نوشته ها

داریوش امپراتور پارس

ارسال شده توسط :

داریوش امپراتور پارس

((زندگی نامه داریوش امپراتور پارس))

((اهورامزدا پادشاهی را به من سپرد))

داریوش جهت تضمین سلطنت خود اعلام می کند که با اهورامزدا (بزرگ خدایان) راتباطی خاص و نزدیک دارد. اهورا مزدا با عظمت فراگیر خود پرستش دیگر خدایان را در سایه ای از ابهام فرو برده است. داریوش  و پادشاهان پس از او هرگز نام خدایان دیگر را دست کم تا زمان اردشیر دوم به طور واضح  به زبان نمی آورند.

داریوش اظهار می کند که پیروزیهایش را مدیون اهورامزدا است و به لطف یاری و پشتیبانی او بوده که توانسته به پادشاهی امپراتوری پارس برسد. تصویر اهورامزادا نقش غالب کوه بیستون است. این نقش، مردی ریشدار و بالدار را به تصویر وی کشد که در حال سپردن حلقه ای به داریوش است. این گفتگوی خاموش میان پادشاه و خداوندگار به تخت نشستن ملکوتی داریوش را به تصویر می کشد. بر بناهای هخامنشیان تصویر پادشاه همواره با تصویر شخصیتی ریشدار و بالدار همراه است. تاریخ نگاران معتقدند که این همان روح پادشاه در گذشته (داریوش) می باشد. اما احتمال  اینکه این نقش نمایانگر اهورامزدا خداوندگار بزرگ باشد بیشتر است. داریوش بر کتیبه بیستون هفتادو دوبار به اهورامزدا توسل جسته است. شباهت عجیب میان این شخصیت خدا گونه و پادشاه بیانگر رابطه خاص پادشاه با خدا است. خداوند او را به عنوان نماینده خود بر زمین برگزیده است. اهورامزدا در پرستشگاه خدایان والاترین ایگاه را دارد.داریوش غلبه خود بر نه پادشاه دروغین را مدیون اهورامزدا می داند.

((پادشاه پادشاهان بی درنگ خود را با شورشهای متعدد زیر دستان مواجه می بیند))

داریوش پادشاه هخامنشی شد. اما این حلال تمامی مشکلات نبود. نارضایتیهایی از قبل وجود داشت. شاید همین نارضایتیها بود که باعث شد بردیا سلطنت را به مدت سه سال غصب کند. در واقع یکی از اولین اقدامات بردیا این بود که رعیتها را از پرداخت خراج و خدمت سربازی معاف کرداما مشکلات و درگیریهایی که در درون سلسله هخامنشی به وجود آمد بود باعث می شد مردم از پیروی و حمایت از این سلسله سرباز زنند. قسمت اعظم کتیبه بیستون روایت پیروزیهای داریوش بر شورشیهاست. از پاییز سال(522) آسینا و نیز نیدنتوبل در عیلام (شوش) و بابل شورشهایی به پا کردند.آسینا خود را پادشاه عیلام می دانست و نیدنتوبل پسر نبونید پادشاه مغلوب بابل بود که کورش کبیراو را در سال (539) شکست داده بود. سران شورشیها ه کدام به نام سلسله خود که توسط کورش یا کمبوجیه منقرض شده بود، ادعای پادشاهی می کردند. در آن زمان اوضاع به گونه ای شده بود که گویی نخستین روزهای تشکیل امپراطوری پارس است. سپاهیان کورش و کمبوجیه امپراطوری خود را از سرزمین پارس که در ابتدا منطقه ای کوچک و کوهستانی واقع در جنوب رشته کوه زاگرس بود آغاز کردند. آنها کم کم  قلمروهای  وسیعتری را به زیر سلطه خود در آوردند. در دوران پادشاهی داریوش قلمرو پارس از بالکان تا رود هندوش  و از سمرقند تا رود نیل گسترش یافت. از زمانی که هخامنشیان پایتخت خود  یعنی پارسه پلیس، شوش و هگمتانه را در مرکز امپراطوری بنا کردند، شبکه ای از جاده ها به وجود آمد که به عنوان مثل، سارد را به باختر یل دره نیل را به بابل متصل می کرد.

برای گذر از این جاده ها مسافران باید دارای پروانه عبور می بودند. پروانه عبور دارای مهر جیره غذایی نیز بود. بدین ترتیب مسافران می توانستند مواد غذایی مورد نیاز خود را از مغازه هایی که در طول مسیرهای طولانی دایر بودند تهیه نمایند. این راهها به وسیله ایستهای بازرسی محافظت می شدند و همراه سواره نظامها در آنها گشت می زدند و مسافران و پیغامهای قاصدان را کنترل می کردند. اگر رفتن از سارد (غرب ترکیه) به شوش با پای پیاده سه ماه زمان می برد قاصدان پادشاه با اسبهای تازه نفسی که در چاپارخانه های این چاده ها در اختیارشان قرار می گرفت این مسیر را در عرض پند روز می پیمودند. داریوش سپاهی برای سرکوب شورش بابل ترتیب می دهد.خودش فرماندهی سپاه را بر عهده می گیرد. او پس از شکست دادن شورشیان تمام زمستان سال (521-522) را در آنجا می ماند. او پس از حرکت به سوی سرزمین ماد در ژانویه (دی) سال (521) سپاهیانی آماده می کند و فرماندهی آنها را به نزدیک ترین یاران خود (سرسپردگان) می سپارد. داریوش به آنها دستور ضد حمله می دهد. داریوش پس از فتح در سال (521-522) مقر فرماندهی خود را در آنجا تاسیس کرد. از این منطقه پیغام و قوای کمکی برای فرماندهان لشکر خود در نقاط دور و نردیک امپراطوری می فرستاد. او عنوان مرسوم (پادشاه بابل – پادشاه جهانیان) را برای خود نگهداشت. اشراف زاده های پارسی نیز زمینهایی در بابل دریافت کردند که به صاحبان مشاغل محلی اجازه می دادند.

((تمامی کارهایی که پادشاهان پیش از من در طول دورانها انجام داده اند به پای اقداماتی که من به یاری اهورامزدا فقط در طول یک سال انجام دادم نمی رسد))

داریوش خاطرنشان می کند که )سپاه پارس و مادی که من به همراه داشتم بسیار کم تعداد بودند). هدف او از ترویج این بیانیه ها بیش از هر چیز تجلیل و  تمجید از یلاشهای بی حد و حصر خود در اعاده سلطنت فقط در طول یک سال بود. این همان چیزی است که او را از پادشاهان پیش از خود متمایز می کند. پارسها در پاییز سال (522)  شرایط سختی را پیش رو داشتند. در نقاط مختلف و دور از هم جبهه های جنگ برپا بود و همین باعث شد بود که لشکر سلطنتی دچار ضعف شود. با این همه شورشیان هرگز نتوانستند راهکاری برای متحد شدن بر علیه امپراطوری بیابند. پادشاه سیاهه ای از نه کشور شورشی، از مصر تا هندوش ارائه می دهد. او در مورد شورش مصر هیچ جزئیاتی را بازگو نمی کند.این شورش را آریاند استاندار آن منطقه که کمبوجیه او را منصوب کرده بود سرکوب کرد. تنها شورشی که در اروپا شناخته شده است توسط یکی از نمایندگان خود امپراطوری رهبری شد. او که استاندار سارد بود و اور واتس نام داشت، فکر کرد می تواند با سود جستن از هرج و مرجهای موجود در مرکز امپراطوری برای خود قلمرویی مستقل تاسیس کند. او شکست خورد و دو سال بعد اعدام شد.

((دو شورش خطر جدی به شمار می آمدند: شورش ماد و شورش پارس))

قیام مادها نه فقط خود ماد (هگمتانه یا اکباتان) بلکه کشورهای همسایه همچون ارمنستان و ساگارتیه (ایران مرکزی) را نیز در بر گرفت. تعداد نبردهای در گرفته در این کشورها به حدی بود که پارسها نتوانستند به سرعت سلطه خود را در آنجا باز یابند. پس از به اسارت گرفتن سر کرده شورش مادها (می مد 521) سپاه داریوش در ارمنستان و ساگارتیهبه سختی جنگیدند و به پیروزی رسیدند. شوش مادها راههای ارتباطی سرزمین پارس به سمت آسیای میانه و جاده استراتزیک خراسان را نا امن کرده بود. داریوش ماموریت جلوگیری از اتحاد گورههای مختلف  شورشی را به پدرش ویشتاسب که در پارت مستقر بود، سپرد. درباختران نیز این ماموریت به دادرشی استاندار آنجا محول شد. در حالیکه داریوش در بابل مستقر شده بود (پایان سال 522) خبر رسید که در پارس شورشی به پا شده است. رهبر این شورش وهیازداتا بود. و وهیازداتا فورا خود را پادشاه نامیده او خود را (بردیا، پسر کورش) معرفی کرد و با مشروعیت پادشاه جدید به مخالفت  برخاست. او سپاهی آماده کرد و به شرق فرستاد. در این هنگام بود که دایوش متوجه جدیت شورش و هیازداتا شد. سپاه داریوش حمله او را در محدوده قندهار خنثی کردند. این سپاه در پارس به دو پیروزی پی در پی در مه (اردیبهشت) و ژوئیه (تیر) سال (521) دست یافت. و هیازداتا نیز در حضور پادشاه اعدام شد.

((من سلطنتی را که از سلسله ما گرفته شد بود دوباره احیا می کنم. من دوباره آن را به جایگاه مشروعش باز مگردانم))

با پیروزی داریوش سلطه پارسها بر کشورهای فتح شده تثبیت شد. به این منظور جلوگیری از شورشهای بیشتر داریوش (پادشاه دروغین) را در ملا عام شکنجه کرد: شورشیان را می بستند چوب در مقعد آنان فرو می کردند وپوست آنها را می کندند…. از مردم عادی دعوت می کردند بیایند و پوست از کاه پرشده آنان را بر دیوار کاخ های سلطنتی مشاهده کنند. چند ماه پیش از این پیروزیها بود که داریوش داستان شاهکارهایش را بر کوه بیستون حکاکی کرد. در این کتیبه داریوش مخالفانش را که از نظر او فاقد هر گونه مشروعیتی بودند، (پادشاه دروغین) می نامد. او اظهار می کند آنان به مردم دروغ گفتند. در واژه نامه سیاسی- مذهبی پارس، لغت دورغ (دروگا) که بر نادرستی  و خیانت دلالت داردمتضاد راست (آرتا) است. داریوش خود را حامی سرسخت راستی و درستی می داند. به عبارت دیگر جنگهای او به حق مشروع و موجه به حساب می آیند. زیرا پای سر نوشت امپراطوری کورش و کمبوجیه در میان بوده است. داریوش به رعیتهایش توصیه می کند از راه راست که همانا پایبندی به حکومت اوست منحرف نشوند. او انواع و اقسام شکنجه ها را برای کسانی که سعی در تخریب کتیبه ها و نقش برجسته ها داشته باشد در نظر می گیرد. در عوض سرسپردگان خود را در سایه پشتیبانی اهورامزداقرار داد و به آنان وعدهآسایش، خوشبختی و شکوفایی می دهد. یک مدعی دیگر به نام بردیا از درون امپراطوری پارس برخاست. او جنگی داخلی را به راه انداخت. هدف او از این اقدامات این بود که نشان دهد مردم پارس، یکپارچه خواهان نیستند. بردیا پس از ماهها مقاومت در مقابل چشمان پادشاه اعدام شد. داریوش پس از پایان رویدادهایی که سلطنتش را به طور جدی تهدید کرد، ناگزیر شد به طور شفاف اعلام کند که هیچ گونه سرپیچی از اصول و قرانینش را بر نمی تابد: رعایا باید فرمانبردار و پایبند می بودند و هیچکس در پیشگاه پادشاه کبیر استثناء نبود. شورشیها با آهن شکنجه می شدند. در نقش برجسته آشوری، این آزار و آذیت های بدنی به تصویر کشیده شده است. شورشیان ناکام تحت شکنجه های بیرحمانه قرار میگرفتند، پوست آنها را زنده زنده می کندند، گوشهایشان را می بریدند، چشمهایشان را از حدقه بیرون می آوردند… همه این کارها در حضور جمع بیشماری از مردم انجام می گرفت. روایت پیروزیهای داریوش به سه زبان بر روی کوه بیستون حکاکی شده است: (عیلامی، بابلی و فارسی باستان).

داریوش برای اینکه آوازه شکوه و جلال خود را خاطر آیندگان زنده نگهدارد، کتیبه بیستون را به زبانهای  مختلف امپراطوری ترجمه کرد. در شهر الفانتین مصر، قسمتی از سخنان داریوش به زبان آرامی کشف شد که بر پاپیروسی شخصی نوشته شده بود. تاریخ این پاپیروس به زمان حکومت داریوش دوم (قبل از سال 418) برمی گردد. تاریخ این پاپیروس نشان می دهد که این متون سلطنتی مرتبا بازنویسی می شدند.(حتی شاید این پاپیروس تکلیف مدرسه یک دانش آموزبوده است). نقش برجسته ها نیز در مناطق مختلف عینا باز نویسی می شدند. تکه بالایی سرداریوش در بابل یافت شده است. در شوش نیز آثاری از چنین طرحی بر آجرهای لعابی به دست آمد. شاید در آسیای صغیر نیز زمانی روایت یونانی آن موجود بوده است. تهدیدها بسار جدی بود. شورشیها گاهی تا یک سال مقاومت می کردند که نشان دهنده قدرت این حرکتها بود. بعضی کشورها همچون عیلام و بابل، شورشیهای پی در پی و بیشماری را به راه انداختند. در سال 520 عیلام و شوش دوباره با هم دست به شورش زدند. داریوش لشکری برای سرکوب آنان فرستاد. اندکی بعد نیز در حدود سال های 518- 519 به آسیای میانه لشکرکشی کرده و بر سکاها پیروز شد. داریوش دستور داد یک ستون جدید (ستون5) و تصویر پادشاه سکاها (شونکا) را به متن بیستون بیافزایند. سختگیریهای عقیدتی او در قسمت های جدید بیشتر شده بود. ملتهای شورشی (عیلامیها و سکاها) از آن به بعد به عنوان کافر به اهورامزدا معرفی شدند. شاید این تصمیم با رواج پرستش اهورامزدا، بزرگ خدایان پارس در سرتاسر امپراطوری منافات داشت اما با این کار داریوش لشکرکشیهای نظامی خود را توجیه می کرد، یعنی: اگر ملتی دست به شورش بزند سزاوار حمله نظامی می شود زیرا از فرموده های اهورامزدا که خواهان حفظ نظم در امپراطوری و ثبات سلسله هخامنشی است، سرپیچی کرده است. هنگامی که هنرمندان حکاکیهای بیستون را به پایان می بردندشورشها هنوز ادامه داشت. داریوش باید برای سرکوبی سکاها به آسیا میانه لشکرکشی می کرد. سکاها در آن سوی سیر دریا می زیستند و زندگی چادرنشینی یا ثابت داشتند. پس از شکست شورش سکاها نقش شونکا پادشاه ناکام آنها بیستون اضافه شد.

برگرفته از کتاب داریوش امپراتور پارس / مولف پیربرایان (انتشارات زرین مهر)

۰


نوشتن یک نظر

Show Buttons
Share On Facebook
Share On Twitter
Share On Google Plus
Share On Linkedin
Share On Youtube
Hide Buttons