نوشته ها

به مناسبت و به بهانه روز مردم شناسی

ارسال شده توسط :

به مناسبت و به بهانه روز مردم شناسی

روز سیزدهم شهریور ماه بزرگداشت تولد ابوریحان بیرونی بزرگ دانشمند و انسانشناس ایرانی در شورای فرهنگ عمومی کشور به عنوان روز مردم شناسی (یا به قول ما نسل جوان این علم، روز انسان شناسی) تعیین گردیده و از سال ۱۳۹۳، این روز در تقویم رسمی کشور نیز به ثبت رسیده است . این روز را حضور همه محققین –اندیشمندان – دانش پژوهان و مردم شناسان به خصوص سیستان و بلوچستان پژوهان گرامی تیریک عرض می نماییم ،جادارد قبل از همه یاد کنیم یاد و خاطر عزیز، استاید خودم در این حوزه را با ذکر صلواتی و فاتحه ای بر مرحوم (استاد گلستانه – استاد یادگارزهی و تمام اساتیدی که در این راه گمنام زحمت کشیدند و در بین مانیستند ) یادشان همواره گرامی و طلب عافیت و آرزوی سلامتی نماییم بر ای اساتید پیشکسوت انسانشناس، درود بر دانشمند بزرگ استاد میرشکرایی –استاد فکوهی واساتید ناظریان – محمود زهی –- افشار سیستانی –رییس الذاکرین – اویسی – محمدی – احمدی –رخشانی – سیاسر – کیخا – حسین بر –ابراهیم زاده –شه بخش – جانب اللهی –فروزان فر –باقری – خسروی – جهانتاب- برهان زهی و………تمام کسانی که نقشی در حوزه مردم شناسی ایران و کهن دیار سیستان و بلوچستان داشته و دارند.

این رخداد مبارک، فرصتی است تا در مورد چالش ها و چشم اندازهای انسان شناسی و مردم شناسی بیشتر تأمل کنیم.. به بهانه این روز مبارک، فرصت را غنیمت شمرده و در پی آن شدم تا بخشی از دغدغه ها و مسائل دانش انسان شناسی را با هم ملکی های عزیز مطرح کنم.

دانش مردم شناسی ایران به خصوص سیستان و بلوچستان رنج های بسیار و آسیب های بسیاری کشیده است. بزرگان و پیشکسوت های این قوم بسیاری کوشیده اند تا این پیکره را با چنگ و دندان و با تمام وجود برای ما نسل جوان نگهدارند. این عزیزان، همت عظیمی به خرج داده اند و ما مدیون آنها هستیم.

شاید هنوز که هنوز است کسانی باشند که با این مدعیان بی ادعا معرفت نداشته و غرابتی حس نکنند – بزرگ اخترانی همانند ابرپهلوان ایران زمین مردامرد امیر یعقوب لیث صفاری که اگر نبود ایران و فرهنگ ایران هم نبود- خداوندگار ادب استاد فردوسی که سیستان را در ایران زنده نگه داشت – ادب پرور و محقق بزرگ ملک شاه حسین سیستانی که از نخستین انسان شناسان به شمار میرود –و هزاران هزار گوهر تابناک دیگر که رنج کشیدند تا این گنج حفظ گرددوبه ما برسد.

در مردم شناسی معمولا دو واژه ”فرهنگ“ و ”تمدن“ به یک معنی بکار رفته اند. ادوارد تایلور مردم شناس مشهور انگلیسی و استاد دانشگاه آکسفورد در سال ۱۸۶۵ اصطلاح فرهنگ را در کتاب ”فرهنگ بدوی“ چنین تعریف میکند: ”فرهنگ یا تمدن مجموعه پیچیده ای از معرفت، عقاید، هنر، اخلاقیات، قوانین، آداب و رسوم و همه قابلیت ها و عادات دیگری است که انسان چون عضوی از جامعه “آنها را می آموزد.

نیک میدانید فرهنگی که خود همه چیز است بر دو پیکر استوار است یکی مادی (اثار قدیمی – ابنیه –تپه – بنا و….) که باستان شناسان می کاوند انها را و از دل خاک آثارشان را میابند و دیرین انسان شناسان – گیاه شناسان – استخوان شناسان و…..مطالع میکنندبر روی انها ،مرمتگران مرمتشان میکنند و موزه داران در گنجینه ها و موزه هامعرفی شان و قسم دیگر فرهنگ معنوی است (رفتار – کردار – اخلاق اداب سنن و….) که انسان شناس وظیفه بررسی بر روی ان را برعهده دارد – انسان شناس نیز خود دو نوع است انسان شناس جسمانی و انسان شناس فرهنگی یا مردم شناس که مورد بحث ما می باشد که بر راستی با خود شناسی آغاز می شود و چه زیبا مولایمان حضرت امام علی (ع)فرموده اند هر انکس خود را شناخت خدایش را هم می شناسد .

اینک اما با همه این تلاش های ارزشمند، باید پرسید چرا دانش انسان شناسی با وجود سابقه ای زیاد در ایران و خاصه استان و البته باوجود این فرهنگ گرانسنگ ضرورت توجه اساسی به آن برای ما روشن نگشته. آنهم با این عنایت ویژه از طرف مقام معظم رهبری که عنوان سال قبل را با فرهنگ مزین فرموده اند و دولت تدبیر و امید نیز ضمن نگارش حقوق شهروندی داشتن پیوست فرهنگی و جدیداً مهندسی فرهنگی را لازمه تمام طرح ها و پروژه ها اعلام نمود. پس واقعاً چرا در استانی که تنوع فرهنگی ان چشمگیر و مسائل فرهنگی ان مهم تر از خیلی امور است فرهنگ در موقعیت های توسعه ای نقش ندارد ، و چرا دانش این موضوعات یعنی انسان شناسی ره به جایی نیافته است. و مهمتر از همه چرا علاقه مندان به تحصیل به این رشته محدود و متاسفانه دانش آموختگان مردم شناس و انسان شناس و فرهنگ شناسی در موسسات دولتی امکان فعالیت نداشته و تفکر و برنامه ای هم برای ایجاد دفاتر مطالعات مردم شناسی با حمایت مادی و معنوی دولتی نگردیده است : گویی که شناخت انسان – شناخت مردم در ابعاد مختلف (فرهنگی – اقتصادی – اجتماعی –سیاسی و…زیاد مهم نیست ؛ گویی که چندان جدی گرفته نمی شود؛؛ گویی که مهم نیست از فرهنگ و تمدن نیاکان سر در اوریم وبا دانش های بومی گذشته گانی اشنا شویم که راههای پیشرفت و مقابله با سختی ها را خوب بلد بودند ((سختی هایی که در گذشته فرصت بود و عامل توسعه هم اکنون با این همه امکانات گوناگون تهدید است و ما را از پا در آورده ))گویی که مهم نیست در شرایط ویژه این روزگاران استان این فرهنگ ها باید شناسایی – عبرت اموزی ،صیانت و به نسل جوان سپرده شود: عزیزان ،ما انسان ها از هم دور شدیم و همدیگر را درک نمی کنیم؛ و به راستی گویی که باید فکری برای انسان شناسی که نه برای انسان ماندن بکنیم .کم کم پوشاک سنتی مان در حال فراموشی است و گویش زیبای سیستانی و بلوچی با ان همه وا که ها و واج های غنی که یادگاری از اریایی بودن اسن در حای منسوخ شدن و مشاغل کهن شیوه ای سنتی زندگی و مردم داری ها ، تکنیک های و دانش بومی ،ادبیات شفاهی ،غذاها و خوراکیهای سنتی و……در اذهان پدر بزرگا و مادر بزرگا و اگویه میگرد دونسل جوان با نفوذ این همه امکانات سرگرمی و کالاهای فرهنگی کاذب کمتر علاقه و تمایلی به ان همه غرور ملی و به هویت خود نشان میدهند و در واقع یکی از اهداف استکبار و آرزوهای دشمنان قسم خورده این فرهنگ و تمدن در طول سالها غبطه خوردن به این همه افتخار همین بوده که یک روزی ناآگاهانه به دست خود تیشه به ریشه خود بزنیم .

دانش انسان شناسی چقدر در دانشگاه ها و نهادهای مختلف سراسر جهان عزیز و گرامی است و چقدر اهمیت و جایگاه کلیدی دارد. چه بنیادها و انجمن های گسترده ای در جهان برای انسان شناسی وجود دارد، و برای تکامل نوع بشر از ان بهره میبرند ولی ما با این همه دستورات خداوند در قران   -سفارشات انبیا(ٌص) وائمه (ع) و بزرگان دین و ملت که به موضوع خود شناسی انسان شناسی و مردم شناسی تاکید کردند باز هم مادوریم از ان خیلی دور غافل از اینکه میراث معنوی در دیار رستم دستان انچنان متنوع و گسترده است که مردم شناسان و انسان شناسان بسیاری می بایست سالها ی سال تحقیق نمایند تا بخش های از ان شناسایی ثبت و ضبط – احیا و معرفی گردد میراثی گرانبها که خودیکی از جاذبه های گردشگری استان به شمار میرود(مجموعه ایین هادر (تولد –ازدواج و مرگ ) از مراسم شب خیر نوزاد تا سر تراشک داماد و گرا بردن عروس از قیچک زابلی تا بنجو بلوچی از پیر پتر تا رقص چوب و شمشیر و از بازی کودی –خسو تا کیچ زور از لبس چل تریز تا زیگ استین و هزاران هزار خرده فرهنگ در جای جای استان که سینه به سینه از نسل به نسل دیگر همچون مشعلی فروزان به مار سیده و باید مورد بررسی قرار گیرد آن هم در شرایط خاص ای روزگاران (خشک سالی –مهاجرت –فقر – تهاجم فرهنگی –و….)و به نسل های بعدی سپرده شود .

.غافلیم که خیلی از این هم نوعانمان در نزدیکی ماودر دور دست به دنبال یافتن زره ای از فرهنگ و تمدنی که ما بسیارش داریم و دوریم از آن هستند چه بسا که هویت سازی میکنند برای جامعه خود چه بسا که خیلی از این ریشه های فرهنگی که ما از ان غافلیم را به نام کشور خود ثبت میکنند و حتی برای خود فرهنگ و تاریخ جعلی ایجاد میکنند و همچون طبل توخالی به آن می بالند

هر چند آغازین سالروز مردم شناسی است و گرچه باید در این روز شادباش بگویم، اما دردهای انسان شناسی در دنیا ایران و استان چنان بزرگ اند که همواره باید در این روز و در سال روزهای بعدی، به فکر مرهمی برای آن زخم ها باشیم. قطعاً همین طور است ولی با تمام مشکلات مردم شناسی علمی ارزشمند و فرصتی خوب برای علاقه مندان به تاریخ تمدن و فرهنگ کهن مرز و بوم است. استان سیستان و بلوچستان از این منظر بسیار پر بار و توانمند است -پهناوری –وسعت استان از یک طرف –زندگی اقوام مختلف با مذاهب و فرهنگ های متفاوت در کنار هم برای سالیان دراز با الفت و در کمال اتحاد و همدلی از طرف دیگر باعث غنی بودن این حوزه های پژوهشی انبوه و بکر است –دانشجویان و اساتید و پژوهشگران با ارائه طرح های پژوهشی و سوق دادن پایان نامه ها به این سمت و سومی توانند نقش مهمی در اعتلای این رشته و توسعه فرهنگی استان ایفا نمایند اهمیت این رشته به قدری است که باید گفت هر سیستانی و بلوچ ستانی به عنوان یک مردم شناس و انسان شناس وظیفه دارد فرهنگ و هویت خود را بشناسد و حفظ نماید مسئولین امر نیز باید در هر اداره و ارگانی در هر مجموعه ای یک مردم شناس را به کار گیرند تا ابتدا شناخت خوبی روی مجموعه و فرهنگ آن پیدا کندو با مطالعه بهتر موفقیت بیشتری کسب نماید.

و در آخر عزیزان بیایید دست در دست هم دهیم به مهر میهن خود کنیم اباد.

۰


نوشتن یک نظر

Show Buttons
Share On Facebook
Share On Twitter
Share On Google Plus
Share On Linkedin
Share On Youtube
Hide Buttons