوش))

((داریوش درزمان زندگیش، پیش زمینه های تداوم خاندانش را فراهم آورده بود))

چندهمسری پادشاه درواقع خطرات وتهدیدهایی رادربرداشت. پادشاه کبیرشش همسرداشت که آخرین آنها خواهرزادۀ خودش بود. اوازدواجهایش فرزندان زیادی داشت. اوحداقل دوازده پسرداشت. هرودت نقل می کند که کمی پیش ازعزیمت به مصراوانجمنی را گردهم آورد. اعضای این انجمن برسرجانشین سلطنت اختلاف نظرداشتند. برخی خشایاررا لایق پادشاهی می دانستند، برخی دیگرآرتوبرزن را که پسربزرگ داریوش بود. درآخرخشایاربه واسطۀ تأثیرات سیاسی مادرش، آتوسا که دخترکوروش بود برگزیده شد. هرودت با اشاره به این موضوع که درتاریخ نگاری یونان، همواره دربارپارس به گونه ای توصیف شده که درآن زنان درباربراذهان ضعیف پادشاه مسلّط بوده اند، اذعان می کند که ازآنجا که داریوش پادشاه دراتّخاذ تصمیمهایش هیچ محدودیتی نداشت، درواقع، انتخاب خشایارتصمیم خود داریوش بوده است. داریوش خشایاررا به جای برادربزرگترش آرتوبرزن به عنوان جانشین خود انتخاب کرد. این امرنشان می دهد که هیچ امتیازی حتی بزرگتربودن ازنظرسنی بالاترازارادۀ پادشاه نبوده است.

ضمن اینکه اگرداریوش آرتوبرزن رابه جانشینی خود برمی گزید، درواقع به این معنی بود که مسیرپادشاهی وسلسله را به گبریاس که پدربزرگ آرتوبرزن بود تغییرمی داد ، درحالیکه سیاست قاطعانۀ هخامنشی به دنبال این بود که تاج وتخت سلطنت درخانوادۀ داریوش باقی بماند.ازطرف دیگرانتخاب خشایارتجدید پیوند وپیمان با کوروش کبیربنیانگذارامپراطوری به شمارمی آمد. زیرا خشایاریکی ازنوادگان کوروش بود. وانگهی انتخاب خشایارمخالفتهای زیادی دربرنداشت. ولیعهد به محض برگزیده شدن  ازجایگاهی خاص دردرباربرخوردارمی شد. ازآن پس اومی توانست کلاه صاف که کلیداریس نام داشت برسربگذارد وافتخارنوشیدن «آب طلا» رابا پدرداشته باشد. به نظرمی رسد نوشیدن این نوشیدنی خاص، برای دیگران ممنوع ومحرم بوده است. نقش برجستۀ اورا نیزازآن به بعد پشت سرپدرحکاکی می کردند. یکی از این نقش برجسته ها دریکی ازمجالس داریوش درپارسه پلیس دیده می شود. با این همه اوتا پیش ازرسیدن به پادشاهی هیچ دخالتی درکارسلطنت نداشت.

داریوش نیزهرآن می توانست درانتخابش تجدیدنظرکند. درسلسلۀ هخامنشی هرگزتقسیم قدرت وجود نداشته است. یعنی قدرت مطلق فقط ازآن شخص پادشاه بوده است. پسران پادشاه درچندسال اول زندگیشان (تاپنج سالگی) زیرنظرزنان درباررشد می کردند. سپس مغان تربیت آنهارا برعهده گرفته وآموزش های خاصی به آنها می دادند. شاهدختان دربارهخامنشی گرچه ازقدرت سیاسی بی بهره بودند، اما گوشه نشین ومنزوی نبودند. آنها به مسافرت می رفتند وقلمروها وزمینهایی دردست داشتند. این شاهدختان، ادارۀ قلمروها رابه مأموران وحسابداران خود می سپردند. با اینکه داشتن ریش وسیبیل، یکی از نشانه های مردانگی وتمایزطبقاتی بود، اما اشخاص بدون ریش نیزدرنقش برجسته های پارسه پلیس مشاهده می شوند. اینان همان خواجگان را ازقسمتهای مختلف امپراطورری به دربارمی آوردند. آنها درخدمت زنان درباربودند به همین منظوربابل هرساله می بایست پانصد پسرجوان اخته شده را به دربارمرکزی می فرستاد.

((پادشاه درگذشت))

نخستین وظیفۀ ولیعهد، تدارکات وبرگزاری مراسم تدفین بوده است. بااین کاراوجانشینی خود را نیزرسماً اعلام می داشته است. با مرگ داریوش درسرتاسرامپراطوری عزای عمومی اعلام شد. آتش های مقدس را خاموش نموده وتا پایان مراسم خاکسپاری خاموش نگه داشتند: « مردم این را نشانۀ بد یمنی می دانستند ومی پنداشتند که خداوند گاربدین سان مرگ پادشاه را اعلام می دارد.»پارسها هنگام عزاداری لباسهای خودرا پاره پاره کرده، موها وریشهای خود را تراشیده وموی یال ودم اسبهای خود را می کندند. آنها با انجام این کارها می خواستند به نحوی نشان دهند که تا زمانی که امپراطوری پادشاه ندارد، علائم حیاتی زندگی نیز معلّق می ماند. جسد پادشاه به دست متخصصان بابلی ومصری مومیایی می شد. سپس آن را برارابه ای مجلل وباشکوه به محل خاکسپاری منتقل می کردند. داریوش خواسته بود تا جسدش را درصخرۀ نقش رستم که درچهارکیلومتری شمال پایتخت پارسه پلیس واقع است بنا کنند. قبرش رادراین صخره تراشیدند.

بعدها پادشاهان پس ازاوهمچون خشایار، اردشیراول وداریوش دوم نیزمقبره هایشان را درآنجا ساختند. اما تنها مقبره ای که سنگ نوشته دارد، مقبرۀ داریوش است. پادشاهان دیگرنیزدرخود پارسه پلیس دفن شده اند.درمناطق مختلف امپراطوری گستردۀ پارس مراسم خاکسپاری وتدفین شکلهای متفاوتی داشت. درایران مرکزی جسد مرده را درمعرض حملۀ پرندگان ودرندگان قرارمی دادند. درنتیجه چیزی جزاستخوانهای آن برجای نمی ماند. سپس استخوانها را جمع آوری کرده ودرمحل خاصی نگهداری می کردند. به عکس آن درپارس اجساد را مومیایی می کردند. کشف مقبره ای درشوش گویای این امراست. درآنجا جسد زنی ازطبقۀ اشراف یافت شد. اورادرتابوتی به شکل وان قرارداده وبه مقدارزیادی جواهرات وانواع جام وپیاله دفن کرده بودند، جسد پادشاهان را نیزمومیایی می کردند، سپس درون محفظه ای که درسنگ تراشیده بودند قرارداده ودرگورصخره ای دفن می کردند.

جنازۀ داریوش کبیربرارابه ای باشکوه وآراسته وبا تشریفاتی گسترده به سوی محل خاکسپاری تشییع شد. « ارابه به این شکل بودک درقسمت بالای ارابه یک طاق قوسی شکل که شبیه به گهواره بود قرارداشت. این طاق طلا ازپولک هایی مرصع به سنگهای قیمتی پوشیده شده بود. طول این طاق هشت وعرض آن دوازده ذراع بود. برروی این طاق یک ستون چهارگوش طلا قرارداده بودند. قسمت جلویی ستون با نقش برجستۀ بزکوهی که به آن حلقه های طلا آویزان بود، تزئین شده بود. ریسه هایی ازگلهای رنگارنگ درمیان حلقه های طلا به چشم می خورد». پارسها درمراسم تشییع جنازه نهایت درد واندوه خود را نشان می دادند وبه شدت عزاداری می کردند. هرودت می گوید به هنگام مرگ کمبوجیه « آنها هرآنچه به تن داشتند را دریدند » احتمالاً برخی ازاشخاصی که تصویرآنها برمقبرۀ پادشاهان کنده کاری شده درحال به جاآوردن مراسم عزاداری رسمی هستند.

((داریوش درمقبره اش درنقش رستم، مردم وپادشاهان پس ازخودرا مورد خطاب قرارمی دهد))

پادشاه برسکویی سه طبقه ایستاده است، سکویی که بردستان نمایندگان سی کشورتحت سلطه قراردارد. داریوش درسنگ نوشته ها این مردم را که همانا نماد قدرت نظامی اوهستند، به عنوان حاملین تخت پادشاهی معرفی کرده ومورد خطاب قرارمی دهد. اوآنها را به فرمانداری، وفاداری وراستی دعوت نموده وازآنها می خواهد تن به بی عدالتی ندهند. داریوش ابتدا کارهای برجسته ای که به یاری اهورا مزدا به انجام رسانیده را یادآورشده وبه وسعت امپراطوری که حاملین تخت سلطنت نمادی ازآن هستند اشاره می کند. سپس ازاهورامزدا«بزرگ خدایان می خواهد که همواره پشتیبان دودمان سلطنتی وقوم پارس باشد. سپس ویژگیهای خودرابه عنوان پادشاه برمی شمارد. اوپیش ازهرچیزجنگجویی بی نظیراست. جنگجویی که علاوه بربرخورداری ازقوای جسمی دارای خصوصیات روحی قدرت تحلیل وتصمیم گیریی است که اهورامزدا به وی ارزانی داشته: اوسواره وپیاده کمانگیروتیراندازی زبردست است، ترس دراوراهی ندارد. برروی صخرۀ نقش رستم، همچنین کوه بیستون وسکه های سلطنتی، اورا همواره کمان به دست میبینیم. کمان نماد نیرو وابهت پادشاهی است.

داریوش عدالت خودراسرآمد همه چیزمی داند. اوخود را حامی ضعیفان دربرابرقدرتمندان وپشتیبان قدرتمندان دربرابرضعیفان می داند. اوبه نحوی ضامن آرامش ووحدت اجتماعی است. او« به کسی که زحمت می کشد» پاداش می دهد و« کسی راکه باعث خرابی می شود» به سزای عمل خود می رساند. آزآنجا که برخشم خود مسلط است، می تواند کاملاً بی طرفانه قضاوت کند. هرودت دراین زمینه یادآورمی شود که: « پادشاه فقط زمانی خشمگین می شود که پس ازبررسی اعمال متهم، کارهای بد اورا بیشترازخدماتش بیابد.» درستون ها وسرستونهایی که برسردرِمقبرۀ داریوش وچندپادشاه پس ازاوکنده کاری شده اند، کاخ سلطنتی رابه ذهن می آورند. شایان ذکراست که نقش برجسته ای که درقسمت پائینی صخره، حکاکی شده مربوط به سالها بعد است. (قرن سوم پس ازمیلاد مسیح). شخصیت قهرمان صفت پادشاه حیوانات را نیزرام خود می کند.

اوهمیشه پادشاهی همیشه پیروزاست. پادشاه کبیرکمانگیری فوق العاده است که با پیکانهای خود هرنوع حیوانی را چه واقعی وچه خیالی ازپای درمی آورد. خشایاردرلیدیه درخت چنارعظیم الجثه ای یافت. دستورداد تا چادرهارا دورچنارعلم کنند وخود وهمراهانش درمنطقۀ خشک وبی آب وعلف اطراف درخت بیتوته کردند. درحالیکه اصلاً اجباری درکارنبود. اودستورداد تا درخت را به زیبایی تزئین کنند. به شاخه های درخت گردنبندهاودستبندهایی ازحلقه های به هم بافته شده آویزان کردند. به هنگام بازکشت نیزتعدادی سربازرابه کارنگهداری ومراقبت ازآن درخت گمارد. آنجا قلعۀ درخت دوست داشتنی نام گرفت.» باغهای بهشت پادشاه درمیان منظره های ملال آور،بسان جزیره های کوچک سرسبزبودند. این باغها که به سرتاسرامپراطوری زیبایی می بخشیدند. نمادی ازقدرت پادشاه دررویش گیاهان به شمارمی آمدند. صحنه ای ازشخم زنی برمهری سلطنتی حک شده است که بیانگرهمین امرمی باشد.

((ولیعهد به محض پایان یافتن مراسم به تخت نشستن شاه می شد))

درمورد تشریفات این مراسم فقط متنی از پلوتارک دردست می باشد که آن نیزمربوط به دوران خشایارنیست. پلوتارک، آئینهای اسرارآمیزبه تخت نشستن اردشیردوم(404-405) رابه تصویرمی کشد. این مراسم درپاسارگاد درمعبد آناهیتا، الهۀ باروری وآبها والهۀ جنگجوبرپاشده بود. برای پادشاه آینده رژیم غذایی خاصی درنظرگرفته می شد. اوباید کیک انجیرمی خورد، سقزمی جوید وآب پنیرمی نوشید. همچنین می بایست لباسی را که کوروش پیش ازرسیدن به پادشاهی میپوشید، به تن می کرد: زندگی نامه نویس اردشیرمی افزاید: « احتمالاً آئینهای دیگری نیزوجود داشته، ولی برای ما ناشناخته اند». پادشاه جدید بابرکناری استاندارها وفرماندهان ازمقامهایشان یا ابقاء آنها، حکومت خویش راآغازمی کرد. اوبه یمن آغازسلطنتش، خراجهای عقب افتادۀ مردم را می بخشید. امپراطوری هخامنشی حاصل کشورگشائیهای متعددی بود. بنابراین برای به نیروی ارتش واسلحه نیازبود. برروی این مهرسلطنتی که مربوط به دوران یکی ازپادشاهان پس ازداریوش می باشد، داریوش به دست خود درحال مجازات کردن یک فرعون شورشی است.

((کاخ داریوش))

کاخ داریوش دروسط دشت واقع شده است. این کاخ ازطریق یک رواق وپلکانهایی باشکوه که طرح صف نگهبانان وصحنۀ پیکارشیرگاوشکن برآن نقش بسته به تعدادی باغ مشرف می شد. این باغهاراباسیستم کانالهای زیرزمینی آبیاری می کردند. آب کانالها ازآب باران تأمین می شد. درهمین باغها بوده که پادشاه کبیر، گاه گاه جشن وسوربرپا می کرده است. درحال حاضرازکاخ فقط چارچوب دروازۀ آن که ازسنگ ساخته شده باقی مانده است. ازاین کاخ دورنمای ستونهای آپادانا وتالارگردهمایی به چشم می خورد. درضلع شمال شرقی ازطریق دوپلکان قرینه به سطح بنا می رسیم، این پلکانها که صد ویازده پله دارد ازسنگهای آهکی که با قلابهای فلزی به طورنامنظم به هم متصل شده اند، ساخته شده است. بالای پلکان، دروازۀ ملل قراردارد که دوگاونرسنگی عظیم الجثه آزآن محافظت می کنند. دروازۀ ملل سرآغازورود به پارسه پلیس است. سنگ نوشته ای درآنجا گویای این است که خشایارآن رابنا کرده است. با گذرازاین دروازه درضلع جنوب شرقی، ابتدا به درباروسپس به کاخ آپادانا می رسیم. بنای کاخ آپادانا را داریوش آغازکرد وخشایارآن رابه پایان رساند. این کاخ که هزاران نفررادرخود جای می داد، برسی وشش ستون استواربود، دربالای ستونها سرستونهایی سنگی به شکل حیوانات واقعی وخیالی قرارداده بودند. درسقف وتیرکها چوب درخت سدروسروبه کاررفته بود. آپادانا ازسه طرف به سه رواق راه داشت. گروه خراجگزاران، برروی پلکان رواق شمالی این کاخ کنده کاری شده اند. رواق غربی نیزبه دشت منتهی می شد.

۰


نوشتن یک نظر

Show Buttons
Share On Facebook
Share On Twitter
Share On Google Plus
Share On Linkedin
Share On Youtube
Hide Buttons