نوشته ها

استان گیلان

ارسال شده توسط :

وجه تسمیه: ساکنان قدیمی این ناحیه گیل نامیده می شدند و گیلان نام سرزمین ایشان است.

مشخصات جغرافیایی: گیلان استانی است سرسبز با ۱۳۹۵۲ کیلومتر مربع مساحت که در ساحل جنوبی دریای خزر واقع شده است. استان گیلان از شمال به جمهوری آذربایجان و دریای کاسپین از مشرق به استان مازندران از جنوب به استان مرکزی و از مغرب به استان آذربایجان شرقی و استان زنجان محدود می باشد. استان گیلان با آن که از نظر مساحت جزء کوچک ترین استان های کشور می باشد اما به دلیل مجاورت با دریای خزر بهره گیری از باران فراوان، رطوبت کافی، رودخانه های فراوان و خاک های آبرفتی یکی از قطب های کشاورزی و حاصلخیز کشور بوده و در تولید محصولات کشاورزی و حاصلخیز کشور بوده و در تولید محصولات کشاورزی و تأمین نیاز های غذایی نقش اساسی دارد.

سیمای اقلیمی: رشته کوه های البرز، جلگه های پست خزر را از فلات مرکزی جدا ساخته و حد فاصل دو آب و هوای متضاد می باشد. با توجه به نتایج ارقام ایستگاه های هواشناسی مهم ترین مشخصات اقلیمی استان گیلان به این شرح است: تعادل تقریبی گرمای سالانه در مرداد ( آستارا ۷/ ۲۶ بندر انزلی ۹/ ۲۵ ) و اعتدال تقریبی سرمای سالانه و در بهمن ( آستارا ۷/ ۳ ، بندر انزلی ۹/ ۵ ) در گیلان گاهی بالا بودن متوسط حرارت در تابستان و شدت تبخیر هوا را سنگین نموده و تراکم این رطوبت در ارتفاعات رگبار های تابستانی را بوجود می آورد. در همین زمان در قسمت میانی فلات مرکزی فشار هوا کم و حرارت زیاد است. بنابراین جهت باد ها از دریا ساحل بوده و در منجیل که تنها خط رابط بین این منطقه و مناطق جنوبی البرز می باشد به نهایت شدت می رسد. در گیلان باد های مرطوب در زمستان از شمال غربی، در بهار از شرق، و در تابستان و پاییز از مغرب می وزد به همین جهت گیلان مرطوب ترین منطقه ی سواحل جنوبی به دریای خزر است و جمع باران سالانه ی آن به حداکثر ۲۰۸۹ میلیمتر می رسد.

کوه ه ها: کوه های استان قسمتی از مجموعه ناهمواری های جنوب غربی و جنوب دریای خزر است که از دره رود آستارا در شمال تا کوه های سوماموس در مشرق کشیده شده است و نتیجه حرکات کوه زایی اواخر دوران سوم. این کوهه شامل دو بخش است: ۱- رشته غربی، ۲- رشته شرقی شامل بخش غربی کوه های البرز

دره تکنونیکی سفید رود مرز طبیعی بین این دو بخش ناهموار می باشد. تا قبل از ایجاد این دره که ناشی از حرکات زمین زایی بوده است، آب رود قزل اوزن و شاهرود دریاچه ای در محل سد فعلی سفید رود ایجاد کرده بود که رسوبات تخریبی موجود در ناحیه حاکی از وجود آن دریاچه می باشد. اما پس از ایجاد این دره، آب دریاچه از طریق آن به دریای خزر تخلیه گشته است.

رشته ی غربی شامل کوه های طالش، ماسوله و پشت کوه می باشد و از دره رود آستارا تا تنگ منجیل گسترده شده و شامل چندین رشته چین خوردگی موازی نا متقارن با جهت شمالی – جنوبی است که به سمت جنوب به تدریج جهت جنوب شرقی پیدا می کنند. دامنه های شرقی این کوه ها با شیب تندی به دریای خزر و قسمتی از جلگه گیلان مشرف بوده و پوشیده از جنگل و دامنه های غربی آن شیب کمی را دارا می باشند. ارتفاع این چین خوردگی ها از کوه های آذربایجان کمتر، اما اهمیت جغرافیایی آن بیشتر است. این رشته کوه مانند سدی میان آذربایجان و دریای خزر می باشد که مانع عبور بخار آب به ناحیه آذربایجان و دریای خزر می گردد.

از قله های مهم این ناحیه قله بکروداغ یا بغروداغ ۳۳۰۰متر و ماسوله داغ ۳۰۵۰ را می توان نام برد. نوع فرسایش در نقاط مرتفع این رشته کوه فرسایش در نقاط مرتفع این رشته کوه فرسایش در نقاط مرتفع این رشته کوه فرسایش یخچالی و در نواحی کم ارتفاع آن فرسایش یخچالی در داش بلاغ و دره های فرعی بسیار که بر روی دامنه ها ایجاد گشته و نیز از آسایش آب های روان می باشد.

رشته ی شرقی شامل بخش غربی کوه های البرز، این ناحیه شامل چندین رشته چین خوردگی موازی نا متقارن با جهت غربی – شرقی می باشد که از دره سفید به سمت مشرق، تا کوه های استان مازندران ادامه پیدا کرده است و شامل ناهمواری های ناحیه دیلمان، لاهیجان، عمارلو و خزران می باشد. شیب تند دامنه ها به طرف دریای خزر و شیب کم آن به طرف دره رودخانه شاهرود است. از قله های مهم این ناحیه می توان درفک کوه یا دلفک ( آشیانه عقاب) ناتش کوه و خشتچال، سمام کوه و قله شاه معلم را نام برد. فرسایش آب های روان در این ناحیه نیز دره های متعددی بوجود آورده است.

جلگه ها: جلگه های استان گیلان دریا و کوهستان تا ارتفاع یکصد متری سطح دریا گسترده اند. مساحت این جلگه ها به بیش از پنج هزار کیلومتر مربع ( نزدیک به یک سوم زمین های استان) می رسد. این زمین ها به سه قسمت عمده تالش، گیلان غربی و گیلان شرقی تقسیم می شوند.

رودخانه ها: بر اثر بارندگی های فراوان در ناحیه گیلان رود های متعدد دائمی به وجود آمده است که از دامنه های شمالی البرز سرچشمه گرفته و به طرف دریای خزر جریان دارند و اراضی رسوبی وسیعی را در سواحل احداث کرده اند. تنها رودخانه ای که از فلات ایران سرچشمه گرفته و از کوهستان البرز عبور کرده و به دریای خزر می ریزد ، سفید رود می باشد، که با طول ۸۰۰ کیلومتر مهم ترین رودخانه استان گیلان می باشد. شاخه ی اصلی سفید رود به نام قزل اوزن از کوه چهل چشمه در کردستان سرچشمه می گیرد و شاهرود نامیده می شود، می پیوندد و از این پس به نام سفید رود در جهت شمالی به سوی جلگه گیلان سرازیر می شود.

رودخانه هایی که بعد از سفید رود در گیلان دارای اهمیت نسبی هستند، پلرود و شلمانرود می باشند که پلرود از ارتفاعات ناتشکوه سرچشمه می گیرند. رود های دیگری که در منطقه گیلان به دریای خزر می ریزند عبارتند از:

شمرود، خرارود، خشک رود،( ساهکل رود)، نارود، نمک آبرود، شوراب رود، میانده رود، چابکر، اوشیان، گزافرود، کیارود، حشمت رود، سامان رود، نوکنده، ملارود، تازه آباد، گلشن رود، جفرود، چون چنان، حسن رود، لمیر، حویق، هره دشت، شیرآباد، لیسار، گرگانرود، ناور، سرداب خاله، گیلسرا، دیگاسرا، دینال چال، شفارود، شاندرمن، ماسال، چله وند، چوبار، نیلابین، تکی، خال سرا، الکام، خواجه کریه، خطبه سرا و سیاچال..

چشمه های آبگرم: چشمه ی معدنی وننق در محلی از تپه که در حدود ۲۰۰۰ متر از سطح دریا بلندی دارد، دو مظهر دیده می شود که مطهر اول حوضچه ای کم عمق به طول دو و عرض یک متر می باشد که آبش از شمال غربی از زمین خارج و از مجرای باریکی در جنوب غربی حوضچه در سرازیر تپه جریان می یابد و مقدار آن تقریباً در حدود ۷ لیتر در دقیقه است. مظهر دوم در یک حوضچه ی مربع شکل جمع می شود و آبدهی آن در هر دقیقه ده لیتر است.

آب گرم کلشتر در یک کیلومتری بعد از سفید رود و در حدود پانصد متری جاده وجود و جریان دارد و در حوضچه ای جمع می شود آب گرم کلشتر در ردیف آب های معدنی بیکربناته و سولفاته کلسیک نیم گرم است.

چشمه های معدنی سنگرود در شمال خاوری پل لوشان در دره ی سنگرود در طرفین بستر رود سنگرود طبقات کربناته متورق دیده می شود.

اسک – آمل: چشمه های معدنی اسک به فاصله ۹۶ کیلومتری شرق تهران در دامنه جنوبی قله دماوند در کف دره هراز واقع شده اند. مجموعه چشمه های اسک که به ۱۱ عدد بالغ می شود که در دو قسمت رود هراز قرار دارند.

گردشگاه های طبیعی:

گردشگری در سواحل دریای خزر: دریای نیلگون خزر، بین ایران و کشور های آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان و روسیه واقع شده است. این فرورفتگی عظیم ۴۳۸۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و به جهت اینکه بزرگترین دریاچه رود زمین است به دریای خزر معروف گشته است. سواحل دریای خزر از آستارا تا مصب رود اترک جزء سواحل کم نظیر و زیبای جهان به شمار می رود. زیبایی چشمگیر دریای نیلگون از یک طرف سرسبزی دامنه های البرز پوشیده از جنگل از طرف دیگر باغ های مرکبات، شالیزارها و کشتزار های سرسبز و خرم و قله های پوشیده از برف، طلوع و غروب خورشید در هیچ نقطه ای به زیبایی این سواحل نیست که همه و همه شگفت انگیز و فراموش نشدنی است.

گردشگری در کناره های سفید رود: سفید رود تنها رودخانه ای است که از فلات ایران سرچشمه گرفته و از کوهستان البرز عبور کرده و به دریای خزر می ریزد که با طول ۸۰ کیلومتر مهم ترین رودخانه استان گیلان می باشد.

کناره های پل رود: رودخانه پل رود بعد از سفید رود در گیلان دارای اهمیت بسیار است. این رودخانه بزرگترین رود در شرق گیلان می باشد که از ارتفاعات اشکور سرچشمه می گیرد. پیرامون این رودخانه جنگلی و سرسبز و با چشم انداز های زیبا است.

بازدید از تالاب انزلی: تالاب انزلی در امتداد شرقی – غربی دارای طول متوسط ۳۰ کیلومتر بوده و عرض متوسط آن در امتداد شمالی – جنوبی تقریباً ۳ کیلومتر و وسعت کنونی آن کمی بیش از ۹۰ کیلومتر مربع می باشد.

بازدید از تالاب امیر کلایه: این تالاب در شمال لاهیجان در بخش شیر جو پشت، در مجاورت جاده بندر کیاشهر به لنگرود واقع شده و به دریا راه ندارد.

بازدید از چشمه آب معدنی زمزمه: آب این چشمه تلخ و به رنگ نارنجی است و دارای مواد آهنی فراوان می باشد. اهالی منطقه آب چشمه را با مخلوطی از شکر می آشامند و معتقدند که در درمان بیماری های ریوی و گوارش موثر است. محل این چشمه در کنار رود ماسوله رودخان در شهرک ماسوله می باشد.

گردشگاه های جنگلی: کشور ایران از لحاظ منابع جنگلی طبیعی با توجه به اقلیم خشک خود در فقر بسر می برد. هر ساله نیز قریب ۶۰ – ۵۰ هزار هکتار از همین جنگل ها به علل مختلف از بین می روند. جنگل ها به علل مختلف از بین می روند. جنگل های شمال ایران بخصوص گیلان تقریباً تنها جنگل های طبیعی قابل توجه باقی مانده از این ثروت ملی است و همچنان مأمنی برای انسان ها و جانوران و گیاهانی است که به آن وابسته اند.

گذری به منطقه کیاشهر: کیاشهر یکی از جذاب ترین مناطق روستایی با امکانات مناسب گردشگری و چشم انداز طبیعی، پارک جنگلی در نزدیکی دریای نیلگون، رستوران و مهمانسرا، کلبه های چوبی کنار اسکله، نیزار های زیبای مرداب و پوشش گیاهان سرسبز است که این مجموعه فضایی دلنشین به وجود آورده است و مکانی مناسب جهت گردشگران است.

گذری به روستای هرزویل: قدمت روستای هرزویل به بیش از هزار سال می رسد. ناصر خسرو شاعر نامی ایرانی در سفرنامه خود از این روستا نام برده است. درخت سرو کهنسالی در روستای هرزویل وجود دارد که بنا به گفته اهالی عمر آن بیش از ۱۰۰۰ سال است.

مردم شناسی: درباره ی نژاد اقوام ساکن گیلان قبل از ورود آریایی ها، نظریه های مختلفی وجود دارد. با این حال اغلب پژوهشگران از جمله « هنری فیلد» بر آنند که سومری ها مظاهر تمدن خود را از ناحیه جنوب شرقی دریای مازندران که در آن جا گنجینه ای از اشکال و سفال سومری کشف شده با خود به جلگه بین النهرین آورده اند. در پهلوان نامه گیل گمش از قول پروفسور « ساموئل هوک» نویسنده « تاریخ اوسانه در خاورمیانه » آمده است: این گونه می توان گفت که ریشه نژادی سومریان با آریایی های کوهپایه نشین کوهستان های خاوری همگن باشد و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از فراز های سخت به سوی آبرفت های زندگی بخش بین النهرین می کند.

زبان: گویش گیلی، زبان مردم گیلان ادامه ی زبان های باستان غربی ایران است. در این گویش بسیاری از ویژگی های زبان های باستان ایران دیده می شود. صرف فعل در گویش گیلکی با صرف فعل در زبان های پهلوی و پارتی شباهت دارد. مثلاً همگونی های وجه اخباری و ماضی نقلی در گیلکی و پهلوی کاملاً قابل بررسی است. در زبان های باستان ایران، فعل آینده صورت خاصی نداشته است. در گویش گیلکی نیز چنین است، یعنی از فعل کمکی خواستن در مفهوم آینده استفاده نمی شود.

گالش: گالش در اصطلاح تقریباً عمومی لهجه ی شمال ایران به معنی گاوبان و به مفهوم امروزی ترگاوچران است. ولی به نظر نگارنده واژه ی گالش از کلمه ی گال که نوعی از فنون کشتی خاص این مردم است مشتق شده است.

آداب و رسوم: گستردگی رسوم و خصلت های فرهنگی گیلانیان با توجه با تعدد قومی و گوناگونی لهجه ها به حدی است که حتی اشنایی مختصر با آن در این مختصر با آن در این مختصر نمی گنجد. بعضی از آداب و آیین های مردم گیلان به مرور در همهمه ی زندگی شهری رو به فراموشی و برخی دیگر کمرنگ شده است.

آب بازی ( آب پاشان، آبریزان، تیرماسیزه) : از مراسم متدوال گیلان در گذشته، آب بازی بود که امروز کمتر اثری از آن می توان یافت. این جشن در شرق گیلان و غرب مازندران به « تیر ماسیزه» به معنی سیزدهم ماه تیر مشهور شده و احتمالاً همان تیرگان است. در فرهنگ ایران پیش از اسلام روز سیزدهم هر ماه، تیر نام داشت و روز تیر از تیر ماه را جشن می گرفتند. این مراسم به « آبریزان» یا « آب پاشان» نیز معروف بود. جشن آبریزان تا عهد شاه عباس در طبرستان و گیلان برقرار بود و سپس به تدریج از یاد رفت. زکریا قزوینی نویسنده ی کتاب « عجایب المخلوقات» نیز از جشنی به نام « آب پاشان» یاد کرده و انگیزه آن را به قحطی شدید و توسل فیروز ( جد انوشیروان) به خداوند و دعای او برای باریدن باران و رفع قحطی و گرسنگی نسبت داده است. در این باره آمده که مردم در این روز به تبرک باران از شدت شادی به یکدیگر آب می ریختند و این کار از آن زمان متداول شد. از مراسم دیگر این روز فال گیری و « لال شوش زنی است. در این مورد، بزرگ خاندان بر بدن اهل خانه و دام ها و نیز به در و دیوار و همه چیز چوب می زد و خاموشی اهل خانه در برابر ضربات ترکه چوب، به باور آن ها باعث برکت و رونق اقتصادی و معیشتی آنان می شد.

آینه تکم: یکی دیگر از مراسم قبل از سال نو اجرای یک نمایش عروسکی به نام « آینه تکم» است که در نواحی غربی استان گیلان انجام می شد. « تکم چی ها» از آذربایجان به نقاط هشتپر و حتی انزلی و رشت می آمدند و پیام آور رسیدن سال نو و نوروز می شدند.

تکم عروسی به شکل بز بود که به دسته ای متصل می شد و آن را با پارچه ها و منجوق های رنگی و پر می آراستند و با بالا و پایین بردن دسته ای که از میان چوبی سوراخ دار می گذشت، آن را به حرکت و جنبش وا می داشتند. در کنار این نمایش با صدای دو چوب که به هم می خورد و آهنگی شاد را تداعی می کرد، تکم چی ها ترانه هایی خوش آهنگ می خواندند.

بند بازی( لافند بازی) از نمایش های سنتی گیلان که بیشتر در جشن های ی مثل عروسی، عید نوروز و یا در بازار های هفتگی اجرا می شد. بند بازی است. در گیلان به آن « لافند بازی» نیز گفته می شود و مانند همان بند بازی در سیرک است. نمایش بر روی دو میله فلزی و چوبی محکم و ضر بدری شکل گذشته و در دو طرف مهار شده انجام می شود. اصلی ترین فرد نمایش پهلوان نام دارد که بر روی طناب ها با پای برهنه راه می رود و برای تعادل خود چوبی بزرگ به نام لنگر در دست می گیرد. پهلوان با ایستادن داخل تشت و یا قابلمه بر روی طناب راه می رود. گاه با دوچرخه ای که لاستیک آن را برداشته اند فواصل دو تیر را می پیماید. قرار دادن صندلی داخل یک سینی و نشستن رود صندلی و حفظ تعادل در همان حالت از جمله عملیات دشوار این افراد است. در پایین طناب شخصی که لباس مسخره ای پوشیده و به « یالانچی پهلوان: مشهور است با لودگی و مسخرگی به تقلید از پهلوان می پردازد. نقاره چی و سرناچی نیز با نواختن آهنگ، تماشاگران را در فضای شاد این نمایش سهیم می سازند.

کشتی گیله مردی: این کشتی که امروزه همچنان پای بر جاست، یادگار صلابت و دلاوری مرم این خطه است. کشتی گیله مردی ریشه در تاریخ دارد. مقدسی در قرن چهارم هجری از این کشتی یاد کرده است. ظهیرالدین مرعشی در مورد آن می گوید رسم مردم دیلم است که جوانان روغن بر خود بمالند و پس از استراحت و خوراک کافی و لذیذ از گوشت، روغن، عسل و … زور آن ها زیاد شده و قدرت می یابند که با فرد دیگری کشتی بگیرند. کشتی گیران گیله مرد مراتب خاصی نظیر تنگوله یا نوچه، پهلوان، سر پهلوان یا میاندار دارند. این کشتی در محوطه ای محصور به نام « سیمبر» یا سبزه میدان، برگزار می شود. کشتی گیله مردی معمولاً در تابستان و اعیاد و عروسی ها انجام می شود. کشتی گیران که شلوار هایی به نام لاسیار به پا دارند با بالا تنه ی لخت، ابتدا به حضار احترام می گذارند و سپس با حرکات نمایشی قدرت خویش را به رخ حریفان می کشانند. این حرکات نمایشی « فوزوما » یا فزومما» خوانده می شود. پس از رجز خوانی، حریف با کف زدن به او پاسخ می دهد. نبرد ابتدا با حواله کردن مشت ها آغاز می شود. این بخش در موارد بسیار منجر به مجروح شدن و شکستگی استخوان یکی از طرفین می شود. جایزه این مسابقات به صورت غیر نقدی و شامل پارچه، آینه، پیراهن، گوسفند، گاو… است، به این جایزه « برم » می گویند.

وزرا جنگ: از رسوم و نمایش های دیرین گیلان و بعضی از نقاط ایران، جنگ گاو های نر است. در گیلان به آن ها ورزا یا ورزو گفته می شود.

گاو های جنگی معمولاً توسط مالکین یا روستاییان مرفه نگه داری می شدند و فقط به درد مبارزه و جفت گیری می خوردند. این گاوها از شاخ های محکم برخوردارند که وسیله ی دفاع و حمله ی آن هاست. کوهان پشت ورزاها به آن ها صلابتی می بخشد که هنرمندان سفال گر هزاران سال قبل را به الهام و ساخت شمایل سفالی آنان وا داشته است. ساخت سفالینه های قرمز رنگ ملهم از این گاو های نر زورمند از مشخصه های هنر باستانی گیلان است.

مراسم ازدواج و عروسی: خواستگاری به وسیله ی اقوام داماد انجام می گیرد که پس از رضایت خانواده عروس فردای آن شب پلوی معطری توأم با گوشت تهیه دیده و آن را برای خانواده عروس و نزدیکشان می فرستد. دادن غذا موافقت رسمی خانواده ی عروس به وصلت است، این کار ( آره پلو) نامیده می شود. مراسم بعدی شربت خوری توأم با عقد کنان است که مدعوین بسته به نوع دعوت به غذا و شربت یا چای و شیرینی دعوت می شوند، بعد از این مراسم دوران نامزدی آغاز می شود که از یکسال یعنی از دو فصل برداشت محصول تجاوز نمی کند. دوران نامزدی و دیدار زوج در این مدت که تعصبات خانواده ی عروس و شرم و حیای طرفین از حشر و نشر معمول مانع بزرگ آن است. خالق ماجراهای شنیدنی و مضحک می شود که غرابت و شگفتی بعضی از آن حوادث به قدری است که سزاوار ورود به دنیای ضرب المثل ها می گردد گاه مقدمات عروسی با جشن خیاط نشانی است. در خیاط نشانی نیز پس از دعوت از خیاط ده و مردم به طریق نقدی به صاحب عروسی پایان می گیرد ولی خیاط که بساط دکان خود را به خانه داماد منتقل کرده شروع به دوخت و دوز لباس عروس و داماد می نماید این کار دو هفته و گاهی بیشتر به طول می انجامد، پس از خاتمه خیاط نشانی و آماده شدن لباس های روز عروسی تعیین می شود، یک روز قبل از جشن از خانه ی داماد تمام مخارج عروسی از قبیل برنج و روغن و گوشت و سایر مخلفات را به نام « خرج بار» بار اسب می کنند و به همراه چند گوسفند که بر شاخهایشان نارنج فرو کرده اند، پای کوبان به خانه ی عروس می برند، مردم نیز کمک هایی به نام سوری در مجموعه های مسی می ریزند و روی آن پارچه ای رنگی می پوشانند و بر سر می گیرند به خانه ی داماد می برند.

ناگفته نماند که قبل از مراسم عقد کنان در امر شیر بها و مهریه، بازار چانه زدن کاملاً گرم است و هر یک از طرفین سعی در کم و زیاد کردن مقدار آن دارد و خواه ناخواه توافق به عمل می آید( حنابندان) نام دارد. عده ی زیادی از همسن و سالان داماد و اقوام آن ها در آن شب پس از صرف شام بساط حنا بر پا می دارند داماد را بر روی صندلی نشانده و کاسه ی حنا را جلو می کشند و به چند بچه ی غیر یتیم تکلیف می نمایند سکه هایی را که قبلاً در حنا ریخته اند بردارند. حنا را بر کف دست و موی سر می گذارند این عمل با هدایت ساقدوش انجام می گیرد که به زبان محلی «زومابرار» برادر داماد گفته می شود. وظیفه ی این فرد آموزش بعضی از نکات عروسی است. زنی با تجربه نیز جهت این کار به عروس کمک می نماید که ورنشین نام دارد. صبح عروسی با صدای سرنا و آواز دهل که از چند روز پیش متناوباً در حیاط خانه ی داماد طنین انداز است شروع می شود. فروشندگان دوره گرد نیز از نقاط دور و نزدیک جمع شده کالای مشتری پسند خود را در گوشه و کنار حیاط پهن می کنند. از نکات مهم جشن بر پا داشتن وسایل بند بازی است که در حد خود بسیار سرگرم کننده است. در بعضی عروسی ها اگر صاحب عروسی متمول باشد پارچه های فراوانی به رنگ های زنده بر سر چوب های بلند می بندند و آنگاه آنرا می افرازند، پارچه ها چون اجتماع پرچم ها دور تا دور میدان حیاط به اهتزاز در می آیند. به این پرچم های رنگی برم گفته می شود. آن گاه از گروه پهلوانان گالش که کوه نشینان و گاو چرانان نیرومند و ستبر اندام کوه ها هستند جهت کشتی گرفتن و عرضه ی هنر پهلوانی دعوت می شود. کشتی تنها ورزش اصیل و شناخته شده ی این سامان است که با سنت و آداب زندگی مردم لنگا سخت آمیختگی دارد. فنون و طرز اجرای این کشتی که در ایران به کشتی گیله مردی شهرت یافته یکی از بارز ترین سرگرمی های جشن عروسی است ابتدا پهلوانان با آهنگ سرنا و جهش هایی ویژه مراسم نیایش را نسبت به ذات پروردگار و سپس احترامات لازم را به صاحب عروسی و مدعوین تماشاگر انجام می دهند. آن گاه دو بدو در حالیکه سرنازنان آهنگ مهیج کشتی را می نوازد سر شاخ می شوند و حریف پیروز پس از هر کشتی از جمعیت انعامی مناسب می گیرد. تماشاچیان نیز که احساسات و هیجان های خود را پس از کشتی پهلوان مورد توجه ارضا شده می بینند از ایثار پول و باصطلاح ( شاباش) دریغ نمی ورزند. با ادامه ی کشتی از تعداد نفرات پیروز کاسته می شود تا جایی که بیش از یک فرد برجا نمی ماند. او پهلوانی است که سایرین را توان مبارزه با او نیست و سر پهلوان نامیده می شود. هم اوست که حق دارد تمام برم ها یا پارچه های سرچوب ها را گرفته و از آن خود سازد، در این هنگام عده ای از جوانان و نزدیکان به دور داماد جمع شده و سلمانی محل یکبار دیگر وارد صحنه می شود. ولی این بار وظیفه مغایر بر وظیفه ی قبلی در ختنه سوران دارد. داماد را آرایش می کند و دوستان داماد هر یک پولی به سلمانی به عنوان دستمزد به داخل بشقاب می ریزند. پس از اصلاح سر و صورت، داماد را با ساز و دهل به حمام می برند و پس از استحمام لباس دامادی را به او می پوشانند. بیرون حمام رقص های شور انگیزی و سیله ی دختران و پسران جوان در جلوی داماد انجام می گیرد پدر و مادر داماد اولین هدیه را به صورت پول بر پیشانی داماد می زنند. سپس با همان هیئت داماد را به مجلس می برند. اهل مجلس هر یک به فراخور حال کمک نقدی می کنند. وقتی صاحب عروسی از پذیرایی مدعوین فارغ شد در صدد بر می آید که برای آوردن عروس به خانه ی پدر عروس عزیمت نماید. در این حال و موقعیت به اجرای رسمی می پردازند که قدمتی بسیار عمیق از روزگاران گذشته از زمان انتقال قدرت از زن به مرد در جوامع ابتدایی دارد. چنین به نظر می رسد روزگاری موقعیت و قدرت خانواده و جامعه در دست زنان بود ( زن سالاری ) و حق الارث و انتقال مواریث خانوادگی و انتخاب زوج حق زنان محسوب می گشت. این مرد بود که می بایست در صورت ازدواج به خانه ی زن برود. ( البته اگر بتوانیم گرایش های جنسی ابتدایی انسان ها را ازدواج و حال و هوای مجموعه های اولیه را خانه بنامیم) کم کم روزگار زن سالاری یا مادر شاهی به سرآمد و نظم مرد سالاری جانشین گشت. مرد ضمن گرفتن تمام حقوق از زن، لازم شد که برای آوردن جفت خود به خانه ی زن برود.

در اینجا بود که غرور زن بعد از قرن ها سروری و فرمانروایی بر مرد، حاضر به پذیرش تحقیر نبود و حاضر نمی شد که به آسانی خانه ی خود را برای ورود به خانه ی مرد آن هم موجودی که نظام اجتماعی گذشته مقهورش ساخته بود ترک نماید. لذا قرار یک جنگ مصلحتی را گذاشتند و مقرر گردید هنگام بردن عروس به خانه ی داماد، زد و خوردی تصنعی بین اطرافیان عروس و داماد در گیرد تا به این ترتیب روشن شود که این عمل با زور و ستم مرد صورت گرفته والا عروس حاضر به ترک خانه و خانواده و بالا تر از همه شکستن غرور خود نیست، این عمل در لنگازنائیر زانو بر یعنی بردن و انتقال از خانه ی پدری است. به این سبب و برای تمهید مقدمات آداب مذکور، داماد و جوان های اقوام و حتی زن ها بر روی اسب هایی تیز تک نشسته و به طرف خانه ی عروس به تاخت حرکت می کنند. در حالی که داماد در پیشاپیش سواران در حرکت است، چند بار به اتفاق همراهان مسیر دو خانه یا دو روستا را طی می کنند و در حقیقت با تاخت و تازهای خود نمایشی از جنگ و گریز خیالی با اقوام عروس را می دهند. عروس را نیز بر اسبی نشانده و پسر بچه ای را در آغوشش جای می دهند تا بدین ترتیب شائبه ی نازایی را از او دور سازند، آن گاه بچه را پایین آورده و اطرافیان عروس اعم از زن و مرد به اسب هایشان سوار شده و به طرف دسته ی   داماد حرکت می کنند. به محض این که عروس و داماد به هم نزدیک شدند. داماد بسته ای را که حاوی انار، حلوا، پرتقال و سکه هایی چند است به طرف عروس پرتاب می کند. این عمل را نار زدن می گویند عروس به اتفاق داماد در حالی که جهیزش را بار اسبان بارکش است به طرف خانه ی داماد حرکت می کنند، وقتی به حیاط خانه رسیدند، پدر و داماد سکه های فراوانی را با قدری برنج خام مشت مشت به طرف عروس می برند و در حالی که اسپند دود می کنند، مقدم عروس را گرامی می دارند. بعد عروس و داماد را از اسب پیاده کرده و در حلقه ی جمعیتی انبوه رقص هایی پر شور و تماشایی انجام می دهند. مادر داماد با چشمانی مملو از اشک شوق آغازگر این صحنه ی مهیج است. فردای زفاف عده ای از اقوام نزدیک عروس و داماد به خانه ی داماد می آیند و پس از صرف چاشت، هدایای خود را به عروس تقدیم می دارند، این رسم را رونما می نامند.

نوروز خوانی: نوروز خوانی از مراسم آخر هر سال در گیلان است. نوروز خوانی که هم اکنون نیز کم و بیش رواج دارد، در گیلان نماد ورود بهار و خیر و برکت است. برای این کار گروهی نوروز خوان در کوچه و خیابان به راه می افتند و اشعاری می خوانند. از معروف ترین این اشعار می توان به دوازده امام و عروس گوله اشاره داشت. اغلب نوروز خوانان نخست دوازده امام را می خوانند و وقتی به قسمت ترجیح بند می رسند، آن را دو نفری تکرار می کنند و بعد نوروز و نو سال می خوانند.

عروس گوله: نمایش عروس گوله نیز از دیگر مراسم قبل از حلول سال نو به شمار می رفت. این نمایش همراه با آواز ریتمیک دارای مفاهیم اخلاقی و آیینی خاصی بود. بازیگران این نمایش معمولاً سه نفر بودند و به نقش غول، پیر بابو و ناز خانوم ظاهر می شدند. نقش ناز خانوم را بیشتر مواقع پسر جوانی که لباس زنانه پوشیده بود اجرا می کرد. پیربابویا کوسه نقش پیرمردی بود که با غول بر سر تصاحب ناز خانم به بحث و جدل می پرداخت. غول هم خود را با کلاهی از کلوش ( ساقه برنج) زنگوله ها و چماق به هیبتی عجیب نی آراست. این گروه به منازل مختلف رفته، به ایفای نقش خود می پرداختند و در ازای تهنیت گویی خویش و آرزوی سالی پر برکت و پر یمن برای صاحبخانه از او هدایایی دریافت می کردند.

گل گل چهارشنبه: از دیگر مراسم کهن ایرانیان که در گیلان هم با بعضی تغییرات جزئی به آن می پردازند، چهارشنبه سوری است که در غروب آخرین سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام می شود. به این منظور خار، بوته، گون و کاه جمع آوری می شد و با درست کردن پشته هایی که معمولاً رو به سمت قبله می نهادند و سپس آتش زدن آن ها، از روی آتش می پریدند. این سنت که از روزگار زرتشت و حتی جلوتر بر جای مانده در دوران اسلامی با اعتقادات مردم در هم آمیخته و رنگ و بویی دیدنی گرفته است. دود کردن اسپند هم از این رسوم است که سعی می شد از سادات خریداری شود. علاوه بر این به نیت این که دختران به زودی به خانه ی شوی بروند، دختران دم بخت را چند ساعتی از خانه بیرون و خانه تکانی می کردند. شکستن کاسه و کوزه و ظروف کهنه به علامت دور ساختن نفرت و رفع قضا و بلا از دیگر آداب این روز به شمار می رفت. مراسم چهارشنبه سوری در نواحی مختلف گیلان با تفاوتی اندک اما شبیه به هم اجرا می شد و گاه شلیک تیر و ترکاندن ترقه نیز در برنامه جای داشت. گاه نیز به نیت برکت یکی از اهالی با تبر به سمت درختی که بار نمی داد می رفت اما با ضمانت دیگران برای بار آوردن درخت در سال بعد شخص تبر به دست از قصد خود منصرف می شد.

فالگوش ایستادن: از دیگر برنامه های چهارشنبه سوری بود. برای این کار در گذر گاه می ایستادند و با شنیدن پنهانی نخستین کلمات عابرین مفهوم آن را حمل بر توفیق یا ناکامی خود در سال آتی می شمردند.

قاشق زنی: از دیگر رسوم اجرایی این شب بود که معمولاً جوانان و بیشتر دختران به در خانه همسایه ها می رفتند و با پنهان کردن روی خود و بدون دادن آشنایی خواستار هدیه می شدند. نقل و نبات و تنقلات از عمده ترین چیز هایی بود که در کاسه قاشق زنان جای می گرفت.

شال اندازی: در مناطق روستایی کوهستانی از رسوم شایع چهارشنبه سوری بود و گاه حالت نوعی خواستگاری از دختر صاحب خانه را داشت. معمولاً به گوشه شال اینان مقداری شیرینی و آجیل به عنوان هدیه به صاحب خانه بسته می شد و شال اندازان بدون مشخص کردن هویت خویش به خانه فرد دیگری می رفتند.

سیزده سال: آخرین مراسم نوروز سیزده سال است. در این روز مردم گیلان بیشتر به کنار رودخانه ها و در دل جنگل ها می روند و به صورت گروهی آخرین روز نوروز را گرامی می دارند. دختران گیلانی در این روز سبزه گره می زنند. این مراسم معمولاً با بند اندازی ، کشتی گیله مردی و نواختن ساز و نقاره همراه است.

شب چله: شب چله از مراسم باستانی ایران، در گیلان هم از منزلت خاصی برخوردار است. شب اول دی ماه هر سال را اهل خانواده و خویشان و گاه همسایه ها گرد هم می آیند تا آیین شب چله را برگزار نمایند. برای مراسم شب چله معمولاً خوردنی ها و تنقلات و آجیل زیادی فراهم می آورند. هندوانه به سفره این شب رنگ و بویی دیگر می بخشد و به قولی اگر هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند. از دیگر خوردنی های این شب، برنج برشته، عدس و گندم برشته، کونوس،( ازگیل وحشی) آجیل، پرتقال، لیمو، خوج،( گلابی محلی) و میوه های دیگر است. تفأل به دیوان حافظ از دیگر آداب این شب است. پس از نیت و سوگند دادن حافظ به شاخ نبات، دیوان را می گشایند و اولین غزل صفحه جلوتر را می خوانند. اعتقاد بر این است که بیش از سه بار نباید فال گرفت چون حافظ ناراحت می شود و حرف های خوش نمی زند.

ازدواج: برای تشکیل خانواده حضور زوجی که خانواده حضور زوجی که خواهان یکدیگرند عامل تعیین کننده است. در گیلان به خصوص در مناطق روستایی به دلیل مشارکت و همپایی زنان و مردان در امور معیشتی ارتباط و آشنایی های اولیه از برخورد های ساده و روزمره اهالی آغاز می شود. با توجه به گسترش فعالیت هایی که در بطن زندگی روستایی جریان دارد مثل آیش وجین و درو… شناخت ابتدایی پسران و دختران به وجود می آید. این شناخت بعد ها به انتخاب و سپس در صورت پذیرش خانواده ها به تهیه مقدمات ازدواج منجر می شود. به این ترتیب که با جلب موافقت خانواده ی طرفین و پس از مراسم خواستگاری دوره ی نامزدی طی می شود.

حنابندان: پیش از فرا رسیدن عروسی مراسمی به نام حنابندان در شهر ها بر پا می شد. در این مراسم عروس می باید در این شب دست و پایش را حنا ببندد.

نارنج زنی: از دیگر مراسم ازدواج « نارنج زنی» است. رابینو که در اوایل قرن بیستم در گیلان به سر می برد خود شاهد این مراسم بود. وی می نویسد که هنگام ازدواج داماد نقل و سکه بر سر عروس می پاشد، بعد نارنج یا پرتقالی به طرف او می اندازد. آنگاه عروس و داماد دور چاه می گردند. عروس سکه ای به نشانه خوشبختی در چاه می اندازد و پس از آن درخت توتی در خانه می نشانند.

گیشه بری: گیشه بری از دیگر مراسم مربوط به ازدواج است. بردن عروس به خانه داماد را گیشه بری می نامند. این مراسم پر شور با صدای ساز و نقاره و ترانه خوانی و شادمانی خانواده عروس و داماد و دیگر مهمانان همراه است. در شهر ها معمولاً ازدواج با پا در میانی خانواده و معرفی چند دختر به پسر مورد نظر صورت می پذیرفت. گاه دلاک حمام برای آشنایی و پرسیدن نظر دختر نزد او می فرستادند و یا در حمام های عمومی دختر مورد نظر را برانداز کرده و پس از پسندیدن به خواستگاری او می رفتند. مراسم خواستگاری و تعیین مهریه و شیر بها از موارد مطرح برای دو خانواده است.

ختنه سوران: از مراسم تاریخ گیلان و ایران ختنه سوران است. در تاریخ خانی آمده است: « چون مسرت و شادکامی و فرحت و کامرانی ثبت صفحه دفتر خزینه خاطر مبارک و حضرت میرزا علی بود و بزم و عشرت ختنه سور دودُر شاهوار و….»

به خوبی می توان اهمیت چنین جشنی را به خصوص با توجه به ارج و قرب فرزند پسر در ایام گذشته درک کرد. اگر پسر را ده روز پس از تولد ختنه نمی کردند، این کار را چهار پنج سال عقب می انداختند. برای ختنه سوران روز و ساعت سعد و مناسب را انتخاب می کردند و آشنایان و مطرب و دلاک را برای همان روز خبر می کردند. در این مهمانی از مهمانان با پلو و خورشت و شیرینی و آجیل پذیرایی می شد و پس از آن مراسم جشن و پایکوبی برگزار می شد تا بچه از این عمل ترسناک دلداری باید. وسایل ختنه کردن یک نی به طول ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر، تیغ سلمانی و پنبه و پارچه سوخته شده بود که برای ضد عفونی کردن و بند آوردن خون از آن استفاده می شد. پس از عمل ختنه کردن موسیقی و دست افشانی و پایکوبی ادامه می یافت. این عمل از آنجا که یکی از آداب اولیه اسلامی است، موجب احساس مسئولیت والدین می شد. معمولاً سعی بر این بود که تعداد ختنه شوندگان در یک روز فرد باشد در غیر این صورت خروسی را نیز سر می بریدند. معمولاً در این مراسم هر یک از میهمانان در حد توان خود هدیه ای می آورد. گاه جشن تا هفت روز طول می کشد. پس از ده روز فرد ختنه شده را همراه دیگر همسالانش به حمام می برند. برای این کار حمام از پیش قرق می شود.

عزاداری ماه محرم: مردم گیلان نیز همچون مردم سایر مناطق ایران ، آداب و رسوم ویژه ای برای سوگواری حسین بن علی دارند. مردم سعی می کنند تا در روزهای نهم و دهم محرم به زادگاه خود بروند و در جمع بستگان و آشنایان خود در مراسم عزاداری شرکت کنند. روضه خوانی، سینه زنی، زنجیرزنی، چهل منبر، شام غریبان، تعزیه خوانی و … از جمله مراسم عزاداری در ماه محرم مردم گیلان است. به عنوان نمونه مراسم عزاداری در ماسوله در اینجا آورده می شود در شب دوازدهم محرم پس از انجام مربوط به خاکسپاری شهیدان کربلا و تعزیه داری در جوار امامزاده عون بن علی برنامه عزاداری ماه محرم پایان می یابد. به گفته رابینو تمام ساکنان ماسوله روز دهم محرم به مسکن و کار خود باز می گردند.

موسیقی: استان گیلان یکی از غنی ترین گنجینه های فرهنگ موسیقی را داراست. دکتر امیر اشرف اریانپور در کتاب گیلان می نویسد: این گنجینه ی غنی فرهنگ موسیقی بر خلاف بسیاری از مناطق ایران از وحدت سبک برخوردار نیست. به این معنا که نقاط مختلف گیلان چه از نظر تنوع آواز ها و چه از لحاظ خصوصیات ملودی و ریتم از سبک های متفاوتی برخوردارند و این تفاوت سبک به خصوص بین موسیقی مردم تالش با موسیقی محلی مناطق دیلمان و اسپیلی و سایر نواحی گیلان به چشم می خورد. به طور کلی مردم تالش سه نوع آهنگ دارند: قدیم دستان، تالش دستان. آهنگ های گیلان به ویژه در سیاهکل و دیلمان از طبیعت الهام گرفته اند و غالباً به صورت بکر و دست نخورده باقی مانده اند.

اقتصاد:

شیلات: دریای مازندران در اقتصاد گیلان نقشی بسیار مهم و اساسی دارد و شیلات یکی از منابع اقتصادی مردم گیلان است. در سال ۱۳۷۰ حدود ۱۵۳ تن ماهی به ارزش حدود ۲۰۰ میلیون ریال توسط شیلات گیلان به فروش رسید و مقداری از ماهی ها نیز به دودی و شور تبدیل شده است. در همین سال صید ماهی کیلکا حدود ۱۲ تن بوده است. از دیگر منابع اقتصادی استان زنبور داری، دامداری و پرورش طیور و…. است.

موزه:

موزه ی تاریخ طبیعی رشت – موضوع: علمی – نمونه گونه های جانوری – سازمان محافظت از محیط زیست

موزه ی منطقه ای گیلان – موضوع: باستان شناسی، مردم شناسی – سازمان میراث فرهنگی کشور

موزه ی ماهی – رشت – موضوع: علمی – نمونه انواع ماهی – دانشگاه علوم صنایع شیلات میرزا کوچک خان – تأسیس ۱۳۷۲

کاخ میان پشته – نمایشگاه نظامی دریایی – بندر انزلی – موضوع: تاریخی، علمی – وسایل رزمی – ماکت های کشتی – وسایل متعلق به کاخ – نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران – تأسیس۱۳۶۷

موزه ی تاریخ چای ایران – لاهیجان – موضوع: تاریخی – شخصیت – اشیاء تخصصی چای – اسناد و مکاتبات مربوط به کاشف السلطنه – سازمان میراث فرهنگی کشور – تأسیس ۱۳۷۵

قلعه ی تاریخی رودخان فومن – موضوع: معماری – سازمان میراث فرهنگی کشور

موزه ی رشت: این موزه با زیر بنای ۵۶۰ متر مربع ساختمانی است در دو طبقه با یک زیر زمین حدود شصت سال سابقه داشت که در ۱۳۴۹ به وسیله ی وزارت فرهنگ و هنر وقت خریدار و پس از تغییرات تبدیل به موزه شد.

در ۱۳۶۸ موزه که مدتی تعطیل بود گشایش یافت. این موزه از سه بخش باستان شناسی، مردم شناسی، اسناد و مدارک و دارای یک کتابخانه، سالن سخنرانی و تالار نمایش فیلم و اسلاید تشکیل شده است.

آثار باستانی موزه ی رشت از نتایج حفاری های تپه ی مارلیک، توکام، دیلمان، چراغ علی تپه و نیز آثار بازیافته از حفاری های غیر مجاز است. نوع آثار: باستانی و مردم شناختی شامل اشیای زیر خاکی دوره های پیش از اسلام و دوره ی اسلامی و مجموعه ها و وسایل زندگی و ابزار مربوط به حرفه های سنتی منطقه ی گیلان.

آثار ثبت شده:

بنای چار پادشاه – صفویه – لاهیجان

تپه کلشی – اشکانی – ساسانی – رودبار

چراغعلی تپه مارلیک – روستای نصفی – هزاره ۱ ق م رودبار

بقعه میر شمس الدین لاهیجانی – صفویه – لاهیجان

قلعه کول – قلعه تپه – ساسانی – رودبار

گردکول – په گرد – تاریخی اسلامی – رودبار

بقعه شیخانور – شیخ زاهد گیلانی – اواخر قرن ۹ ه ق – لاهیجان

پل خشتی لنگرود – ایلخانی – لنگرود

بقعه شیخ تاج الدین محمود خیوی – قرون اولیه – رودسر

کاخ رضاخان – ناهارخوران – پهلوی – رودسر

روستای ماسوله – زندیه – قاجار – فومن

پل تمیجان – اوایل صفویه – رودسر

مسجد اکبریه – صفویه – لاهیجان

پل خشتی تجن گوگه – صفویه – لاهیجان

پل خشتی لاهیجان – قرن ۹ ه ق – لاهیجان

خانه محمد صادقی – قاجاریه – لاهیجان

خانه سید علی مقیمی – قاجاریه – رشت

کاخ میان پشته – پهلوی – بندر انزلی

برج ساعت – پهلوی – انزلی

ساختمان موزیک – پهلوی – بندر انزلی

پل غازیان – پهلوی – انزلی

بنای شهرداری – پهلوی – بندر انزلی

مجموعه شهرداری – پهلوی – رشت

مدرسه شاهپور – دبیرستان شهید بهشتی – پهلوی – رشت

کاخ رودسر – پهلوی – رشت

مجموعه میدان رودسر – پهلوی – رودسر

بقعه پیر محله – صفویه – رودسر

قلعه رودخان – سلجوقی – اسماعیلیه – فومن

کاروانسرای لات – قاجاریه – رشت

مجموعه امیربنده کلاچای – رودسر

تپه قبرستان اصطلخ جان – رودبار

عمارت کلاه فرنگی رشت – قاجاریه – رشت

آرامگاه کاشف السلطنه – معاصر – لاهیجان

پل پونل – قاجاریه – رضوان شهر

پل گازروبار – قاجاریه – صومعه سرا

پل لیشاوندان – قاجار – رشت

پل خشتی نال کیاشهر – قاجار – لاهیجان

تی تی کاروانسرا – صفویه – سیاهکل

مسجد جامع جورشر – قاجاریه – رشت

پل خشتی – چمار سرا – قاجاریه – رشت

مناره بازار گسکر – صفویه – صومعه سرا

ساختمان میراث گیلان – خانه قدیری – پهلوی – رشت

محوطه و گورستان مریان و آق اولر – پیش از تاریخ – تالش

مسجد اسپی مزگت – سلجوقی – رضوان شهر

حمام دیلمان – اوایل قاجار – لاهیجان

خانه ابریشمی – پهلوی – رشت

کاروانسرای طاقه کوچک – اواسط قاجار – رشت

مسجد آق اولر – قاجار – تالش

خانه امین الدوله – قاجار – لشت نشاء

کاروانسرای چینی چیان – پهلوی – رشت

خانه منجم باشی – قاجار – لنگه رود

ساختمان استان داری – پهلوی – رشت

اداره پست – پهلوی – رشت

شهرداری رشت – پهلوی – رشت

هتل ایران – پهلوی – رشت

حسینیه آقا امیر ابراهیم – قاجار – لاهیجان

بقعه پیر علی – قاجاریه – لاهیجان

تکیه پیر علی – قاجاریه – لاهیجان

منزل محمد تقی صوفی سیاوش – قاجار – املش

بقعه شاه میل لرزان – قاجاریه – طوالش

امامزاده ابراهیم – فومن

خانه حجت آذر – قاجاریه – فومن

خانه شاپور اخوان – پهلوی – فومن

خانه خسرو شیرزاد – معاصر – فومن

خانه اسدی پور – پهلوی – فومن

خانه نصرت پزنده – معاصر – فومن

خانه حمد اله حدیدی – فومن

خانه محسن خارابی – معاصر – فومن

خانه قدرت کاویانپور – معاصر – فومن

خانه مناف تمدن – فومن

خانه سید حجت قدیمی – معاصر – فومن

خانه ابوالمعانی روحانی – قاجاریه – فومن

خانه ابوالقاسم – پهلوی – فومن

خانه جلال معراجی – معاصر – فومن

خانه حاج رحیم محسنی – قاجاریه – فومن

خانه اسماعیل عزیزی – قاجاریه – فومن

خانه محمد احسانی – قاجاریه

خانه یدالله صالحی – قاجاریه – فومن

خانه شفیع پور و شرکاء – معاصر – فومن

خانه رزاق رائی – پهلوی – فومن

خانه یزدان بخش رحمتی – قاجاریه – فومن

خانه خانم توران روحی – معاصر – فومن

خانه جواد جوادی – قاجاریه – فومن

خانه عباس رضوی – قاجاریه – فومن

مسجد ریحانه بر – معاصر – فومن

خانه قاسم نمایشی – معاصر – فومن

خانه عزیز ثبت حاتم – قاجاریه – فومن

خانه جواد فرد نیا – معاصر – فومن

خانه علی اشرف – معاصر – فومن

خانه محمد زندی پور – قاجاریه – فومن

خانه رسول ریحانیان – قاجاریه – فومن

خانه حسن جمشیدی – پهلوی – فومن

خانه احمد نوردی – معاصر – فومن

خانه آذر گشسب – معاصر – فومن

خانه جهانگیر نعمت زاده ۱ – قاجاریه – فومن

کاروانسرای میرزا – فومن

خانه ابراهیم رائی – پهلوی – فومن

خانه ناصر گودرزی – فومن

خانه یزدان آذربادگان – قاجاریه – فومن

خانه روح الله فیضی – قاجاریه – فومن

مهمانسرای کامران – معاصر – فومن

خانه یحیی اوحدی – پهلوی – فومن

خانه آقای محمد حسن طهمی – فومن

خانه خسرو کاظمین – پهلوی – فومن

خانه کریم کوهی – پهلوی – فومن

خانه فرخ کاظمین – پهلوی – فومن

خانه رضا نعمت زاده – قاجاریه – فومن

خانه عباس کامران – معاصر – فومن

خانه عباس اخوان ۱ – صفویه – فومن

خانه احمد علی – فرامرزی – فومن

خانه علی اشجاری – پهلوی – فومن

خانه یوسف سنبحانی – معاصر – فومن

خانه شماره ۱ میراث پهلوی – فومن

خانه تراب جهانی – معاصر – فومن

مسجد دو خواهران – معاصر – فومن

خانه ابراهیم سلیمی و مهین اشجاری – معاصر – فومن

خانه رضا بامداد – قاجاریه – فومن

خانه رحمان حنیفه زاده ماسوله – معاصر – فومن

خانه عبدالله بی حساب – معاصر – فومن

خانه همتی – معاصر – فومن

خانه رحیم نقیبی – معاصر – فومن

خانه خدیجه نصیری – پهلوی – فومن

خانه فریدون تقریبی – قاجاریه – فومن

خانه پاکدامن – قاجاریه – فومن

خانه محمد علی ساعی – معاصر – فومن

خانه علی دقیقی ماسوله – قاجاریه – فومن

خانه سید افضل فاضلی – معاصر – فومن

خانه محمد کاظمی – قاجاریه – فومن

خانه حمزه کاظمی – پهلوی – فومن

خانه سید جلال موسوی – پهلوی – فومن

خانه حسین آذری – معاصر – فومن

خانه بینایی – معاصر – فومن

خانه لطیف نعمت زاده – قاجاریه – فومن

خانه اسحاق دایی – معاصر – فومن

خانه ذبیح الله غریب – قاجاریه – فومن

خانه ابراهیم هاشمی خواه – قاجاریه – فومن

خانه عباس بابایی – قاجاریه – فومن

خانه پ ۱۳۷ – قاجاریه – فومن

خانه سید اسحاق محمدیان ماسوله – معاصر – فومن

خانه شعبان پور شهبازی – قاجاریه – فومن

خانه انعام الله نعمت زاده – قاجاریه – فومن

خانه رمضان معینی – قاجاریه – فومن

خانه حاج فیض خارابی – صفویه – فومن

خانه سید اسماعیل حسابی – قاجاریه – فومن

خانه عزت الله رحمتی – پهلوی – فومن

خانه نادر اداک – معاصر – فومن

خانه عباس اخوان ۲ – قاجاریه – فومن

خانه جهانگیر نعمت زاده ۲ – قاجاریه – فومن

خانه مریم عبداللهی – معاصر – فومن

خانه بیژن شکوری نژاد – پهلوی – فومن

خانه قدرت عاصی – معاصر – فومن

خانه حبیب محسنی ۱ – فومن

خانه حبیب محسنی ۲ – فومن

خانه یدالله جمالی – صفویه – فومن

خانه هاجر رحمتی – قاجاریه – فومن

خانه محسن وکیلی – معاصر – فومن

خانه احسان الله مهدی زاده – معاصر – فومن

خانه حسن اخوان – قاجاریه – فومن

خانه بینایی ۱ – معاصر – فومن

خانه بینایی ۲ – پهلوی – فومن

کتابخانه ماسوله – معاصر – فومن

خانه منصور فیضی – قاجاریه – فومن

خانه محمد اسحاق عسگری ماسوله – معاصر – فومن

خانه حسن آقایی – معاصر – فومن

خانه ابراهیم تفعلی – پهلوی – فومن

خانه تقی قصابی – پهلوی – فومن

خانه یعقوب شفیع پور – معاصر – فومن

خانه محمد حسن محب علی – قاجاریه – فومن

خانه غلام امشاری – معاصر – فومن

جمعیت:

مرد: ۶۰۰۱۴۳ شهری، ۵۱۰۲۳۳ روستایی

زن: ۶۰۱۲۳۶ شهری، ۵۲۱۲۱۹ روستایی

تقسیمات کشوری: مرکز این شهرستان شهر آستانه، دارای دو بخش ۱- بخش مرکزی به مرکزیت شهر آستانه، دارای ۴ دهستان ۱- گورکا ۲- کیسم ۳- دهشال ۴- چهارده ۲- بخش کیاشهر است.

پوشش گیاهی: آویشن، گل ختمی، درختان ون، آزاد، اقاقیل، ممرز، اولاس، گردو، تمشک، گلابی، مازو، بلوط، گیاهان مرتعی.

جانوران: شغال، گرگ، گراز، پلنگ، کبک

فرآورده ها: برنج، یونجه، جو، ذرت، لوبیا، گیلاس، گندم، سیب زمینی، به، گردو، سیب..

نژاد و زبان: آریایی نژادند و به زبان فارسی با گویش گیلکی سخن می گویند.

رستنی ها: درختان انار ترش، ازگیل، انجیر، فندق، گردو، تمشک، زرشک، توسکا، افرا، راش، شرم، بلوط، ممرز، توت، ون و آزاد، گیاهان دارویی، گل بنفشه، گل ختمی، گل گاو زبان، پوشش گیاهی برای چرای دام..

سوغات: برنج، ماهی، خاویار، انواع ترشیجات، مربا، کلوچه، زیتون، رشته خوشکار، عروسکهای دست بافت، کدو قلیانی، نان برنجی.

غذاهای محلی: مرغ فسنجان، مرغ لاکو، میرزا قاسمی، باقلا قاتوق، ترشی تره، سیر قلیه، آلو مسما، انار بیج، شش انداز، شیرین خالو، آبه چخرتمه، ناز خاتون، متنجن، لونگی، کوله غورابیج، واویشکا، ترشی شامی، کوکوی اشپل، شاه کوکو، کوکوی اوزون برون، آش شلغم، آش شیر، ترش کباب، مرغ ترش، داشمه پلو، قلیه پلو، گرمه پلو، ماهی دودی، بورانی، زیتون، اشپل، پنیر بوروشته، خاویار.

 

۰


نوشتن یک نظر

Show Buttons
Share On Facebook
Share On Twitter
Share On Google Plus
Share On Linkedin
Share On Youtube
Hide Buttons