نوشته ها

تعریف گردشگری و مفهوم آن

ارسال شده توسط :

تعریف گردشگری و مفهوم آن

(( تعریف گردشگری و مفهوم آن ))

لغت انگلیسی سفر ( travel ) از لغت فرانسوی به معنای کار ( teravail ) و آن نیز از لغت لاتین به معنای چنگک ( tripolium ) گرفته شده است. واژه گردشگر در انگلیسی به توریسم معنی شده و از دو بخش تشکیل شده است؛ ( تور ) این کلمه که ریشه آن در لاتین تورنس به معنای دور زدن، سفر، گشت، مسافرت، سیاحت و رفت و برگشت بین مبداء و مقصد و چرخش است، از زبان یونانی به اسپانیایی و فرانسه و در نهایت به زبان انگلیسی راه یافته است. ( ایسم )، پسوندی که اشاره به مکتب یا اندیشه ای فلسفی، مذهبی، سیاسی، ادبی و غیره دارد. بنابر این توریسم یعنی مکتبی که پایه فکری آن سیاحت و گردشگری است.

در فرهنگ و بستر گردشگر به کسی اطلاق می شود که برای سرگرمی و تفریح یا به قصد امور فرهنگی سفر می کند. در فرهنگ های لغت فارسی گردشگر، جهان گردنده، آنکه در اقطار عالم بسیار سفر کند و سیاح که در شهر ها و کشورهای دیگر سیاحت کند، توصیف شده است. گردشگران طیف بسیار وسیعی را شامل می شوند که با توجه به گروه سنی، جنسیت، شغل، تحصیلات، پایگاه اقتصادی و اجتماعی، نحوه نگرش و غیره، انگیزه ها و نیاز های مختلف فراغتی و تفریحی دارند و به فضاها و فعالیت های متفاوت روی می آورند.

گاهی مواقع گردشگری به سفری موقتی و کوتاهی اطلاق می شود که در ضمن آن گردشگر، به منطقه ای خارج از محل سکونت و کار خود به منظور سیر و سیاحت مسافرت می کند. گردشگری نیز همچون فعالیت های اقتصادی دیگر بر محیط طبیعی زندگی بشری تاثیر می گذارد. این تاثیر های متنوع هنگام آماده سازی محیط مقصد برای پذیرش گردشگر و به هنگام بهره برداری او روی می دهند و بی تردید پس از اتمام بازدید نتایج آن ها بر جای می ماند.

گردشگری، مجموعه مسافرت هایی را در بر می گیرد که به منظور استراحت و تفریح و تجارت یا دیگر فعالیت های شغلی و یا اینکه به منظور شرکت در مراسمی خاص انجام می گیرد و غیبت شخص گردشگر از محل سکونت دائم خود در طی این مسافرت موقتی و گذرا است. بدیهی است کسانی که اقدام به مسافرت های شغلی منظمی بین محل کار و زندگی خود می کنند مشغول این تعریف نمی شود. از نظر بیشتر مردم عبارت گردشگری بر سفر های تفریحی دلالت می کند و بیشتر به صورت واژه ای مترادف با تعطیلات به کار می رود. هم چنین در کتاب های لغت از گردشگری به عنوان مسافرت به منظور تفریح یاد می کنند. بر عکس، سازمان های گردشگری و مراکز دیگری که در پی توسعه، بازاریابی و هماهنگی گردشگری در کشورشان هستند، سعی بر داشتن دیدگاه وسیع تری در این مورد دارند؛ از نظر آنها گردشگری یعنی مسافرت با اهداف مختلف به استثنای سفر به منظور کار، مهاجرت و فعالیت های محلی و منطقه ای. به طور کلی صنعت گردشگری عبارت است از مجموعه و منظومه ای متشکل از گردشگر، عرضه کنندگان کالا و خدمات، دولت و جامعه میزبان که با یکدیگر در تعامل و ارتباطند و هدف جذب و جلب گردشگر را دنبال می کنند. بور کات و مدلیک (۱۹۸۹) با وجود تعاریف متعدد بسیاری از محققان و مجامع علمی – تحقیقاتی بین المللی تعریف فنی سازمان جهانی گردشگری را پذیرفته و آن را به رسمیت شناخته اند. این سازمان گردشگری را این گونه تعریف کرده است: تمام مسافرت هایی که منجر به اقامت حد اقل یک شبه در مقصد شود، اما مدت زمان دور بودن از منزل نباید بیش از یک سال باشد.

گردشگری علاوه بر آمچه بیان شد، به حرکت اشخاصی که به مکان هایی غیر از مکان معمول زندگی شان است تعریف می شود؛ این مسافرت ها برای گذران اوقات فراغت، تجارت و یا دیگر اهداف انجام می شود. کمیسیون آمار سازمان ملل در سال ۱۹۹۳ به توصیه WTO، این تعریف را پذیرفته است. (( با پذیرش این تعریف و همسو با لیپرز می توان گفت: گردشگری یک سیستم بازی است که از پنج عنصر در یک محیط با مرز های معین تشکیل شده است و شاخص های آن عبارتند از: عنصر انسان به عنوان گردشگر و گردشگر پذیر یعنی میهمان و میزبان، سه عنصر جغرافیایی، ناحیه مولد شبکه های حمل و نقل و ناحیه مقصد و عنصر اقتصاد. هر یک از این پنج عنصر ارتباط فضایی و کارکردی نظم یافته دارند و با عوامل فیزیکی، فنی و اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی رابطه متقابل دارند)).به هر حال، گردشگری پدیده ای چند وجهی است که برنامه ریزی آن نیز مستلزم تامل در ابعاد گوناگون آن است. از جمله مهمترین رویکرد ها در بحث گردشگری، رویکرد برنامه ریزی راهبردی است. هفت عامل کلیدی برای گردشگری به عنوان یک راهبرد توسعه در کشور های در حال توسعه مطرح است که عبارتند از: توزیع در آمد، آزادی تجارت و حذف انحصارات، استمرار رشد تقاضا، هزینه ها، اشتغال، منزلت اجتماعی، سیاسی و در نهایت گردشگری هدفمند. لس لومسدن در کتاب بازاریابی گردشگری، را اساساً به معنای مسافرت از یک مبدأ به یک مقصد به منظور سیاحت یا تجارت است و مفهوم آن فرایند های مبادله فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را نیز در بر می گیرد. این عوامل در مجموع شبکه ای را پدید می آورند که ما واژه مسافرت یا گردشگری را برای به کار می بریم. به علاوه برخی از صاحب نظران، گردشگری را در قالب یک شبکه مبدأ – مقصد می دانند. تورت چنین اظهار داشته است: گردشگری فعالیتی چند جانبه بوده و از آنجا که در مراحل مختلف آن از مبدأ تا مقصد، خدمات گوناگون در خواست و عرضه می شود، از لحاظ جغرافیایی نیز پیچیده است. علاوه بر این احتمالا در هر کشور یا منطقه ای تعداد زیادی مبدأ یا مقصد وجود دارد که اغلب آنها دارای هر دو خصوصیت حرکت (مبدأ ) و پذیرش ( مقصد ) هستند. از میان تعاریف مختلف گردشگری شاید تعریف میل و موریسون (۱۹۹۲) جامعیت بیشتر داشته باشد. در این تعریف به فعالیت های پیش و پس از مسافرت همانند فعالیت های که در مقصد انجام می شود، اهمیت داده شده است. دقت بازار یابان در کل فرایند گردشگری و ملاحظات مربوط به آن به جای تمرکز صرف بر مسافرت ها و مقصد، نکته مهمی است: گردشگری به مجموعه فعالیتی اطلاق می شود که در جریان مسافرت یک گردشگر اتفاق می افتد. این فرایند شامل هر فعالیتی از قبیل برنامه ریزی سفر، مسافرت به مقصد، اقامت، بازگشت و حتی یادآوری خاطرات آن نیز می شود. همچنین فعالیت هایی را که گردشگر به عنوان بخشی از سفر انجام می دهد، نظیر: خرید کالاهای مختلف و تعامل میان میزبان و مهمان را نیز در بر می گیرد. به طور کلی می توان هرگونه فعالیت و فعل و انفعالی را که در جریان سفر یک سیاحت گر اتفاق می افتد گردشگری تلقی کرد. این تعریف چهار مرحله از فعالیت مصرف کننده را بر می گیرد:

– اقدامات اولیه نظیر کسب اطلاعات، پرس و جو از اقوام و دوستان، نگه داری جا یا برنامه ریزی برای یک بازدید روزانه و آماده شدن برای سفر.

– مسافرت به مقصد و بالعکس که احتمالا شامل توقف شبانه در مسیر نیز می شود.

– فعالیت هایی که در مقصد انجام می شود و ممکن است به صورت یک نواخت و معین یا بسیار متنوع باشد.

– فعالیت های بعدی از سفر نظیر چاپ عکس و گفت و گو و بحث درباره تجارب سفر.

– در قانون توسعه صنعت گردشگری مصوبه مجلس شورای اسلامی (( گردشگری و ایرانگردی و جهانگردی را مسافرت انفرادی یا گروهی که بیش از ۲۴ ساعت بوده و منظور کسب و کار نباشد)) تعیین نموده است.

از دیگاه تلفر و شارپلی (۱۳۹۱) پارامترهای مختلفی برای تعریف گردشگر تعیین شده است؛ مانند: مدت اقامت حداقل ( یک ماه ) و حد اکثر ( یک سال )، حداقل فاصله سفر از خانه (۱۶۰ کیلو متر ) و انگیزه سفر، همچون (( تعطیلات )) یا (( کار و تجارت ))، هر چند تعریف جامع مفیدی توسط جامعه گردشگری انگلستان ارائه شده است: گردشگری جا به جایی کوتاه مدت و موقتی افراد به مقصد های خارج از محل کار و زندگی آنان و نیز فعالیت هایشان به هنگام اقامت در این محل هاست. این شامل حرکت برای تمام اهداف است؛ و اهدافی علاوه بر گردش ها و بازدید های یک روزه را هم شامل می شود. با توجه به اختلافات موجود میان همه تعاریف مطرح شده، این اتفاق نظر وجود دارد که گردشگری دارای چهار رکن اساسی است: ۱- تقاضای سفر؛ ۲- واسطه های گردشگری؛ ۳- تأثیرات مقصد، که این سه رکن، مورد چهارم یعنی ۴- دامنه از برخوردها را شکل می دهد.

پدیده گردشگری زمانی شکل می گیرد که سه عامل: تفریح موقت، در آمد اضافی و روحیه سفر کردن، یک جا گرد آیند. ارزش سفر در یک فرهنگ است که صرف وقت و منابع را به تحرک اجتماعی مکانی یا جغرافیایی مبدل می کند. اگر در فرهنگی، سفر امر شایسته ای تلقی نشود، در آن صورت، زمان و منابع در راه دیگری صرف می شود.

۰


نوشتن یک نظر

Show Buttons
Share On Facebook
Share On Twitter
Share On Google Plus
Share On Linkedin
Share On Youtube
Hide Buttons