نوشته ها

داریوش امپراتور پارس

ارسال شده توسط :

داریوش امپراتور پارس

((زندگی نامه داریوش امپراتور پارس))

بیست نهم سپتامبر سال (522) پیش از میلاد هفت نجیب زاده پارسی برای اجرای نقشه ی قتل پادشاه سمردیس در درون دژی در سرزمین ماد، گردهم آمدند. طولی نکشید که یکی از این هفت نفر به قدرت رسید: ((منم داریوش، پادشاه بزرگ، پادشاه پادشاهان، پادشاه پارس، پادشاه جهانیان، پسر ویشتاسب، منم هخامنشی…)) با این عبارات بود که پادشاهی جدید خود را معرفی کرد. ((داریوش پادشاه سخن می گوید!)) داریوش پیروز، برعمارت  پرافتخار بیستون حکمفرمایی می کند. او کمانی در دست چپ دارد. تیرو کمان که سلاح های سلطنتی هستند، نماد قدرت به شمار می آیند. داریوش، چند سال پیش از به قدرت رسیدن، دستور می دهد داستان به سلطنت رسیدن و پیکارهای نظامیش را به صخره های بیستون حکاکی کنند. داریوش از اینکه نهمین پادشاه سلسله هخامنشی بود به خود می بالید و بدین سان می توانست خود را به کورش کبیر متصل کند، زیرا، کوروش که بنیانگذار واقعی امپراطوری هخامنشی بود، اولین پادشاه پارسی است که نامش در تاریخ ثبت شد. ((بیست و پنج سالی که امپراطوری شکل گرفت)) کورش، حاصل ازدواج یک نجیب زاده به نام کمبوجیه با ماندانا یکی از دختران آستیاگ، پادشاه ماد بود. در آن زمان، پارسها، تحت حکومت آستیاک زندگی می کردند. کورش در حدود سال 557 پیش از میلاد به سلطنت رسید. او در طول چند ده ه، پادشاهی آستیاگ در ماده (550)، پادشاهی کرزوس در لیدیه، شهر های یونانی آسیا صغیر (546) و پادشاهی نو بابلی نبونید (539) را به تصرف خود در آورد و نخستین گامهای چیرگی پارس بر آسیای مرکزی را برداشت. کورش به جهت مطرح کردن حکومت جدید خود، پایتختی در پاسارگاد مرکز سرزمین پارس بناکرد؛ همانجا که پس از مرگ به خاک سپرده شد. او هنگامیکه در سال 530، در جریان لشکر کشی به آسیای مرکزی در گذشت در اوج قدرت بود. کورش، پسر بزرگش کمبوجیه را به عنوان جانشین خود برگزیده بود. به بردیا، پسر کوچکش در مقابل قلمروهای وسیع و امتیازاتی داده بود. مصر، در دوران پادشاهی کمبوجیه تصرف شد (522-525) و امپراطوری پارس از لیبی تا آسیا مرکزی گسترش یافت. سر زمین هایی نیز که پیش از آن تحت تصرف ممالک اشغالگر بودند، ضمیمه ی امپراطوری پارس شدند. در بهار سال 522 کمبوجیه با خبر شد که در پارس کسی دیگر قدرت را به دست گرفته است بنابراین مجبور به ترک مصر شد. اما در راه بازگشت به طور تصادفی در گذشت. هخامنشیان برای کورش بنیانگذارامپراطوری احترام بسیاری قائلند. مقبره کورش در پاسارگاد پایتخت هخامنشی که خود آن را بنا کرد واقع است. هیئتی از مقان وظیفه نگهداری از مقبره او را برعهده داشتند و هر روز در آنجا یک اسب قربانی میکردنند. در آنجا نقشه برجسته ای پر رمزوراز به چشم میخوارد که به آن نام فرشته بالدار اطلاق می شود. این نقش نمونه بارزی از تلاقی فرهنگهای نواهی مختلف خاورمیانه است. شخصیت، لباسی عیلامی به تن، کلاه پادشاهی مصری به سر و بالهای الهام گرفته از فرهنگ آشوری دارد. ((با مرگ کمبوجیه کشمکشی سخت برسر قدرت در گرفت)) جزئیات این کشمکش در روایت حکاکی شده داریوش بر کوه بیستون آمده است. هرودت یونانی نیز در کتاب تواریخ خود شرحی طولانی در این مورد دارد. هرودت در اواسط قرن پنجم پیش از میلاد یعنی دو نسل پس از این واقعه آنرا نقل کرده است او اطلاعات خود را از منابع شفاهی از جمله خود پارس ها به دست آورده بود. از میان نویسندگانه یونانی، هرودت از همه بیشتر نسبت به پارس ها حسن نیت داشته است. براساس گفته های داریوش و هرودت، کمبوجیه برادر کوچک خود بردیا را به قتل رساند. اما قتل  مخفی ماند تا اینکه یک مغ قدرت را در پارس به دست گرفت و خود را به عنوان فرزند مشروع کورش معرفی کرد در این شرایط بود که گروه هفت نفره هم پیمان بر علیه این غاصب سلطنت شکل گرفت که داریوش نیز در بین آنان بود. امپراطوری پارس در کشورهایی که کورش ضمینه امپراطوری کرد سریعآ تآثیر گذار نبود. طوریکه در لیدیه هنوز سکه های کرزوس پادشاه سابق با تصویر شیر و گاونر در سارد ضرب میشد و در آسیای صغیر رواج داشت. ((من گئومات مغ را در قلعه سیکایوواتی واقع درسرزمین ماد کشتم)) در پایان ماه سپتامبر سال (522) هم پیمانان سمردیس–گومات را به قتل رساندند. اکنون این مسئله قدرت بود که باید روبراه میشد. بر اساس گفتهای هرودت به دنبال مذاکراتی تنگاتنگ داریوش موفق میشود بر دیگران چیره شود. او از کناره گیری اتانس یکی از سران گوروه و پشتیبانی گبریاس یکی از مهمترین هم پیمانان بهره می گیرد. داریوش در آن هنگام داماد و برادر همسر گبریاس بود. در عوض شش هم پیمان دیگر امتیازاتی از پادشاه جدید دریافت کردند از جمله حق ورود به قصر بدونه هماهنگی قبلی و اجازه از دربانان به شرط اینکه پادشاه با یکی از همسرانش هم بستر نباشد. ((آیا داریوش تاریخ را دستکاری تکرده است تا به قدرت رسیدن خودرا توجیه کند؟ حقیقت چیست؟)) وجود تاریخی گومات مغ یا دست کم نقشی که داریوش درآن وقایع به او بسبت میدهد به شدت شک برانگیز و مورد اعترض است. در واقع برای داریوش کبیر آسان است که چنین شخصیتی را با اتهام تخریب اماکن فرهنگی و توقیف و ضبط برخی املاک وارد صحنه کند. بدین ترتیب خود به عنوان پادشاهی ظاهر میشود که دغدغه تداوم سلسله ای را دارد که هم اکنون در اثر شورشی ساختگی مورد تهدید قرار گرفته است. داریوش شش هم پیمان دیگر خود را به حاشیه میراند. فقط در پایان بیانیه بیستون است که نام آنهارا بر می شمارد. هرودت نیز از همان اشخاص نام می برد.هرودت می گوید داریوش به نسل های بعد از خود گوشزد می کند که شخصآ با شخص غاصب (گئومات) مبارزه کرده و او را با دستان خود به قتل رسانده است. داریوش می نویسد: (کسی یارای رویارویی با گئومات مغ را نداشت تا اینکه من آمدم) هیچکس جزآت نداشت در مقابل سروری سنگدل و بیرحم همچون گئومات قد علم کند. داریوش از مطامع سلطنتی هم پیمانانش نیز سخنی به میان نمی آورد. اما هردوت در نوشت هایش به این موضوع می پردازد. داریوش فقط به این بسنده می کند که بگوید: پس از جریاناتی من به پادشاهی رسیدم. در مورد وابستگی خانوادگی داریوش با کورش نیز به شدت جای شک و تردید وجود دارد. داریوش خود را یک هخامنشی می داند. هخامنشیان به گفته هرودت یکی از طوایف قبیله پاسارگاد بودند. این قبیله که پادشاهان سلسله از آن نشات گرفته اند پر افتخارترین و اصیل ترین قبیله پارشی بود . بی شک داریوش در دربار شخصیتی حائز اهمیت به شمار می آمد. او در دوران کورش لقب تیرانداز و در زمانن کمبوجیه نیز لقب تیر و کمان دار را داشت. هر دو این القاب مختص صاحب منصبان بود. پدرش ویشتاسب نیز دست کم تا سال (522) مقام والای فرمانده ای را در پارتی هیر کانی در دست داشت. اما هیچ  چیز ثابت نمی کند که داریوش ریشه پادشاهی داشته است. نه پدر و نه اجدادش هیچکدام پادشاه نبوده اند. با این همه داریوش حتی از نام بردن از هشت پادشاه پس از خود اجتناب می کند. واقعیت این است که در مارس 522 شخصی واقعا سلطنت کمبوجیه را غصب کرد. اما غاصب سلطنت کمبوجیه کسی نبود جز برادرش بردیا پسر کوچک کورش. از آنجا که کمبوجیه بدون داشتن فرزند پسر درگذشته بود و همه به این مسئله واقف بودند بردیا تنها بازمانده غیر قابل انکار و جانشین سلطنت کورش بود که اکنون توسط داریوش به قتل رسیده بود. صحنه قتل بردیا یا سمردیس به دست داریوش و هم پیمانانش در قلعه مادی کاملا مشابه به صحنه هایی است که آشوریان در نقش برجسته های خود به تصویر کشیده اند. بر اساس آنچه یونانیان نقل کرده اند غاصب تخت و تاج کمبوجیه در تخت خواب خود در حال معاشقه با یکی از معشوقه هایش به قتل رسید. اما در واقع این روایت مشکوک می باشد زیرا عجیب است که بردیا که به پادشاهی رسیده از موقعیت و نفوذ خود در مقابل مردان مسلح استفاده نمی کند و به راحتی از پای در می آید. اشیای بی شماری به شکل تمثالهای سلطنتی که همه کاملا مشابه و بی نام هستند در گوشه و کنار امپراتوری کشف شده  است. حاملان اسلحه های سلطنتی تیر و کمان دار و تیر انداز شخصیت هایی عالی رتبه به حساب می آمدند. آنها در بیستون و بر روی مقبره داریوش در نقش رستم، پشت سر پادشاه ایستاده اند. بر اساس سنتی عامیانه به محض به قتل رسیدن بردیا- سمردیس غاصب هم پیمانان اینگونه توافق کردند که قدرت به کسی برسد که اسبش هنگام طلوع خورشید پیش از بقیه اسبها شیهه بکشد. مهتر داریوش مادیانی آماده جفت گیری را در میدانی که قرار بود هم پیمانان گرد هم آیند برای اسب داریوش آورد. صبح زود حس بویایی اسب را به شیهه کشیدن واداشت و داریوش  فورا پادشاه شد!  درواقع حتی پیش از از بین بردن سمردیس همه به برتری داریوش پی برده بودند و او برای احراز برتری خود به ترفند دیگری نیاز نداشت. اما این روایت شیهه اسب در خاور میانه آشنا و معتبر است. ((داریوش پس از رسیدن به پادشاهی سعی می کند با تداوم سلسه هخامنشی پایه های قدرتش را مستحکم کند)) یکی از نخستین تصمیمات داریوش  ترویج پیوندهای اشرافی بود (هرودت). او با دو دختر کورش ازدواج کرد. یکی از آنها آتوسا نام داشت که قبلا همسر کمبوجیه و پس از مرگ او همسر بردیا بود. دختر دیگر کورش آرتیستونه نام داشت. داریوش همچنین با یکی از دختران بردیا به نام پرمیسن و با فدیمه دختر اتانس که او نیز بیوه بردیا بود پیوند زناشویی بست. قصد او از این اقدامات واضح بود: فرزندان حاصل از ازدواج او با آتوسا و آرتیستونه نوادگان مستقیم کورش بودند. در واقع داریوش با این ازدواج هایش به نحوی ساختگی خود را به کورش و پسران کورش متصل می کرد. ازدواجش با فدیمه نیز در جهت جبران لطف یکی از اصلی ترین هم پیمانانش (اتانس) در واقعه سال (522) انجام گرفت. از آن به بعد داریوش می توانست خود را به عنوان یک هخامنشی که ریشه سلطنتی دارد معرفی کند. اما کلمه هخامنشی در این معنای جدید دیگر معرف طایفه  اصلی قبیله پاسارگاد نبود، بلکه منحصرا مختص فرزندان و نوادگان داریوش پادشاه جدید می شد پادشاه قهرمانی که بر اساس برخی اساطیر در بچگی عقاب به او غذا داده بود. تعدد زوجات دربین پادشاهان و اشرف زادگان پارسی رواج داشت. آنها همچنین معشوقه های فراوانی داشتند. داریوش 6 همسر و در حدود سیصد و شصت معشوقه داشت. شایان ذکر است که تنها فرزندان مشروع پادشاه حق رسیدن به سلطنت را داشتند. داریوش برای کمک به خانواده های پر تعداد هر ساله مقرریهای برای پدران سرپرست این خانواده ها در نظر می گرفت.   برگرفته از کتاب داریوش امپراتور پارس / مولف پیربرایان (انتشارات زرین مهر)

۰


نوشتن یک نظر

Show Buttons
Hide Buttons